به گزارش خبرآنلاین، محمدرضا بایرامی چندی پیش در «کافه خبر» حاضر شده بود و درخصوص داستان توقیف «مردگان باغ سبز» به خبرآنلاین اینگونه توضیح داد: «در مورد «مردگان باغ سبز» فقط یک توضیح می دهم و آن اینکه ارشاد ظاهراً به کتابی توقیفی میگوید که آن کتاب مجوز گرفته باشد و بعد مجوز آن را باطل کند. شما بهتر از من میدانید در مراکزی مانند حوزه هنری یا کانون پرورش فکری که دولتی یا نیمه دولتی هستند، کتاب از قبل مجوز نمیگیرد؛ ابتدا چاپ میشود و سپس برای ترخیص و کسب مجوز می رود بنابراین اگر جایی عنوان میکنند که کتاب توقیف نشده، لابد دلایل قانونی خودشان را دارند اما این کتاب علیرغم فشاری که هنوز هم برخی، خارج از وزارت ارشاد برای عدم تجدید چاپش و به شکل تهدیدآمیز میآورند، مجددا منتشر شد. چاپ سوم و جدیدی که البته با مقدمه جدیدی روانه بازار شده است.»
به گفته بایرامی؛ برخی در مورد «مردگان باغ سبز» به شدت دچار کج فهمی، بدفهمی و حتی غرضورزی شدند. با گذشت زمان نسبت به این موضوع مطمئنتر شدم. عدهای سعی کردند این کتاب را به سمت و سویی سوق دهند که هرگز در ذهن من نمیگنجید و حتی لحظهای هم به آنها فکر نکرده بودم. در کتاب هم به شرط درست خواندن و فهمیدن، ذرهای از این مسایل دیده نمیشد و نمیشود.
وی ادامه داد: «مسائلی مثل نگاه مثبت به آخر و عاقبت فرقه و حرکت به سوی تایید جدایی طلبی که اساساً فرقه با چنین نگاهی سرکار نیامد که اگر آمده بود، هیچ پایگاهی نمیتوانست حتی در همان ابتدا، بین آذریها داشته باشد و اگر نگاهی به خاطرات بر جای مانده از افراد منصف بیندازیم ـ از جمله خاطرات برخی روحانیون ـ متوجه میشویم که آنها هم ابتدا با فرقه همدل و همراه بودهاند تا اینکه با پی بردن به ماهیت واقعی برخی سران این جریان، از آن فاصله گرفتهاند.»
بایرامی با اشاره به اینکه افرادی که برای این رمان فضاسازی کردند، سعی کردند دست به ترور کار بزنند، گفت: «آنها سعی کردند جوی را ایجاد کنند تا همه چیز در هیاهو گم شود و از ترس متهم شدن؛ کسی جرأت نکند به «مردگان باغ سبز» نزدیک شود و از آن سخن بگوید، آن هم در جامعهای که میبینید چقدر جوسالار است حتی در عرصه فرهنگی و چگونه سعی میکنند عدهای با استفاده از آن، حتی پاورقیهای معمولی را هم بر عرش اعلاء و تارک جوایز ادبی و...بنشانند.»
این نویسنده تاکید کرد: «من درست متوجه نشدم که این کار تعمدی است یا اینکه درک این آقایان از داستان هم همین حد است. ولی به هرحال این برخوردها فضای ناخوشایندی برایم درست کرد چون به شدت تلاش میکردند که در تمام موارد، کار را تخریب و تخطئه کنند و از منتسب کردن هیچ نسبت دروغی به من و رمانم، ابا نداشتند. به هر حال بر من معلوم نشد که توان درک زاویه دید کار را داشتهاند یا نه، اما از کار خودم مطمئن بودم و اینکه خود اثر، در مقابل این اتهامات واهی، دفاع خواهد کرد. در نهایت هم یکی از دلایل اصلی که باعث شد تن به تجدید چاپ کتاب «مردگان باغ سبز» بدهم، همین بود.»
وی معتقد است: «در یک فضای برافروخته و غیر منطقی؛ آماده فحاشی، پرونده سازی، متهم شدن، هوچیگری و جو سازی، عملا دیالوگ از بین میرود. در این فضا مجبوریم به برخورد متوسل شویم. وقتی کسی که یک جملهای از کتاب را درمیآورد و میگوید که مثلاً در این کتاب گفته شده «قوم اوغوز» و این توهینی است به ترکها و آذریها، آن هم در کتابی که توسط یک آذری نوشته شده! خوب، آن کسی هم که اهل فن نیست، این اشتباه را نمیگیرد و دنباله و جو ساخته شده را میگیرد که شما به قومیت ما توهین کردهاید! درحالیکه اساساً چنینی چیزی در کتاب نیست.»
بایرامی در خصوص نحوه برخورد وزارت فرهنگ و ارشاد با این کتاب اینگونه توضیح داد: «برخورد ارشاد خیلی هم دور از انتظار نبود یعنی برخورد بسیار تندی با من نبود. من به عنوان یک نویسنده باید کتابم را بنویسم و ارشاد هم یک قوانینی دارد که آن قوانین را باید جلویش بگذارد و ببیند آن کتابی که نوشته شده با آن قوانین میخواند یا نمیخواند. اینکه این قوانین درست هست یا نیست، فعلاً من کاری ندارم. اگر جایش پیش آمد در موردش صحبت میکنم ولی تصور من این است که این فضای پیرامونی، خیلی تاثیرگذار بود.»
متن کامل گزارش این نشست را اینجــــــا مطالعه بفرمایید.
291/60