شنبه 31 شهریور 1397
شنبه 9 شهریور 1392 - 10:30:06 چاپ
تعاریف در علوم انسانی مسدود و محدود به جهان‌بینی‌هاست.

درباره ادبیات/5

وبلاگ > بهبودی، هدایت ‌الله - اندیشمندانی که باور کرده‌اند علت وجودی ادبیات برای نفس ادبیات است و از آن نباید تقاضای فایده کرد، به ادبیات خودخواه معتقد هستند.

5- ادبیات پایداری
تعاریف در علوم انسانی مسدود و محدود به جهان‌بینی‌هاست و اندیشه‌ها نقش اصلی را در تعیین مرزهای تعریف به عهده دارند. تقسیم‌بندی زیر که شاید از مقدمات تعریف به شمار آید، خارج از جناح‌بندی‌های طبیعی اندیشه نیست.
ادبیات را می‌توان بنا بر شکل‌پذیری که از سوی خالق آن صورت می‌گیرد، در سه وجه بررسی کرد:
1- ادبیات خودخواه 2- ادبیات دگرخواه 3- ادبیات خداخواه.
توضیح شماره یک: اندیشمندانی که باور کرده‌اند علت وجودی ادبیات برای نفس ادبیات است و از آن نباید تقاضای فایده کرد، به ادبیات خودخواه معتقد هستند. در چنین اعتقادی نویسنده و شاعر با گمان آزادی، خود را محدود به خلق آثاری می‌کند که زیبایی تنها صورت آفریده شدن آن است. چنین باوری، هنرمند را از به دوش کشیدن کمترین مسئولیت اجتماعی آسوده می‌کند و به او اجازه می‌دهد که تلاشی جز دست‌یابی به تمایلات شخصی خود، صورت ندهد، در این اعتقاد، اندیشه معمولاً به دور یک نقطه می‌گردد و از سیر به دوردست‌ها عاجز است. گردش اندیشه دورِ نقطه‌ای به نام «من» است. این «من» ممکن است اندیشه‌ای قدکوتاه، و ممکن است «من»ی بزرگ، مثل قدرت باشد.
توضیح شماره دو: گروه دیگری از اندیشمندان معتقدند که صرفِ آفرینش زیبایی در یک اثر، هدف و نتیجه نهایی نیست. اینان می‌گویند باید پا را از دایره خودنگری بیرون گذاشت و هنر و ادبیات را نه برای زیبایی، بلکه برای اجتماع و آرمانی که متعلق به اوست پسندید و از وسیلة زیبایی برای تحقق رسالت ادبی و هنری بهره گرفت. در اینجا شانه‌های هنرمند و ادیب زیر بار وظیفه‌ای است که جامعه بر دوش او نهاده است. این گروه، معتقد به «ادبیات دگرخواه» هستند.
توضیح شماره سه: دسته‌ای دیگر از متفکران باور دارند که نباید به آنچه در دایره تأیید خدایشان نمی‌گنجد، دل داد. در اینجا ادیبان و هنرمندان نه تنها به آنچه که با خواسته‌های شخصی‌شان منطبق است، بلکه نسبت به تعهدی که اجتماع برای آنان قائل می‌شود، مسئولیتی نمی پذیرند و در خلق یک اثر، همه تعهدات خود را فقط در برابر خدای خویش دارند، نه جامعه و خود. اینان معتقد به «ادبیات خداخواه» هستند؛ حال می‌خواهد خدای «مانی» باشد، یا خدای «ارباب کلیسا» و یا خدای «حافظ».
مرزی مشخص - به خصوص در زمان حال - بین این سه گونه از ادبیات کشیده نشده است و نشان دادن آنها به سادگی تشخیص روز و شب نیست. در برخی مواقع این سه مرز داخل در یکدیگرند؛ صورتی دیگر دارند و باطنی دیگر؛ صورتی دگرخواه و خداخواه دارند و باطنی خودخواه.
ادبیات پایداری زیر کدام یک از عناوین جای می‌گیرد؟
ادبیا پایداری ذاتاً از گرایش به خودخواهی پرهیز دارد چون برای پیدایش به سه عنصر ثابت محتاج است:
1- توده مردم 2- تحولات اجتماعی 3- پیشروان فکری. این سه عنصر که در ساخت ادبیات پایداری شریک هستند در انقلاب و جنگ ما فراهم بود. این دو تحول بزرگ، هم از همگامی توده‌ها برخوردار بود و هم از پیشروان فکری در صحنه هنر و ادبیات خالی نبود. ذات ادبیات پایداری به «ادبیات دگرخواه» گرایش دارد. و از آنجا که انقلاب و جنگ ایران (در دو دهه اخیر) از خصلتی توحیدی برخوردار بوده است، ادبیاتِ این دو حادثه، دارای گرایش دیگری در ذات خود است و آن «خداخواهی» است. این دو گرایش - که گاه موازی، گاه منطبق و گاه به تنهایی - در ادبیات پس از انقلاب ظاهر شده‌اند، از شاخص‌های اصلی برای شناخت آثار ادبی این دوره از تاریخ ایران است.

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین
وبگردی