سه شنبه 3 مهر 1397
پنجشنبه 24 خرداد 1397 - 22:27:44 چاپ

یکی از روش‌های بی‌اعتبار کردن علم در همه روزگاران

وبلاگ > جعفریان، رسول - خیلی مهم است که همه ما به دانش اعتماد و از آن حمایت کنیم و دست از بازی کردن با آن برداریم. مهم است که آموختن مورد حمایت همه ما باشد و جوانان را از آن متنفر نسازیم. این کار راه های مختلفی دارد. توجه به اصول تعلیم و تربیت بسیار است. این که یاد داشته باشیم بهترین شرایطی که می توان در آن علم آموخت چه شرایطی است. اینجا یک تجربه از هزاران است.

راغب اصفهانی، عالم فاضل قرن چهارم ـ پنجم، (متوفای بعد از 409) بیست و سه شرط را برای موفقیت یک دانش آموز بر می شمرد نکاتی که همه آنها نکات مهم اند. هستند. در میان این 23 نکته، یک توصیه از نظر بنده، بسیار مهم است، و اهمیت آن هم به خاطر نگاه دقیق و عالمانه ای است که در آن وجود دارد.

برای شرح آن لازم است یک مقدمه کوتاه عرض کنم و آن این که از ابتدای تغییر روشهای علمی در عصر جدید، به ویژه در دانش هایی مانند طب، افرادی که معارض و مخالف بودند، انگشت روی اشتباهات پزشکان می گذاشتند و آن را دلیل بر بطلان آن علم می دانستند. این روش، هنوز هم ادامه دارد، و مورد استفاده کسانی است که اعتماد به این دانش ندارند، و این بی اعتمادی را با زدن همین مثالها ترویج می کنند.

مدل دیگر این نوع برخورد منفی گرایانه، طرح این نکته هست که متخصصان این دانش هر روز نظرشان را عوض می کنند، یا پزشکان مختلف، حرفهای مخالف همدیگر می زنند؛ نیز این که تجربه های آنها، روزانه عوض می شود. یک روز این را می گویند و روز دیگر، مطلب دیگری را. بدین ترتیب معلوم می شود که اینها علم نیست.

مدل بالاتری هم هست، و این که در کنار جنبه های مثبت فراوان آن علوم، انگشت روی جنبه های منفی اش گذاشته به برخی از پیامدهای آن که غالبا هم توهمی و تحلیل های ناشی از عوض شدن فضای های جاری از شکل سنتی به مدرن است، می پردازند.
راغب اصفهانی در بیان شرایط موفقیت یک دانشجو، در نکته بیستم، روی همین مساله انگشت نهاده به دانشجوی واقعی توصیه می کند در این زمینه مراقب باشد. وی روش پیشگفته را کار «عوام» می داند، این که وقتی یک طبیب یا منجم در صدور حکمی اشتباهی مرتکب می شود، عوام، اصل دانش را زیر سوال می برند.

راغب می گوید، دانشجویی طالب علم واقعی است که مانند عوام نباشد و اشتباه یک پزشک را به پای اصل علم نگذارد. او باید بداند یک علم، اصول خاص خود را دارد، اصلی که آن علم بر اساس آنها سنجیده می شود نه بر اساس تجربه غلط یک کسی که در حال تمرین و تخصص آموزی در این علم و عمل بر اساس آموخته های جاری است.

راغب می گوید: دانشجو، نباید اشتباه یک شاغل در این علم، او را وادار به فساد آن علم و اعلام بی فایدگی آن کند، کاری که عوام انجام می دهند. اینان چنین اند که وقتی یک طبیب یا منجمی را می بینند که حکم اشتباهی می کند، اصل دانش طب و نجوم را خوار می شمارند. دانشجو باید صحت و سقم هر فنی را با آنچه که ذات آن اقتضاء دارد، بسنجند. بنابر این، حکم اشتباه یک شاغل در آن، دلیل بر ناتوانی آن دانش نیست، چون مناسبتی میان این دو وجود ندارد جز این که او با تمرین و اشتغال خود به آن علم، راست یا ناراست، حکایت از آن کار دارد.

به دیگر سخن، توصیه راغب این است که اصل علم، نباید با خطاهای جاری در گزاره های یک شاغل در این علم، سنجیده و تحقیر شود، بلکه علم باید فی حد نفسه، با اصول خودش، ارزیابی شود.

این تأکید وی که این روش عوام است، نکته بسیار لطیفی است؛ چنان که امروزه ما نیز شاهد این امر هستیم که بسیاری از مخالفان علوم جدید، عوامانه، به همین خطاهای جاری استدلال کرده اصل این دانش ها را زیر سوال می برند و حکم به بطلان این علوم می کنند و بی اعتبارشان می سازند. از قضا در روزگار ما این روش، یکی از پر رونق ترین روشها، برای دشمنان علوم جدید است که قصد دارند با این انتقادها، به دکان بی رنگ خود رونق دهند. این کار یعنی تحقیر این علم، یکی از بدترین کارهایی است که نتیجه مستقیم روی عقب ماندگی علمی ما دارد، زیرا اعتماد را از میان می برد.

رسول جعفریان

مطالب مرتبط
15 دیدگاه
  • شمس تبریزی
    پنجشنبه 24 خرداد 1397 - 23:01:42
    پاسخ
    9 15

    جناب جعفریان، در علومی مثل ریاضی و فیزیک و شیمی، درستی معدودی اصل را میپذیریم و هر چیزی را بر پایه این اصول ثابت میکنیم. یک نظم و انسجامی بر این علوم حاکم است که در به اصطلاح علوم دیگر ندیده ام. مشکل با به اصطلاح علومی است که نه اصول مشخصی دارد و نه معلوم است که احکامش را بر پایه چه اصولی اثبات کرده اند. آن چیزی را که اسمش را گذاشته اند علوم انسانی با ریاضی و شیمی و فیزیک قیاس کنید. از نظر من اینها به استفراغ مغزهای آدمیان شبیه است تا علم. بی دلیل نیست که آدم با ریاضی و فیزیک مشکل ندارد اما با علوم انسانی چرا

    • بی نام
      شنبه 26 خرداد 1397 - 10:24:55
      3 2

      شما دقیقا از مخاطبین همین مطلب هستی. کسی که علم رو استفراغ ذهن می خونه. همین مواجهه شما با علم اقتصاد، علم جامعه شناسی، علم روانشناسی و .... هست که وضعیت ما رو به اینجا رسونده

    • بی نام
      یکشنبه 27 خرداد 1397 - 01:14:18
      2 3

      من با نظر شمس تبریزی موافقم

    • شمس تبریزی به بی نام
      پنجشنبه 31 خرداد 1397 - 00:38:05
      0 0

      شما چه اصراری داری که اسمش را بگذاری علوم انسانی؟ اگر حسن نیت دارید و کلکی در کارتان نیست همانطوری که میگوییم الهیات، این را هم بگویید انسانیات. کما اینکه در غرب هم خیلی ها میگویند humanities. وقتی در باب یک موضوع نظرات مختلفی مطرح میشود و نه نظری واحد، علم بودن زیر سوال میره. ما مکاتب مختلف روانشناسی و اقتصادی داریم اما مکاتب فیزیک و ریاضی مختلف نه. روانشناسی جزو انسانیات است. من چیزی به نام علوم انسانی نمیشناسم.

  • بی نام
    جمعه 25 خرداد 1397 - 05:13:26
    پاسخ
    13 5

    خواهش میکنم به دلیل عملی برای من ثابت کنید چرا هنوز باید با چشم هلال ماه روئیت شود تا عید اعلام شود در حالی که علم نجوم قادر است تا 1000 سال آینده با دقت ثانیه پیش بینی کند چه زمانی خسوف یا کسوف اتفاق می افتد؟

    • بی نام
      جمعه 25 خرداد 1397 - 13:14:18
      2 2

      نظر شخصی و کاملا آماتوری من اینه: به نظر می‌آید در آن زمان محاسبات منجمین قابل اعتماد نبوده و موقعیت ماه در آسمان قابل اتکا نبوده و به همین خاطر ملاک بعضی، همان مشاهده با چشم مسلح باقی مانده. حال آن‌که چشم مسلح افراد نیز دقت‌های مختلفی دارد که تحت تأثیر شرایط جوی همچون غبار و شکست نور است و به همین خاطر اخیراً بعضی استفاده از تلسکوپ را جایز دانسته‌اند. با همه این توصیفات، به نظر باید قبول کرد که محاسبات کنونی منجمین از موقعیت ماه در آسمان به صورت هلال اول ماه، امری قطعی است که حال ممکن است با چشم عادی، تلسکوپ یا از محاسبات ریاضی اثبات شود.

    • بی نام
      جمعه 25 خرداد 1397 - 17:03:25
      1 0

      اول باید بدانید که دیدگاه ها مختلف است، برخی به چشم می دانند برخی به تلسکوپ کافی و مناسب می دانند هر دو دسته هم دلایلی دارند و پاسخ هایی داده اند. اینجا هم رسول جعفریان یا فرد دیگری نمیآید بحث علمی و مناظره کند، پس خودتان که سوال می پرسید تحقیق کنید و منابع مختلفی هم وجود دارند

    • شمس تبریزی
      جمعه 25 خرداد 1397 - 20:15:05
      3 3

      خدا به پیامبرش گفته که هلال ماه را باید رویت کنی. حالا اگر شما بتوانی با محاسبه علمی نشان دهی که هلال قابل رویت است مثل این است که رویت حاصل شده. اما مشکل این است که با محاسبات علمی فقط میتوانی مشخصات هلال از جمله فاز، ارتفاع و زاویه جدایی از خورشید و مقارنه و غیر را حساب کنی اما اینکه ماه با چنین مشخصاتی قابل رویت است مربوط به تجربه رصد گر میشود و نه محاسبه علمی. فرضا یکی ادعا میکند در ارتفاع 4 درجه قابل رویت است و دیگری میگوید در ارتفاع 6 درجه. این را هم در نظر بگیرید که حکم خدا کلی و برای همه مردم است. حکم باید به گونه ای باشد که متخصص و غیر متخصص برای اجرایش مشکل نداشته باشند. آدمی که فرضا در آمازون زندگی میکند و دسترسی به تلسکوپ ندارد و یا اصلا محاسبات این چنینی را نمیداند تکلیفش چیست؟

  • بی نام
    جمعه 25 خرداد 1397 - 06:20:50
    پاسخ
    9 3

    یکی از مهمترین روشهای بی اعتباری علم توجه به مقالات کپی شده،دادن مسئولیت های علمی به وابستگان حکومتی، دشمنی با علوم انسانی ، پولی شدن مدرک، و... است.

  • بی نام
    جمعه 25 خرداد 1397 - 14:22:05
    پاسخ
    9 0

    علم بی اعتبار شد وقتی که هرکسی با هر سطح علمی شد مهندس وقتی دانشگاه های آپارتمانی همه جا مثل قارچ رشد کردن علم بی اعتبارشد وقتی شعب بین الملل وپردیس های پولی ظهور کردن علم بی اعتبار شد وقتی با رتبه های ضعیف بصرف داشتن سهمیه ها پزشکی و دندون قبول شدن علم بی اعتبارشد............

    • شمس تبریزی
      شنبه 26 خرداد 1397 - 00:55:54
      0 1

      لا اقل صدتا دانشگاه را در ایالات متحده میتونم اسم ببرم که کیفیت پایین تر از دانشگاه های قارچی خودمان دارند. با این حال، علم در آمریکا بی اعتبار نشده. مشکل ما در جای دیگر است

  • بی نام
    جمعه 25 خرداد 1397 - 22:15:18
    پاسخ
    3 0

    یکی از روش های بی اعتبار کردن علم این است که هنوز برای دانشجویان دو سه تا کتاب خوب ننوشته ایم.

  • بی نام
    جمعه 25 خرداد 1397 - 22:19:11
    پاسخ
    3 3

    علم یعنی علمی که در خدمت بشریت هست مثل برق.واکسن.دارو.بهداشت.....

  • بی نام
    شنبه 26 خرداد 1397 - 12:06:39
    پاسخ
    0 2

    چون اشاره متن به موضوع خطای طبیبان بود. یادی از دو کتاب جالب: صفر و یک نوشته جناب دکتر ناصری شود که حاوی فرضیات و نگرشی جدید است که در برخی کشورهای پیشرفته هم تا حدودی پذیرفته و متداول شده است درمان همیو پاتیک و شفای کوانتومی و موضوعات مشابه مندرج در کتابها.خوب است به داستان زیبای مولوی در طرح کلی بیماری و عشق و قضیه معروف: از قضا سرکنگبین صفرا فزود/ روغن بادام هم خشکی می نمود.رویکرد جدید در مباحث تشخیص،تجویز و مداوا نوعی نگرش سیستمی بین رشته ای فزاینده و رو به تکامل است که با تخصص نگری های قرون اخیر نوعی ناسازگاری دارد.هر بیمار سیستمی منفک و جداست با پیشینه و علل خاص و پیوستگی جسم با روح و روان. درمان موضوعی همه نگر و شاید بتوان گفت حکیمانه،در معنای عام را، ایجاب می کند ...

  • مرتضی
    یکشنبه 27 خرداد 1397 - 21:59:54
    پاسخ
    2 0

    خیلی جالبه که همونهایی که به علم ایراد میگریند، اکثرا کسانی هستند که باور و اعتقادشون باعث میشه هر صحبت بی پایه و غیر مستند و غیر علمی رو قبول کنند.

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین