شنبه 28 مهر 1397
جمعه 6 آذر 1394 - 18:51:09 چاپ
مطالعه‌ی زبان‌شناختی یک رفتار

فرهنگ «مامانش رو بزن» از کجا می‌آید؟

وبلاگ > علیانی، کورش - رفتارهای ناخودآگاه ما آینه‌ی فرهنگ ما و سبک زندگی ما هستند، نه نقاب‌ها و روایت‌های خودساخته‌ی ما

این روزها ویدیویی ۲۸ ثانیه‌ای از خانم الهام چرخنده - که خود را الهام زهرایی می‌نامد - دست به دست می‌گردد. او در این ویدیو در برابر جمعی که روی صندلی‌هایی در محیطی شبیه یک مرکز آموزشی نشسته‌اند، ایستاده و میکروفونی در دست دارد و درباره‌ی حجاب داشتن و آرایش نداشتن آنجلینا جولی در افغانستان صحبت می‌کند. یکی از حاضران که به شهادت صدایش احتمالاً به میزانی قابل توجه از سخنران کوچک‌تر است می‌پرسد «شما [اونجا] بودین؟»

خانم سخنران بلافاصله، بدون تأمل و حتی بدون تغییر لحن می‌گوید «نه، مامانتون بوده». و در جمله‌ی بعدی با تأمل بیشتر و با اندکی تغییر لحن می‌گوید «گوش کردی؟ کسی که اینجوری می‌گه اینجوری جواب هم باید بشنوه. گر ضربتی زدی ضربتی نوش کن.»

آنچه در این مطلب قصد بررسیش را داریم، نگاه زبان‌شناختی به این واقعه است. قطعاً صاحب‌نظران رشته‌هایی مانند ارتباطات، تبلیغات، روابط عمومی، روان‌شناسی اجتماعی، پژوهش‌های اجتماعی و مانند آن‌ها می‌توانند همین ماجرا را از زاویه‌هایی دیگر بررسی کنند.

پیش از این در بحث‌هایی که به ادب مربوط بود گفتیم ادب مراعات وجهه‌ی خودساخته‌ی فرد است. یعنی ندریدن و انکار نکردن نقاب‌ها و روایت‌هایی که فرد به جای خودش به ما نشان می‌دهد یا برای ما تعریف می‌کند. مثلاً داستان‌هایی که آدم‌ها در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی از پدر و پدربزرگ و مادر و مادربزرگ و حوض آب وسط حیاط و قل‌قل سماور و کرکر قلیان و دیوان حافظ و سفره‌ی هفت سین و عشق به ارزش‌ها که در خانواده‌شان موروثی است و نصایح بزرگان خانواده می‌گویند، همه جزو وجهه‌ی خودساخته‌ی فرد است. طبیعتاً حجم زیادی و گاه تمام این‌ها واقعیت دارد؛ اما این‌ها واقعیت‌های مطلوبی هستند که فرد گلچینشان می‌کند و مثلا ترجیح می‌دهد اگر همان بزرگترهای خانواده در کودکی با او رفتار بدی کرده‌اند یا به نا حق او را تنبیه کرده‌اند، فراموش کند و در روایتش در این مورد سکوت کند.

حالا پس از وجهه، دومین مفهوم مورد نیاز تحلیلمان را معرفی می‌کنیم؛ فرهنگ. ریموند ویلیامز (Raymond Williams) کسی است که می‌توان گفت تقریباً تمام عمرش را صرف پاسخ به سوال ظاهراً ساده‌ی «فرهنگ چی است؟» کرده و نتایج مفیدی نیز به دست آورده. در واقع، وقتی بخواهیم بدانیم فرهنگ چی است با فاصله‌ای زیاد از دیگران، اولین مرجع، تحقیقات ویلیامز است.

ویلیامز در بین تعریف‌های مختلفی که از فرهنگ می‌توان داد، دو رده‌ی مختلف شناسایی می‌کند، یکی فرهنگ به معنای خلاقیت‌های ادبی و هنری یک اجتماع، که از بحث امروز ما خارج است و دومی فرهنگ به عنوان امر معمول و مأنوس (ordinary). در واقع این تعریف دوم است که به بحث ما مربوط است. در این دیدگاه فرهنگ آن عناصر زندگی ما است که ما بدون تأمل و به عنوان پیش‌فرض سراغشان می‌رویم. مثلاً این که در ایران در خیابان شلوارک نمی‌پوشیم امری است که بدون این که هر بار در موردش فکر کنیم، پذیرفته‌ایمش، و به‌ش عمل می‌کنیم. و فرهنگ از بزرگ‌ترین ابعاد اجتماع آغاز می‌شود (فرهنگ ایرانی) و در گروه‌های کوچک‌تر نیز قابل دنبال کردن است (فرهنگ شهرهای کویری ایران - فرهنگ یزد - فرهنگ بافندگان یزدی و...) و به همین دلیل می‌توانیم از فرهنگ شخصی افراد نیز صحبت کنیم.

کمی از موضوع بحث دور شویم. فرض کنید شما بازجوی یکی از فیلم‌های جاسوسی هستید و می‌خواهید بدانید زبان مادری آدم ناشناسی که تحت بازجویی دارید و لب از لب باز نمی‌کند چی است. بهترین شیوه این است که او را در موقعیتی قرار بدهید که ناخودآگاه حرف بزند. مردم وقتی عصبانی می‌شوند و بدون تأمل دشنام می‌دهند یا کابوس می‌بینند و در خواب حرف می‌زنند به فرهنگ خود برمی‌گردند و به زبان مادریشان حرف می‌زنند.

خانم چرخنده نیز در آن جمله‌ی اول که بی تأمل به زبان می‌آورد به فرهنگ شخصی خود رجوع می‌کند و از وجهه‌ی خودساخته‌اش فاصله می‌گیرد. به همین دلیل آن سه کلمه با وجود کوتاهی بسیار مهم و قابل تحلیل هستند.

آن سه کلمه نشان از چه فرهنگی دارند؟ دو دلالت از دلالت‌های آن متن سه کلمه‌ای این‌ها هستند:

۱. خشونت بر مبنای نگاه جنسیت‌محور. اصولاً در گفت‌وگو - اگر بنا بر گفت‌وگو باشد، و نه بر تک‌گویی یا تقریر یک‌نفره که به بیان امروزینش همان دیکتاتوری (از ریشه‌ی dictate) است - آدم‌ها حق دارند شکشان را بیان کنند و حمله راهی برای ساکت کردن است، نه برای زدودن شک. جواب معقول می‌توانست این باشد «نه. ولی عکسش را دیده‌ام.»

اما جواب خانم چرخنده نه تنها درپی زدودن شک نیست و به دنبال ساکت کردن و تودهنی زدن است، که حمله را بر اساس جنسیت مادر شخص چیده است. و گر نه دست کم می‌توانست چیزی شبیه این بگوید که «نه. دیدم داییت توییت کرده بود.»

۲. چیزی که در اصطلاحات خیابانی آن را «آقازرنگ» بودن می‌نامند. به کار بردن ضمایر جمع در یک حمله نشان می‌دهد حمله‌کننده شیوه‌ی موثر و کم‌تر قابل پی‌گیری‌ای را برای حمله به افراد و وجهه‌شان به عنوان شیوه‌ی بلاتامل خود برگزیده است. او مخاطب و مادر مخاطب را در عین حمله‌ی جنسیتی با ضمیر جمع خطاب می‌کند تا وانمود کند با احترام کامل چنین حمله‌ای کرده است.

در مرحله‌ی بعد و جمله‌های بعدی او تلاش می‌کند با تأمل بیشتر از این بروز فرهنگ شخصی فاصله بگیرد و دوباره به وجهه‌ی خودساخته‌اش برگردد. استناد او به مصرع «زدی ضربتی ضربتی نوش کن» به قصد بی‌گناه نشان دادن خود و وانمود کردن این است که ابتدا او مورد هجوم واقع شده است. استنادی که نه تنها با قرائن همخوان نیست و قطعاً یک سوال ساده را نمی‌توان حمله یا ضربت قلمداد کرد، که در شیوه‌ی بیانش (غلط خواندن مصرع به شکل گر ضربتی زدی ضربتی نوش کن) همچنان وجه دیگری از فرهنگ شخص مهاجم را آشکار می‌کند: او مدعی آشنایی با چیزهایی (از جمله ادبیات و امثال سائر) است اما در عمل بسیار کم‌تر از حد مدعا با این چیزها آشنا است.

این تحلیل را می‌توان با جزئیات بیشتر نیز ادامه داد. اما آنچه لب کلام بود تا همینجا مشخص شده است، تصور خطای گروهی از ما از اصطلاح «الگوسازی» این است که «مردم در خانه نشسته‌اند و دست حسرت به هم می‌سایند و منتظر هستند که ما برایشان الگو بسازیم و ما با ترتیب دادن تورهای تبلیغی برای اولین کسی که موافق ما حرف می‌زند از او الگو می‌سازیم و موفق می‌شویم.»

چنین تصوری به چنین وقایعی می‌انجامد. 

53 دیدگاه
  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:10:20
    پاسخ
    160 4

    جالب بود شخصیت خود ساخته و شخصیت واقعی و دیکتاتور کوچک، واواوی زبانی علمی بسیار جذاب و آموزنده است.

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:23:11
    پاسخ
    34 200

    از صبح تا شب هزاران مرد در خیابان و در جلوی چشم بچه و نوجوان انواع و اقسام فحش های رکیکو به زبان میارن و هیچ اهل فرهنگی دست به قلم نمیشه براش این ویدئوی 30 ثانیه ای چه ویژگی داشت که نویسنده رو ترغیب به نوشتن کرد؟ بنده از این خانم هیچچچچچ خوشم نمیاد و ادبیاتش تاسف آوره به نظرم ،اما این همه واکنش در این چند روز به این مسئله کمی عجیبه برام.

    • زینب خانومی
      جمعه 6 آذر 1394 - 22:40:18
      38 2

      البته که حق با شماست و در کل این نوع ادبیات در گفتار هر کسی تاسف برانگیز هست، ولی وقتی کسی که الگو عنوان میشه هم این گفتار رو داشته باشه حساسیت ها مسلما بیشتر نمود پیدا میکنه شاید این همه واکنش طی این چند روز به همین دلیل باشه. :

    • علی
      جمعه 6 آذر 1394 - 23:25:02
      54 4

      اون هزاران مرد ادعاهای خانم چرخنده رو ندارن والسلام.

    • قندک
      جمعه 6 آذر 1394 - 23:33:21
      52 3

      موضوع بحث دوروییه نه فراگیری فحشهای رکیک

    • بی نام
      شنبه 7 آذر 1394 - 01:33:56
      50 1

      یعنی در نظر شما یه خانمی که خودش رو سفیر حجاب معرفی می‌کنه باید مثل یه آدم بیکار سر کوچه به مادر طرف توهین کنه؟؟ و نه حتی خود طرف؟

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:28:21
    پاسخ
    106 4

    تحلیلی مناسب

  • شمس تبریزی1
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:31:55
    پاسخ
    32 186

    اون خانمی که می گه شما اونجا بودی؟ قصدش پرسیدن برای برطرف شدن شکش نبوده. هدفش طعنه زدن بوده و طبیعتا مخاطب را عصبانی کرده و او هم اونطوری جواب داده. شما به گونه ای نوشتید که گویا او هدفش پرسیدن امر مجهولی بوده و این به جای برطرف کردن شک او اون طوری جواب داده. هدفم توجیه کار غیر اخلاقی و تلافی کردن آن خانم سابقا بازیگر نیست اما آقای علیانی من تا به حال ندیده ام کسی را که مطابق صحبتی که شما در اینجا می کنید عمل کند. حرفهای شما درست. اما اینها پیاده کردنش در شخصیت آدمی، کار راحتی نیست و با عرض پوزش خود شما هم نمی توانید به آن عمل کنید. نمونه اش هم مقاله شب گذشته شما در پاسخ به مقاله سعید جعفری بود که شما عنوان نیش دار مقاله ایشان را با عنوان نیش دار پاسخ دادید...ادامه....

    • بی نام
      شنبه 7 آذر 1394 - 12:30:04
      42 2

      نه عزيزم مطلب رو درست نخوندي ببين به مثالي که درباره جاسوس زد دقت کن کاملا همين قضيه است ميگه بهترين راه براي اينکه فرد اصل فرهنگش رو نشون بده و اون چهره خودساخته بره کنار اينه که فرد عصباني بشه و فرهنگ خودش رو بروز بده و ايشون هم دارن ميگن ي ادم واقعا حسابي رو بياريد الگو کنيد نه همچين کسي رو

    • بی نام
      شنبه 7 آذر 1394 - 16:58:48
      52 1

      همون که عصبانی شده و جواب تند داده ناشایست بوده . کسی که میره در یک جمع صحبت میکنه باید آماده باشه که نظر مخالف یا حتی طعنه رو هم بشنوه ، ولی منطقی جواب بده. وگرنه سخنران چه فرقی با طعنه زننده داره ؟

    • شمس تبریزی
      یکشنبه 8 آذر 1394 - 19:49:23
      4 1

      بی نام اول. بله متوجه مطلب ایشان شدم و به نکته روانشناسانه خوبی در مورد بازجویی هم اشاره کرده بودن. اما نظر من به آن قسمت بود که ایشان فرموده بودن «آدم‌ها حق دارند شکشان را بیان کنند و حمله راهی برای ساکت کردن است، نه برای زدودن شک. جواب معقول می‌توانست این باشد .نه. ولی عکسش را دیده‌ام.» عرض بنده هم این بود که به نظر بنده سائل به قصد برطرف شدن شک و یا دریافت جواب معقول سوال نپرسیده. لحن سائل در آن فیلم حکایت از این می کرد. اما اینکه آقای علیانی گفتن «خانم چرخنده نیز در آن جمله‌ی اول که بی تأمل به زبان می‌آورد به فرهنگ شخصی خود رجوع می‌کند و از وجهه‌ی خودساخته‌اش فاصله می‌گیرد. به همین دلیل آن سه کلمه با وجود کوتاهی بسیار مهم و قابل تحلیل هستند.» بله در اینجا با نظر ایشان موافقم. یا حق

  • شمس تبریزی 2
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:41:12
    پاسخ
    23 82

    مطالب شما در برخی جاها فراتر از یک یادداشت تحلیلی علمی می رود و جنبه موعظه پیدا می کند. تا زمانی که علمی سخن می گویید اهمیتی ندارد که به آن عمل کنید یا نکنید. اما وقتی رگه های موعظه در کلام شما آشکار می شود، باید از شما انتظار داشت که اول در خود پیاده کنید و بعد به دیگران بگویید. حق نگهدار

  • بدون نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 19:50:52
    پاسخ
    60 6

    احسنت! يك تحليل عالي

  • ايران
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:04:26
    پاسخ
    115 6

    همون موقع كه اين ويديو رو ديدم گفتم دقيقا رفتار شخصيت اصليشو نشون داده و اين نقابي بيش نيست

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:23:42
    پاسخ
    164 4

    حیف وقت من و شما که راجع به امثال چرخنده می گذره..

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:27:20
    پاسخ
    119 2

    خیلی خوب گفتید. برای منم جالب بود که خانم چرخنده بدون لحظه ای درنگ به مامان طرف حمله کرد. سرعت عکس العملش نشون میده چنین برخوردی اونقدر ازش سرزده که نیازی نداره حتی لحظه ای فکر کنه و هر حرفی رو که توهین تلقی کنه بی درنگ حواله مامان طرف مقابل میکنه.

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:29:56
    پاسخ
    80 9

    من نگران نیستم. خوشبختانه فرهنگ عمومی جامعه بسیار بالاتر از اینه که بخوان امثال این خانم رو الگو قرار بدن. کافیه قدری به نظرات مردم در مورد او مراجعه کنیم.

  • مهدی
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:46:15
    پاسخ
    46 5

    هزاران لایک

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:47:48
    پاسخ
    11 14

    چه با سواد

  • حمید
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:53:20
    پاسخ
    88 5

    ... از کوزه همان برون تراود که در اوست .......................

  • امیر
    جمعه 6 آذر 1394 - 20:54:40
    پاسخ
    9 87

    آقای علیانی فرضا که حرف شما و تعریفی که با اون به فرهنگ شخصی رسیدید درست باشد. این جمله رو چجوری میخواید اثبات کنید؟ "خانم چرخنده نیز در آن جمله‌ی اول که بی تأمل به زبان می‌آورد به فرهنگ شخصی خود رجوع می‌کند". از کجا مطمئنید به فرهنگ شخصی خود رجوع کرده؟ شاید اتفاق دیگری افتاده؟ شما احتمالات دیگر را در نظر نگرفتید. ...شما چطور با اطمینان تاثیر دیگر عوامل احتمالی را نادیده گرفتید و همه چیز را به عاملی که خودتان تعریف کردیدفرهنگ شخصی نسبت دادید؟

    • بی نام
      جمعه 6 آذر 1394 - 22:49:17
      17 1

      نویسنده تعریف فرهنگ رو به نقل از اون آقای محقق اینطور آورده: "در این دیدگاه فرهنگ آن عناصر زندگی ما است که ما بدون تأمل و به عنوان پیش‌فرض سراغشان می‌رویم." الان بنظرتون الهام چرخنده به فرهنگ دشمن رجوع کرده این حرفو زده؟ منظورتون چیه واقعا ازین سوال؟

    • بی نام
      جمعه 6 آذر 1394 - 23:05:28
      9 0

      خودت فهميدي چي گفتي خداييش وات د فاز

    • بی نام
      شنبه 7 آذر 1394 - 01:40:04
      12 0

      افراد در هنگام عصبانیت و خشم و کلا در حالتی که کنترل خودشون رو از دست میدن مسائل درونی خودشون رو بروز میدن. رفرنس هم همه روانکاوها که در این مورد کتاب نوشتن. البته اگه قبولشون دارید. شما هم اگه میخواید یک فردی رو بهتر بشناسید بهتره در حالت عصبانیت اون شخص رو ببینید.

    • امیر
      یکشنبه 8 آذر 1394 - 16:21:18
      5 8

      ایشون یک ادعای علمی کردند. تحلیل کردند. اما همه ی مشاهدشون فقط یک چند ثانیه از یک فیلمه. مشاهده ی غیر دقیق منجر به تحلیل غیر دقیق و آبکی میشه. حداقل میشه گفت این حرف آقای علیانی از نطر علمی اعتبار نداره.

    • بی نام
      دوشنبه 9 آذر 1394 - 12:22:37
      6 0

      شما یه کتاب روش تحقیق بخون اگه غرض رو کنار بذاری مشکلت حل میشه امیر خان. تحلیل علمی همینه. اطلاعات رو گرفته بدون جهتگیری شخصی داده به یه چهارچوب نظری مشخص علمی و توی چهارچوب تحلیل کرده. چه یه ثانیه چه صد سال. وقتی می‌خواد اصلا این سه کلمه رو تحلیل کنه چرا باید اطلاعات اضافی وارد کنه؟

    • امیر
      دوشنبه 9 آذر 1394 - 21:18:47
      3 11

      جناب بی نام. بنده غرض شخصی ندارم. آداب بحث پرسش و پاسخه نه نیت خوانی. وقتی کلی اطلاعات دیگه وجود دارند چه اصراری هست که ما چند ثانیه رو بگیریم و حتما تحلیل ارائه بدیم؟ و حتما نتیجه گیری کنیم؟ چه اصراری هست؟ چرا ما چشممون رو یه قسمت از پدیده ببندیم و فقط یه قسمت کوچک رو انتخاب کنیم و بذاریم تو چارچوب نظری مشخص علمی؟ یه قسمت اعظم علم اینه که از ابزارهایی ساخته و استفاده بشن که مشاهده رو گسترده و دقیق کنه. بعدش شما میخوای اصرار کنی که با یه مشاهده ی محدود و ناقص تحلیل کنی؟ حتی اگه چارچوب علمی شما بهترین چارچوب علمی موجود باشه باز هم وقتی مشاهده ی محدود و غیر دقیق انجام بدید به نتایج غیر دقیق و غیر قابل اعتماد خواهید رسید.

    • اول
      سه شنبه 10 آذر 1394 - 06:29:35
      8 0

      آقای امیر خان ظاهرا درک شما از بایاس نبودن یا همون نداشتن غرض در بحث اینه که یک کامنت‌گذار رو چنان مورد خطاب قرار بدید تو گویی نویسنده متن است. آنچه هم این قدر شما رو برآشفته کرده همونه که در تحلیل علمی بهش میگن چارچوب بندی یا فریمینگ. عرض کردم شما کمی در مورد روش تحقیق مطالعه کنید خیلی بهتر از این است که گمان کنید میتونید روش تحقیق رو شخصا و بر اساس تمایلات خودتون از نو بیافرینید. تحقیق علمی بدون فریمینگ ممکن نیست و فریم رو محقق بر اساس علاقه خودش به موضوع و نه بر اساس بایاس، تمایل، یا غرض هر چه دوست دارید اسمش رو بگذارید انتخاب می‌کنه. طبیعتا نتیجه تحقیقش هم در همون فریم اعتبار داره. نویسنده یک جمله سه کلمه‌ای رو تحلیل کرده نشون داده با توجه به تعاریف این جمله همونه که طرف چون ناخوداگ

    • دوم
      سه شنبه 10 آذر 1394 - 06:34:21
      8 0

      ناخوداگاه به زبون آورده بر اساس تعریف با رجوع به فرهنگش به زبون آورده. حالا شما بگو چرا هزاران ساعت سخنان گهربار خودآگاه طرف رو بررسی نکرده؟ دقیقا به همین دلیل که خوداگاه بوده و از فرهنگ برنمیخاسته. حتی بگو این همه اطلاعات چرا شماره کفش طرف رو در نظر نگرفته. ساده است. ممکن بود با یه چارچوب نظری دیگه شماره کفش طرف هم به کار تحلیل بیاد با این چارچوب نمیاد. به طور ساده همان دو چیزی که به زبان حوزوی میشه تنقیح محل نزاع و تنقیح مناط به زبان امروزی هم میشه روش تحقیق و چارچوب بندی و شما باشون آشنا نیستید. و وقتی از غرض بایاس بودن صحبت می‌کنیم گمان می‌کنید شما رو به غرض شخصی متهم کردیم. نه. موضوع همون روش تحقیق و چارچوب بندی است. اونا رو بشناسید مشکل حل میشه.

    • امیر
      سه شنبه 10 آذر 1394 - 11:58:49
      0 9

      شما به معنای"شما"ی نوعی. من برآشفته نیستم. خیلی هم آرومم. نویسنده جایی نشون نداده که این سه کلمه رو با رجوع به فرهنگش به زبون آورده. فقط ادعا کرده. بدون شواهد. نشون دادن معنا داره. نداره؟ این که یه چیزی تعریف کنیم بعدش طبق اون تعریف پدیده ی ایکس روبدون شواهدی دال بر این که تحلیل پدیده ایکس از تعریفی که کردیم قابل استتنتاجه تحلیل کنیم خیلی احمقانه است. شما که استاد روش تحققی چرا. عزیزم نویسنده باید شواهد کافی داشته باشه که نشون بده این سه کلمه رو با رجوع به فرهنگش به زبون آورده نه چیز دیگه. آیا این شواهد رو آورده؟ در حالی که ایشون یک تعریف ارائه کردند و بعدش نتیجه گرفتند. اون چیزی که تعریف و نتیجه رو بهم وصل میکنه مشاهده است.

    • امیر
      سه شنبه 10 آذر 1394 - 12:03:52
      0 6

      مشاهده شاهدی میشه بر این که چارچوب نطری ما و نتیجه ای که میگیریم به هم مربوط اند. بی ربط به هم نیستند. البته این یک کارکرد مشاهده است. مشاهده هم هر چه دقیقتر بهتر. اونی که مقاله علمی مینویسه هم دقت مشاهدشو مینویسه و هم دقت نتیجه شو. نویسنده با چه دقتی این نتیجه نهایی رو گرفته؟ مشخص کرده؟ حرف علمی بدون دقت؟ طبیعیه وقتی مشاهده دقت پایینی داره نتیجه هم دقت کمی خواهد داشت. نویسنده هم بره پیچوندن ما اصلا به روی خودش نمیاره که باید دقت حرفشو ارائه بده. البته میتونه ارائه نده ولی دیگه حرفش از اعتبار علمی میفته.

    • امیر
      سه شنبه 10 آذر 1394 - 12:09:15
      1 6

      حرف منم درباره ی همون محل نزاع بود نه مثلا شماره کفش. نویسنده همون محل نزاع رو هم با دقت مشاهده نکرده. کرده؟ با چه دقتی؟ اگه امکان مشاهده ی با دقت وجود نداره یا ما حالشو نداریم چه اصراری هست که تحلیل کنیم؟

  • ثابت
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:07:21
    پاسخ
    37 5

    بسیار نیک. لایک فراوان به نویسنده.

  • کاربر
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:08:38
    پاسخ
    58 5

    واقعا عالی بود... هرکسی ادا در بیاره،اینجور جاها شخصیت واقعی خودشو نشون میده.

  • سعید
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:19:17
    پاسخ
    69 4

    خانم چرخنده در این اتفاق فرهنگ خودشون رو نشون دادن

  • حمید
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:20:01
    پاسخ
    68 4

    از الهام چرخنده بیشتر از اینا توقع نمیره

  • جمال
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:28:49
    پاسخ
    22 2

    جالب بود ممنون

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:33:36
    پاسخ
    55 3

    چه عجب بلاخره یه سایتی در مورد این خانم زهرایی صحبت کرد...

  • امیرحسین
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:38:48
    پاسخ
    11 109

    تحلیل گر این مطلب ظاهرا خیلی بیکار بوده... هرکس جای خانم چرخنده بود قطعا بدتر جواب میداد بس که تو این مدت ایشون تهمت شنیده... چرا تهمت هایی که به ایشون زده شده رو نقد نمیکنید؟

    • ناهید
      جمعه 6 آذر 1394 - 22:44:56
      23 1

      این خانم یک نقشه داشت که تیرشان بدجور به سنگ خورد.البته تا یه جاهایی نقشه اش خوب پیش رفت ولی نقابش زود افتاد.

    • بی نام
      جمعه 6 آذر 1394 - 22:58:01
      22 0

      چه تهمتی مثلا؟ کسی که تا دو سال پیش برنامه های چيپ ماهواره ای می ساخت چجوری تو دو سال شد ناجی جامعه مذهبی کشور؟ تهمت زنندگان حق دارند این خانوم باید بیاد شفاف سازی بکنه

    • قندک
      جمعه 6 آذر 1394 - 23:30:22
      11 0

      هر کس؟ بهتره یه بازنگری تو دوستان و اطرافیانت داشته باشی.

  • ،
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:44:08
    پاسخ
    34 2

    تحلیل جالبی بود

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 21:44:22
    پاسخ
    91 3

    این خانم واقعا بی ادب هستند..

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 22:24:19
    پاسخ
    72 3

    چرخنده کیه؟؟

    • بی نام
      جمعه 6 آذر 1394 - 22:39:52
      10 0

      خوب شد نوشتی منم خواستم بپرسم این خانم کیه

    • بی نام
      یکشنبه 8 آذر 1394 - 17:49:21
      1 0

      کسی که بر اساس شرایط و منافع میچرخد....

  • بی نام
    جمعه 6 آذر 1394 - 23:52:36
    پاسخ
    12 1

    خلاصه این که اغلب بلدیم پشت نقاب قایم شیم و نقش بازی کنیم غیر این باشه باید خسارت بدیم هزینه بدیم اتفاقا بایدبه این خانم برای همان چند ثانیه امتیاز داد و گفت عزیزم ممنون که خودتو نشون دادی فکر نمی کنی شما فعلا نباید دراین جایگاه باشی و تریبون داری کنی

  • بی نام
    شنبه 7 آذر 1394 - 02:14:00
    پاسخ
    2 33

    من دوسش دارم باید جواب بدتری به اون دختره میداد.انشالا همیشه موفق باشه

  • یاور مشیرفر
    شنبه 7 آذر 1394 - 07:47:55
    پاسخ
    3 3

    شخصی که می پرسد، در واقع وجود خارجی ندارد. یک صداست. پشت دوربین و محوریت هم ندارد. محوریت داستان خانم چرخنده است که چند سالی است "خبرساز" است. نه خود این خانم که مدل ذهنی و تفکری ایشان. اتفاقا ایشان امروز به اعنوان استریوتایپ فکری خاص مطرح است یا یک خانم خاص...

  • بی نام
    شنبه 7 آذر 1394 - 11:12:16
    پاسخ
    10 1

    اینجا دانشگاه مازندرانه. حدودا 78 روز پیش

  • منتقد
    شنبه 7 آذر 1394 - 14:07:52
    پاسخ
    11 1

    خیلی خوبی بود خیلی

  • ُسیما
    سه شنبه 15 دی 1394 - 11:44:44
    پاسخ
    0 0

    تحلیل بسیار جالب و قابل تاملی بود.

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700