چهارشنبه 25 مهر 1397
سه شنبه 9 آبان 1396 - 06:10:00 چاپ

رفتگری که صدهامیلیون پول و طلای پیداشده را به صاحبانش برگرداند، به‌دلیل تأخیر اجارهٔ خانه، زندانی شد

جامعه > قضایی - ایران نوشت: رفتگر پاک‌دست کرجی که ۳ بار کیف‌های حاوی طلا ومیلیون‌ها تومان پول نقد را یافته و آنها را بدون هیچ چشم‌داشتی به صاحبانش برگردانده بود در پی اخراج از محل کار و به دلیل مصدومیت شدید ناشی از برق‌گرفتگی، بدون هیچ حمایتی خانه‌نشین شد. تا اینکه سرانجام با شکایت صاحب‌خانه‌اش و به علت ناتوانی در پرداخت اجاره خانه و هزینه‌های درمانش، زندانی شد.

خبرنگار که درزندان کرج به دیدن مرد دربند رفته دراین باره می‌نویسد: «با دیدن کیف پرازپول لحظه‌ای تردید نمی‌کند و دست ودلش هم نمی‌لرزد. احساسی که با پیدا کردن یک کیف پرازطلا و جواهرات دارد همان احساسی است که مدتی قبل در پیدا کردن کیف پرپول دیگری دا شت. بی‌تردید این بارهم دستش با دلش همراه است و تصمیم‌اش یکی است. شاید همین اطمینان قلبی آزمون انسانیت او را سخت‌تر می‌کند. تا هر بار، بیداری طبع بلندش را محک بزند. اما حجت این مرد با دلش تمام شده است. به همه نداشته‌هایش نه گفته تا انسانیتش را به حراج نگذارد و باز هم بی‌هیچ تردیدی از آزمایش‌های سخت زندگی سربلند بیرون آید.جعفر، اهل روستای «قیطول» زنجان است. اما مردم کرج او را به نام رفتگر پاکدست می‌شناسند. رفتگری که 3 بار در معرض آزمون‌های بزرگی قرار گرفته است.اما تنها یک ماه پس از صدور تقدیرنامه شهرداری، زخم بی‌مهری و قدرنشناسی‌ها قامت خسته‌اش را خم کرد. درد این زخم‌ها وقتی به استخوان رسید که سردی دستبند بر دست‌های خسته رفتگر نیمه شب‌های کرج نشست.کارگرپیمانکارو وظیفه شناس، به علت عقب افتادن 21 ماه حقوق و ناتوانی در پرداخت اجاره خانه اش، سرانجام با وجود تلاش‌های بی‌ثمر قاضی اجرای احکام وبه خاطرپافشاری صاحبخانه بازداشت و روانه زندان شد.

صبر و ثروت به داشتن مال نیست

جعفر که همه مدارکش را همراه دارد با لهجه آذری می‌گوید: 3 بار کیف مردم را پیدا کرده ام. نخستین بار 30 میلیون تومان داخل یک کیف بود که به 110 زنگ زدم وکیف را تحویل دادم. دومین بار یک کیف با 70 میلیون تومان پول نقد پیدا کردم که موضوع را به رئیس پاسگاه کلاک خبر دادم. سومین بار هم کیفی حاوی 300 میلیون تومان پول نقد و مقدار زیادی طلا و جواهرات پیدا کردم که متعلق به مردی طلافروش در شمال تهران بود.

درحالی که غم غریبی در نگاه رفتگر پاکدست موج می‌زند، با غصه می‌گوید: «ساعت 5 صبح خانمی دو پرس غذا برایم آورد. در آن حوالی 3 مرد کارتن خواب کنار ساختمانی مخروبه پناه گرفته بودند که من هر وقت نان یا غذایی داشتم برایشان کنار دیوار می‌گذاشتم. در تاریک، روشن هوا به طرف ساختمان مخروبه می‌رفتم که چشمم به کیف بزرگی افتاد. جارو را کنار گذاشتم و کیف را برداشتم. اما خیلی سنگین بود. در کیف را که باز کردم مانند جعبه ابزار در هر قفسه‌اش طلا و جواهرات مختلفی برق می‌زد و ته کیف هم دسته‌های تراول چک بود.همان موقع موضوع را تلفنی به سر کارگرم خبر دادم و از ترس اینکه مبادا کیف پیدا شده کسی را وسوسه کند خیلی سریع با کلانتری محل تماس گرفتم.چند روز بعد مردی میانسال با خودرویی گرانقیمت به همان محل پیدا شدن کیف آمد و سراغم را گرفت که حدس زدم صاحب کیف است.

رفتگر پاکدست با یادآوری خاطرات آن روز می‌گوید: مسئولان شهرداری پس ازدریافت این خبر، مراسمی ترتیب دادند و از من با 100 هزار تومان هدیه تقدیر کردند. مدیرانم هم با من عکس‌هایی یادگاری گرفتند. اما افسوس که یک ماه بعد ورق برگشت و دیگر کسی جواب تلفن هایم را نداد.

حادثه برق گرفتگی

جعفر که چهره‌اش به زردی نشسته با بغضی خفته درگلو ادامه داد: «ساعت 8 صبح 18 مهر 94 بود که مثل همیشه در حال جاروکردن خیابانی درمنطقه کلاک بودم که متوجه شدم طوفان شدید شب گذشته درختی را شکسته و افتادن درخت در کانال آب، جریان جوی آب را بسته. اصلاً متوجه نشدم سیم برقی که لابلای شاخ و برگ درخت بوده پاره شده است. دیگر چیزی به خاطر ندارم و وقتی به هوش آمدم در اورژانس بیمارستان مدنی با سوختگی و شکستگی شدید اعضای بدنم، درد می‌کشیدم. همانجا بود که شنیدم دچار برق گرفتگی شده‌ام و اهالی محل و دیگر رفتگران من را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

تهدید کارفرما

رفتگر مصدوم با صدایی بغض آلود ادامه داد: روزهای سخت و پردرد ورنجی را پشت سر گذاشتم. همسرم ناچار شد ودیعه مسکن را از صاحبخانه پس بگیرد تا هزینه جراحی شکستگی دست، کتف و سرم را تأمین کند.اما شهرداری و شرکت پیمانکار که با رفتگران قرارداد یک ماهه دارند از قبول مسئولیت وپرداخت هزینه هایم خودداری کردند.درچنین شرایطی روزگارمن که دربستربیماری بودم، با همسر و 2 فرزندم به سختی می‌گذشت. کسی حاضر به پاسخگویی یا پرداخت هزینه‌های درمانم نبود. طوری بامن برخورد می‌کردند که انگار اصلاً مرا نمی‌شناسند و همین یک ماه قبل نبود که با من عکس یادگاری می‌گرفتند و...

به همین دلیل پس از بهبود نسبی ناچار به شکایت شدم. اما به محض اینکه به قانون پناه بردم شرکت پیمانکار، برادرانم و دامادمان را تهدید به اخراج کردند. بعد هم در حالی که آنها نیزهمانند من رفتگر، مستأجر و عیالوار بودند هر سه نفر در یک روز اخراج شدند.

پرونده رفتگر کرجی در پیچ و خم قضایی

کارشناس رسمی دادگستری در رشته حوادث ناشی از کار در بازدید و بررسی محل حادثه اعلام کرد که کارفرما به‌دلیل تجهیزنکردن کارگر حادثه دیده به وسایل ایمنی و حفاظت فردی مانند کفش مناسب، دستکش، کلاه و نیز اعمال نکردن نظارت‌های مؤثر در نحوه انجام صحیح کار به میزان 100 درصد مقصر است. اما با وجود مصدومیت شدید رفتگر شهرداری و نبود امکان پیگیری شکایت اش، با اعتراض کارفرما در هیأت‌های اول و دوم کارشناسی این میزان تا 50 درصد کاهش یافت و شاکی برای رسیدگی به موضوع در کمیسیون 7 نفره مجبور بود 3 میلیون تومان هزینه کارشناسی پرداخت کند.

در چنین شرایطی رفتگر کرجی ودیعه مسکن را برای هزینه‌های جراحی از صاحبخانه‌اش پس گرفت و قرار گذاشت ماهانه 550 هزار تومان اجاره پرداخت کند. اجاره بهایی که با بیکار شدن او و خانه نشینی‌اش ماه‌ها عقب افتاد و سرانجام صاحبخانه‌اش اورا تهدید به تخلیه خانه با حکم قضایی کرد.

کارگر پاکدست پشت درهای بسته

با این حال جعفر پس از بهبودی نسبی به محل کارش در منطقه 11 شهرداری کرج - کلاک - بازگشت اما او را نپذیرفتند. از چند نماینده مجلس وچند تن دیگرازمسئولان نیز درخواست کمک کرد تا برای بازگشتش به محل کار و جبران خسارت‌ها وپرداخت بخشی از هزینه‌های درمانی کمکش کنند. همچنین مکاتباتی با شهرداری کرج انجام داد.تا اینکه بالاخره چند روز پیش او را با قراردادی یک ماهه به محل کارش برگرداندند.

دریافت نکردن 21 ماه حقوق برای یک رفتگر مستأجر، هزینه‌های زندگی و تحصیل 2 کودک، سرگردانی در دادسرا و محاکم قضایی و اداره کار و بی‌پولی و دهها مشکل دیگر، توان ایستادن را از مردی که معجزه وار بار دیگر به زندگی برگشته، می‌گیرد.پیمانکار شهرداری از پذیرش مسئولیت حادثه خودداری می‌کند. در حالی که براساس قانون، حمایت از کارگر باید از نظر هزینه‌های درمان و دوره نقاهت و شرایط پس از این دوران تحت پوشش‌های بیمه‌ای و حمایت‌های قانونی باشد.از سوی دیگرصاحبخانه‌اش نیز پس از دریافت اخطارهای قطع گاز، برق، آب و نیز دریافت نکردن 16 ماه اجاره بها طاقتش تمام شد.

سرانجام جعفر با حکم قضایی وپس ازشکایت صاحبخانه‌اش از پنجشنبه بازداشت شد.چراکه حدود 9 میلیون تومان اجاره بها و مبلغی هم بابت شارژ ساختمان و هزینه‌های آب و برق و گاز بدهکاراست. ازسوی دیگر صاحبخانه حکم تخلیه خانه را هم گرفته و با هر بارشنیدن صدای زنگ خانه، دل مادروفرزندانش در نبود مرد خانواده را می‌لرزاند.حالا رفتگرگرفتار، دراوج تنگدستی ودرگوشه سلول زندان، چشم یاری به دستان نیکوکارانی دوخته است که دراوج سختی‌ها، همواره یاورمحرومان و نیازمندان آبرومند بوده‌اند. اما براستی کجایند مسئولانی که تا دیروز با رفتگر شهرشان عکس‌های یادگاری می‌گرفتند و امروز به همین راحتی او وخانواده‌اش را درسخت ‌ترین شرایط زندگی رها کرده‌اند؟!

17302

کلید واژه‌ها : حوادث شهری -
33 دیدگاه
  • شانلی
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 07:25:19
    پاسخ
    134 5

    نتیجه اخلاقی با راهنمایی دستگاههای محترم ذیربط: صد بار پاکدستی کردی و دیدی ثمرش را ، دزدی چه بدی داشت که یک بار نکردی...؟؟؟

    • بی نام
      سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:08:13
      0 0

      احسان علیخانی کجایی؟

  • پسر خاله
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 07:50:37
    پاسخ
    0 1

    ای کاش با مسئولان مرتبط شرداری و پیمانکار هم مصاحبه می کردید. متن احساسی زیبایی نوشتید که درد این رفتگر زحمتکش رو به خوبی نشون می ده ولی تمام جوانب ماجرا رو نشون نمیده. گرفتن عکس یادگاری و حمایت نکردن از ایشون دو روی یک سکه هستن اینو تمام اونایی که کار اداری می کنن می دونن.

  • ایرانی
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 07:56:21
    پاسخ
    1 0

    اگر این "ظلم" نیست پس چیه؟ کارش رفتگری بوده، قراردادش یک ماه، حین کار آسیب دیده شکایت کرده و نه تنها خودش که برادراش و دامادش رو اخراج کردند. اکر اینها ظلم نیست پی ظلم به چی می گن؟ خبرآنلاین حداقل تو هفته مطبوعات شجاع باش و این کامنت رو منتشر کن

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:19:20
    پاسخ
    0 0

    واقعیت با داستانی که نوشتید متفاوت است یک زمانی پاکدستی هنر مردان بود

  • آراز
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:20:43
    پاسخ
    73 0

    بیچاره زن وبچه اش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • امیر......
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:21:03
    پاسخ
    86 5

    کاش تو یه کشور دیگه به دنیا میومدم.

    • بی نام
      سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:45:13
      7 17

      اين ديد که بايد فرار کنيم ناشی از جا زدن ماست، کاش مردم ميموندن و شرايط رو درست ميکردن

    • بی نام
      سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:08:26
      0 0

      كره شمالي ؟

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:27:13
    پاسخ
    0 0

    اون مسئولين فقط موقع عکس و گرفتن و پزدادن پيداشون ميشه اون جمله معروف اميرالمومنين يادم افتاد که اگه کسي از شنيدن اين خبر دق نکنه مسلمون نيست.به اين مسئولين که اميدي نيست لطف کنيد شماره حسابي اعلام کنيد تا بلکه ما مردم بتونيم گره اي از مشکلات اين جوانمرد رو باز کنيم.

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:35:40
    پاسخ
    46 3

    شماره حساب بفرستین تا این بزرگمرد را از شر نامردان خلاص کنیم. در غیر اینصورت فاجعه ای که رخ خواهد داد اینست که دیگر کسی خیال نیکی و درستکاری را نخواهد کرد..

    • بی نام
      سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:09:50
      0 0

      روحانی مچکریم . این نوع قرار داد کاری دیگه انشالله بعد 5 سال رئیس جمهوری به دولت قبل که ربط نداره ؟

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:41:07
    پاسخ
    31 0

    پلاسکو ریخت کل دنیا دیدن بعدش فقط یه سری سواستفاده گر اومدن عکس گرفتنو اشک تمساح ریختن و رفتن. بعدش شما توقع دارین این جماعت هوای یه آدمی که از ضعیفترین اقشار جامعه س و کسی نمیشناستش داشته باشه؟ وقتی فامیلای شهردار میان شرکت پیمانکاری درست میکنن و با شهرداری قرارداد میبندن از این بهتر نمیشه.

  • مهدی
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:46:21
    پاسخ
    31 0

    دوست عزیز کاش می دانستی اینجا دزدان را بیشتر ازپاکدستی قبول دارن و مدتیست که دروغ جای خود را با صداقت و راستی عوض کرده و الان دیگر کسی برای راستی و پاکی ارزشی قائل نیست و متاسفانه این است چهره امروز جامعه ما

  • علی
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:47:10
    پاسخ
    0 0

    اشتباه از خودت بود پولها را میزاشتی جیبت الان وضعت این نبود هنوز نفهمیدی ایران زندگی میکنی اگه دچار مشکل شدی هیچ کس یار و غم خارت نیستن هیچ هزار تا بلای دیگه هم سرت میارن ....الان کدوم یکشیون به دادت رسیده ....اینجا ایران هر کی فکر جیب خودش عزیز نه به فکر تو

  • سیاوش
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:51:53
    پاسخ
    0 0

    سلام با توجه به اینکه امیدی به مسئولان خوش انصاف و شریفمان نیست لطفا شماره حسابی اعلام کنید مردم خودشان رسیدگی می کنند و خبر آن لاین به نحو مقتضی پیگیری کند که کمک های بی دریغ مردم بدست آن مرد و خانواده اش برسد

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 08:56:52
    پاسخ
    29 0

    کجا داریم میریم ما ایرانی ها . کجا رفت اون همه انسانیت

  • امیرحسین
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:01:56
    پاسخ
    30 3

    شماره حساب بده

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:05:18
    پاسخ
    0 0

    واقعا اسم این کار چیه . شهرداری همیشه یک ارگانی بود که 1 درصد از مردم هم از انها راضی نیستند . و اکثر مدیران این ارگان هیچ احترامی به مردم و کارگران قائل نیستند او اقایانی که از طریق این کارگر محترم به اموال خودشان رسیدند اگه این اقا نبود الان انها به جای این کارگر در زندان بودند

  • محمود
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:12:42
    پاسخ
    0 0

    چه جوری میشه کمک کرد؟؟؟؟/ شماره حساب یا کارت ؟؟؟؟؟ هنوز جوانمردی و معرفت را میشه تو این مردم پیدا کرد

  • منصور
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:17:51
    پاسخ
    0 0

    لطفا شماره حساب اعلام کنید...

  • تنها
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:22:13
    پاسخ
    0 0

    کجان اون ایرانیانی که به خاطر اعتقاد به مظلومیت حسین و عقایدش میلیونها خرح میکنند میرن کربلا یا اون که از اون سر ایران به خاطر کردار نیک.پندار نیک کوروش میاد شیراز دست اینها رو بگیرید هم امام حسین عهم کوروش راضی ترن

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:32:01
    پاسخ
    1 0

    اینکه نمیشه... به جای اینکه رسالت خبرنگاریتون رو انجام بدین و برین سراغ مسئولین شهرداری و شرکت پیمانکاری و ادامه تلاش برای احقاق حق این مرد مظلوم، شمام راحت ترین کار یعنی دست دراز کردن بطرف مردم رو انتخاب کرده اید؟ اینکه نمیشه تو این مملکت، ظالم مدام ظلم کنه و گردن کلفت تر بشه انوقت مردم گرفتار و مفلس مجبور بشن دست همدیگه رو بگیرند.

  • امیر
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:48:18
    پاسخ
    0 0

    واقعا اگر هدف کمک به این رفتگر خداشناس هست با این متن های خبری کمکی بهش نمیشه از کانال تلگرامتون شماره حساب اعلام کنید برای کمک.

  • کوروس
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:52:48
    پاسخ
    0 1

    چه حماقتی کردی تو رفتگر عزیز. اون پول و طلاها را خدا برات فرستاده بوده.این دوره و زمونه خوبی به کسی نیومده دوست عزیز

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 09:54:17
    پاسخ
    0 0

    ای خدا چی بگم که شما سانسورش نکنید. فقط همین رو بگم که اینجا بهشت اختلاس گران و رانت خواران و جهنم انسانهایی که می خوان سالم زندگی کنند. لطفا روزنامه ایران و خبر آنلاین و بقیه آدمهای دلسوز شماره حساب اعلام کنند که بتونیم این بنده خدارا از زندان بیرون بیارین.

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:01:15
    پاسخ
    0 0

    چون ژن خوب نداشتی

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:11:30
    پاسخ
    0 0

    به مسئولین امیدی نیست، لطفا" خبر آنلاین پیشقدم بشه و کمکهای مردمی رو جمع کنه برای این مرد شریف.

  • بی نام
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:16:39
    پاسخ
    0 0

    آقا به جای داستان یا به خیریه ها معرفی کن یا حداقل یه شماره حساب بزارید تا مردم کمک کنن ... بالاخره هر کی یه مقدار بزاره جمع میشه ... 9 تومنه چند صد میلیون که نیست...

  • کیوان
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:17:35
    پاسخ
    0 0

    طلافروشی که این همه پول رو براش برگردونده الان کجاست ؟ سفر دور اروپا ؟ لاس وگاس ؟

  • مجید از تهران
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 10:19:56
    پاسخ
    0 0

    شماره حساب بده کمکش کنیم تا مردی ومروت از بین نره

  • کامران
    سه شنبه 9 آبان 1396 - 12:48:39
    پاسخ
    1 0

    رفتگر پاکدست بخاطر 9 میلیون زندانی میشه بعد اختلاسگر صندوق فرهنگیان 500 میلیاردی فرار میکنه میره و آب از آب تکون نمیخوره. اللهم عجل الولیک الفرج

  • هم وطن
    جمعه 12 آبان 1396 - 01:00:11
    پاسخ
    1 0

    این است عاقبت پاکدستان درکشور ما

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین