پنج شنبه 28 تیر 1397
شنبه 25 خرداد 1392 - 10:39:33 چاپ

چرا اس300 مهم است؟/موشک‌های روسی پشت دروازۀ دمشق

بین الملل > خاورمیانه - یک کارشناس مسائل روسیه می‌گوید: پیام موشک‌های اس300 روسها اینست که اگر غرب دست از پا خطا کند، سامانۀ پیشرفتۀ اس300 به آسانی مواضع غرب و متحدانش را هدف می‌گیرد.

زهرا خدایی

سیاست خاورمیانه‌ای روسها از دیرباز نه تهاجمی بوده و نه ضدغربی. موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک، روسها را در وضعیتی قرار داده که همواره از درِ تعامل با شرق و غرب و در مجموع جهان پیرامونی خود وارد شده‌اند.
روسها به رغم آنکه سالهای متمادی درگیر گفتمان‌های برآمده از مکتب‌های سیاسی و ایدئولوژیک بود، اما روسیۀ برآمده از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خیلی زود نگاه منفعت محورانه را در پیش گرفت. روسیه در عین رابطه با غرب، نگاهی نیز به شرق دارد و تلاش می‌کند اندک حوزه‌های سنتی باقیمانده در قلمرو خود را حفظ کند. سوریه، امروز یکی از همان کانون‌هاست که روسها برای حفظ آن، آخرین برگه‌های خود را نیز رو کرده‌اند. مسئلۀ واگذاری سامانۀ دفاعی اس300 هرچند از سوی روسها رد شده، اما نگرانی و جنگ روانی ناشی از آن طی 2 ماه اخیر را نمی‌توان کم اهمیت دانست.
دکتر جهانگیر کرمی، دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و کارشناس روسیه و اوراسیا در گفتگو با خبرآنلاین می‌گوید: هرچند هدف روسیه از این اقدام تحت فشار قرار دادن مخالفان بشار اسد است، اما در صورت تشدید فشارها بر دولت سوریه، احتمال ارسال این سامانه در پائیز آینده وجود خواهد داشت.
خبرگزاری خبرآنلاین سیاست خاورمیانه روسیه و آخرین تحولات در حوزۀ روسیه-سوریه را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه می‌خوانید: 

جهانگیر کرمیدر ابتدا از پیشینۀ رابطه اسراییل و روسیه و همچنین تأثیر بحران سوریه بر این رابطه بگوئید.
در دورۀ جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی در طرف جریان عربی و به ویژه جبهه مترقی عربی و جمهوری‌خواه، رادیکال و انقلابی عربی قرار داشت و در مقابل، آمریکا در کنار اسراییل و در عین حال، همزمان در کنار حکومت های پادشاهی منطقه بود.
اما روسیۀ جدید در 10 سال اول پس از فروپاشی، سیاست خاصی را نسبت به منطقه، اسراییل و فلسطین و سایر کشورها نداشت. اما زمانی که پوتین در سال 2000 سر کار آمد، سیاست خارجی جدید روسیه نسبت به خاورمیانه شکل گرفت و در این سیاست جدید روسیه سعی می کرد که با همۀ طرفهای خاورمیانه‌ای اعم از عربی و اسراییلی و متحدین سابق و حتی متحدین آمریکا، رابطه برقرار کند. در نتیجه، یک رابطه نسبتاً باثباتی بین روسیه و کشورهای منطقه شکل گرفت. اما بعد از تحولات عربی، روسها نسبت به تحولات منطقه به شدت نگران شدند و کل پروژۀ انقلاب های عربی (یا بهار عربی و یا بیداری اسلامی) را پروژۀ آمریکایی پنداشتند و بر این اساس سعی کردند تا آنجا که ممکن است خودشان به این پروسه و تحولات کمک نکنند.
روسیه در مورد خاصی مثل لیبی با قطعنامۀ منطقه ممنوعۀ پروازی موافقت کرد اما غرب از آن سوء استفاده کرد و آن را به یک قطعنامۀ اقدام نظامی تبدیل کرد. در نهایت روسها خیلی نگران شدند و حتی با واژه‌هایی مثل جنگ صلیبی، وحشی گری جدید، آدم کشی و .. از آن یاد کردند؛ و ناتو را به عنوان نهادی معرفی کردند که درصدد دامن زدن به جنگ های جدید مذهبی است. در مورد سوریه نیز طبیعتآً موضوع فرق کرد. نکته اینجاست که در این روابط جدیدی که در 12 سال گذشته روسیه با منطقه داشته است، این روابط با اسراییل نیز در جریان بوده است.
مبادلات اقتصادی روسیه و اسراییل در حدود 2 تا 3 میلیارد دلار بوده است. در عین حال بیش از 1 میلیون نفر روس در اسراییل ساکن هستند. لابی روسی در اسراییل و لابی اسراییلی در روسیه نیز حضور فعال دارند. روسیه سعی کرده روابط خود را حفظ کند و این ارتباطات همچنان برقرار بوده است. در مقابل روسها نیز سعی کرده اند رابطۀ خود را با حماس، دولت‌های منطقه و حتی حزب الله نیز ادامه بدهند. روسیه با همۀ کشورهای خاورمیانه ارتباطاتی دارد. این ارتباطات در بسیاری از مواقع بسیار گسترده است. ارتباط 40 میلیارد دلاری با ترکیه، ارتباط 3 تا 4 میلیارد دلاری با جمهوری اسلامی ایران، ارتباط تجاری-نظامی 2 میلیارد دلاری با سوریه و ...
اما نکتۀ مهم اینست که جدای از اتفاقات داخل سوریه، از نگاه روسیه آنچه که اهمیت دارد اینست که روسیه حفظ وضع موجود و موازنۀ منطقه ای خاورمیانه ای موجود را پذیرفته و به شدت نگران است از اینکه این موازنه به هم بخورد و یا تغییر کند. چیزی که بیداری اسلامی و یا بهار عربی آن را به چالش کشیده است.
چرا سوریه تا این اندازه برای روسها اهمیت دارد؟ روسها تا کجا می‌خواهند این حمایت را ادامه دهند؟
آنچه که سوریه را برای روسیه مهم می سازد نه مخالفت و یا مقاومت آن در مقابل اسراییل است. روسیه به روابط با اسراییل و سوریه به عنوان دو موضوع نسبتاً جدا از هم نگاه می کند و تلاش می کند که این رابطه با هم متعارض نباشد. چون رابطه با اسراییل، رابطه با جمعیت 1 میلیونی روس تبار و در عین حال یک بازار تجاری و در عین حال حتی مجموعه ای از پشتوانه های مذهبی ارتدوکسی نیز به نوعی هست. کمااینکه برخی از اماکن مقدس ارتدوکس‌ها در سرزمین های اشغالی قرار دارد.
اما روابط با سوریه، روابطی ژئواستراتژیک است و این ژئواستراتژیک بودن روابط با سوریه از قضا نسبتی با رابطه با اسراییل ندارد، بلکه این نسبت عمدتاً در ارتباط با غرب و جریان‌های اسلامگرای رادیکال، ترکیه و در ارتباط با موقعیت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است. به این معنا که از نگاه روسیه، یک سوریۀ مرتبط با جمهوری اسلامی ایران و به عنوان ادامه نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در حوزه عربی اسراییلی تا حوزۀ مدیترانه، فرصتی برای روسیه است تا در مقابل یک جبهۀ عربی-غربی-ترکیه‌ای و در مقابل یک جریان روزافزون رادیکالیسم عربی-اسلامی مقاومت کند.
از نگاه روسها جبهۀ عربی-غربی و ترکیه تهدیداتی هستند که منافع روسیه را در خاورمیانه و حتی در مراحل بعدتر در قفقاز به خطرمی اندازند و در اینجا سوریه و جمهوری اسلامی ایران به عنوان همکاران و متحدانی هستند که می توانند این جریان ضدروسیه ای را کنترل کنند.
پروژۀ اعطای موشک به دولت سوریه شدنی است؟ و یا اینکه روسها ترجیح می‌دهند از این مسئله به عنوان ابزار فشار استفاده کنند؟
اهمیت سوریه برای روسیه به گونه ای است که برای حفظ آن تلاش می کند از هر اقدامی استفاده کند از تحرکات سیاسی در نهادهای بین المللی، در شورای امنیت سازمان ملل گرفته تا اقدامات اطلاعاتی، عملیاتی و نظامی در صحنۀ جنگ داخل سوریه. باید در این چهارچوب به موضوع نگریست. بخشی از اخبار مربوط به اس300 به فضای تبلیغاتی حمایت از دولت سوریه در مقابل مخالفین بازمی‌گردد؛ مخالفینی که افکار و اندیشه‌های آنها رادیکالیستی دینی سلفی است و برای روسیه در بلندمدت مشکل ساز است؛ از سویی به هم خوردن موازنۀ منطقه ای به نفع عربستان، ترکیه و آمریکا در حوزۀ خاورمیانه در بلندمدت می تواند برای منافع روسیه در حوزۀ خاورمیانه، جنوب روسیه، منطقۀ قفقاز جنوبی، حوزۀ دریای سیاه و مدیترانه مشکلات ژئواستراتژیک ویژه ای را ایجاد کند.
با در نظر گرفتن این ملاحظات اس300 هم یک پوشش تبلیغاتی و سیاست اعلامی است و هم اینکه به لحاظ عملکرد می‌تواند دولت سوریه را در مقابل بازیگران منطقه ای تقویت کند.
دربارۀ کارکرد اس300 و توان آن بگوئید؛ چرا این موشک تا این اندازه در کانون توجهات است؟
می دانید که دولت روسیه یکی از متحدان نظامی دولت سوریه بوده است و قراردادهای متعددی در طول 40 سال گذشته بین طرفین وجود داشته و دولت روسیه نیز سعی کرده است این تسلیحات را برای دولت سوریه تأمین کند. اینکه اس 300 تا این اندازه مورد توجه تبلیغاتی قرار می گیرد، به این دلیل است که این یک موشک عملیاتی ویژه و سامانۀ موشک زمین به هواست که معادل موشک های Sun 20 سازمان ناتو است.
این سیستم که قدرت رهگیری هواپیماها، موشک‌های کروز و بالستیک را دارد، می تواند همزمان چندین هدف (حتی 100 هدف) را در بُرد خود قرار دهد و چیزی شبیه به مدل های پیشرفتۀ پاتریوت است. از سویی این موشک ها می توانند با اهداف متحرک قدرت درگیری داشته باشد و حتی به طور همزمان 10 تا 12 هدف را منهدم کنند.
غیر از جنبۀ تبلیغاتی، جنبۀ کارکردی این موشک ها اینست که اگر دولت سوریه این سامانه ها را مستقر کند، فضای هوایی سوریه را تأمین و محافظت می کنند. این سامانه به دولت سوریه اجازه می دهد که در مقابل اسراییل و ترکیه، اقدامات نظیری شناسایی عملیاتی هواپیماها، بمباران های احتمالی و یا مانور نظامی بر فراز خاک سوریه و در کنار مرزها و در سرزمین‌های ساحلی سوریه داشته باشد؛ مسئله ای که می تواند به سوریه قدرت عملیاتی ویژه ای داده و به نوعی امنیت دولت و امنیت مراکز حیاتی و استراتژیک آن را تضمین کند. از این رو دادن این موشک ها فراتر از مباحث تبلیغاتی و عملیاتی است و اینکه نشان دهندۀ سیاست اعلامی حمایتی روسیه است.
اما به لحاظ عملیاتی نیز می تواند به دولت سوریه برای مقابله با درگیری‌های احتمالی میان سوریه و ترکیه و اسراییل کمک کند. ولی در عین حال نباید فراموش کرد آنچه که دولت سوریه را در مقابل مخالفین خود قدرتمند کرده و توان مضاعف داده است، این موشک ها و موارد مشابه آن نیست، بلکه حمایت های سیاسی، اطلاعاتی و عملیاتی دولت روسیه است و در واقع اینهاست که اهمیت دارد و در عین حال اس300 همانند بحث لغو تحریم های تسلیحاتی است که به نوعی هشدار به دولتهای غربی است؛ با این مضمون که اگر تحریم های تسلیحاتی مخالفان شکسته شود و غرب از آنها به لحاظ تسلیحاتی حمایت کند، روسیه نیز دستش برای هرگونه مانوری باز است.
نگاه روسها به رویارویی حزب الله با اسراییل در منطقۀ القٌصیر چگونه است؟ رویارویی این دو برای روسها فرصت است یا هزینه؟
من فکر نمی کنم که دولت روسیه هیچ منافعی در تضعیف حزب الله داشته باشد. دلایل متعددی وجود دارد:
نخست اینکه روسیه با حزب الله ارتباطاتی دارد. دوم اینکه حزب الله متحد ایران است. ایران در کنار حزب الله، سوریه، عراق و حتی افغانستان است که برای دولت روسیه یک همکار و متحد منطقه ای در مقابل نفوذ استراتژیک غرب، ناتو، آمریکا و متحدان منطقه‌ای آنها در خاورمیانه خواهد بود.
از طرفی اساساً دولت روسیه در روابط خود با اسراییل لزوماً در یک دهۀ اخیر که این روابط به صورت جدی دنبال شده است به هیچ وجه به دنبال تضعیف حزب الله، حماس و یا سوریه و جبهۀ مقاومت نبوده است. چرا؟ چون روسیه می داند که هیچیک از این نیروها به شکلی نیست که موجودیت رژیم صهیونیستی را در مخاطرۀ جدی قرار دهد. اگر این موجودیت در مخاطره قرار گیرد، غرب بیش از دولت روسیه خود را موظف به حمایت می داند، ضمن اینکه اساساً دولت روسیه سیاست حفظ وضع موجود خاورمیانه را سالهاست که دنبال می کند و نمی خواهد معادلات موجود به هم بخورد. اگر هم این معادلات به هم بخورد دولت روسیه نفعی نمی برد. در صورتی که رژیم صهیونیستی به حزب الله ضربه بزند به صورت طبیعی این موازنه دچار آسیب خواهد شد و از به هم خوردن این موازنه دولت روسیه نیز دچار مشکلاتی می شود.
من تاکنون هیچ نشانه و یا اظهارنظر دیپلماتیکی و هیچ کدی را نیافته ام که موید این باشد که تضعیف حزب الله به نفع روسیه باشد. چون تضعیف حزب الله به نفع اسراییل، جبهۀ عربی محافظه کار و آمریکاست و در قدرت گرفتن جبهۀ محافظه کار عربی و آمریکا هیچ سودی برای روسیه وجود ندارد. تضعیف حزب الله به زیان جمهوری اسلامی ایران است و دولت روسیه به هیچ وجه از قدرتمندی ایران در منطقۀ خاورمیانه هیچ وقت زیان ندیده اند و هیچ احساس زیان نمی کند.
آیا افراط گرایی منافع روسها را نیز تهدید می کند؟
دولت روسیه هم اکنون به شدت از جانب غرب، ترکیه و کشورهای عربی و جریان های رادیکال اسلامی احساس خطر می کند. در منطقۀ جنوبی از مولداوی و اوکراین و دریای سیاه گرفته تا قفقاز جنوبی و گرجستان و آذربایجان و حتی در درون فدراسیون روسیه جمهوری های قفقاز شمالی هستۀ گسترده ای است که در معرض تهدید جدی قرار گرفته است. روسها حتی خودشان بر این باورند که در هیچ دوره ای نبوده است که چنین حوزه ای از مناطق ژئوپولیتیک مجاور، مرزی و داخلی روسیه تا این اندازه در معرض تهدید قرار گیرد.
نگاه روسها به رویارویی حزب الله و اسراییل در مناطق حساس سوریه چیست؟
به نظر من به نفع دولت سوریه است که اسراییل که دشمن جبهۀ اسلامی-عربی منطقه است با مخالفین همکاری کند. این همکاری منافع خاصی برای دولت سوریه دارد ولی بعید به نظر می رسد که اسراییل به صورت علنی دست به چنین کاری بزند. اسراییل ممکن است نگرانی هایی از وضعیت داخلی سوریه و تسلیحات این کشور از جمله اس300 داشته باشد، ولی اینکه بیاید و از رادیکال ها و جریان های افراطی در مقابل سوریه حمایت کند و دست به چنین ریسکی بزند، کمی بعید است. اگر این کار را بکند به نفع دولت سوریه است. ولی بعید به نظر می رسد و شاید این مسئله متأثر از فضای تبلیغاتی باشد.
برخلاف تبلیغاتی که تاکنون شده مبنی بر اینکه موشک های اس300 وارد سوریه شده اند، هنوز اخبار موثقی در این باره وجود ندارد. آنچه که مسلم است اینکه قراردادهای سیستم های اس 300 از قبل میان روسیه و سوریه وجود داشته و دولت روسیه همیشه این مسئله را عقب انداخته و بیشتر این مسئله به خاطر فشارهایی که اسراییلی ها آورده اند.
از این رو مطرح کردن این مسئله در این مقطع بیشتر به نوعی واکنش به رفتار اسراییل متعاقب بمباران سوریه بوده است. شاید اگر اسراییلی ها به سوریه حمله ای نکنند و فشار نیاورند روسها هم باز هم تعلل کنند. چون آنچه روشن است اینکه این سیستم ها هنوز در خاک روسیه هستند و احیانا اگر قرار باشد حرکت کنند مثلا ممکن است این کار در پائیز صورت گیرد و موشک ها در سوریه مستقر شوند. من فکر می کنم اگر احساس خطر جدی وجود نداشته باشد و طرفین مرزهای سوریه را نادیده نگیرند و هواپیماهای آنها وارد سوریه نشوند، احتمالاً این موضوع خیلی جدی نخواهد شد و بیشتر به شکل تبلیغاتی خواهد بود.
بازپس گیری قصیر را باید تحول مهمی در جنگ داخلی سوریه دانست. آیا این مسئله می تواند معادله سوریه را تغییر دهد؟
تصرف قصیر شرائط بهتری را برای دولت سوریه و متحدانش در صحنه سیاسی و عملیاتی ایجاد کرده است و مخالفان را در موضع ضعف قرار داده است. از طرفی، زمان به نفع دولت سوریه است و انتخابات سال 2014 هم چنانچه توافقی روی آن در نشست ژنو ایجاد شود می تواند با شرائط مناسبتری برای دولت سوریه ایجاد کند.
مسئلۀ اعزام نیروهای نظامی به سوریه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به نظرم این بیشتر یک کار تبلیغاتی و واکنش به لغو تحریمهای مخالفان است و در روسیه چنین اراده و چنین شرائطی وجود ندارد. اما خود همین تهدید به اعزام نیرو نشان از جدیت دولت روسیه برای تداوم حمایتها از سوریه دارد.
4952

 

مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین