پنج شنبه 25 مرداد 1397
شنبه 2 دی 1396 - 11:01:26 چاپ

مقصر زلزله‌ها،‌ موسسات مالی غیرمجاز!

وبلاگ > ناطقی الهی، فریبرز - تا به امروز نه مطلبی نه داستانی خارج از تخصص خود نوشته ام و نه مینویسم و نه بعد از این خواهم نوشت. دانشجویان بنده همه می دانند و شهادت خواهند داد که من فقط در محدوده کارم صحبت میکنم و یک میلیمتر انطرفتر را به استاد مربوطه ارجاع می‌دهم.

انسان غوغا کند یک شعاع باریک از علم را دریابد که من حداقل بدون تعارف از ان عاجز بوده ام. این اینترنت و تمام نوشته های بنده دلیل بر این مدعا. تخصص هم که میگویم ٣٠ سال فعالیت را در زمینه کارم ملاک می دانم وگرنه انهم قابل سوال است ! و اما با این مقدمه داستان غیر حرفه ای بنده: یا قبول میفرمایید یا رد می‌کنید ولی چون من قول دادم بنویسم و اگر مجوز چاپ گرفت، چاپ شود !
و اما عین داستان؛ از میدان محسنی سوار تاکسی شدم که بیایم سر پل صدر، آقایی بسیار با سیما و موقر با محاصن کوتاه و مرتب و سفید کنار من بودند. منهم کلاه بسر داشتم گفتند شما همان فردی که در باره زلزله مینویسید نیستید عرض کردم با نیم لبخندی با کلاه یا بی کلاه ! هر دو لبخندی زدیم . عرض کردم بله هر از گاهی ولی ببخشید اگر شلوغ میکنیم قصدمان خوب است زبانمان الکن ! فرمودند نه خیلی خوب است مردم بدانند، ولی اگر من یک چیزی بشما بگویم مینویسید؟ عرض کردم حتما ولی هر چه من بنویسم چاپ نمیشود باید در داخل مطلب و رشته من باشد گفتند هست؟ عرض کردم بفرمایید من قول می دهم بنویسم ولی چاپش دست من نیست دروغ نگفته باشم. گفتند باشد .

گفتند می دانید این زلزله ها اثر چیست، عرض کردم «می‌دانستم نوبل را برای کشور می اوردم، ما بر همین اصول علمی پیش میرویم و هنوز خیلی نمیدانیم!»

فرمودند «پس بدانید یکی از دلایل آه و نفرین مردمی هست که پولهایشان در موسسات مالی در روز روشن ناپدید شد و به انها بزور گفتند و قبولاندن که مجاز نبود!»

سکوت من در صورتم هم پیدا بود به گمانم. خیابان شریعتی خلوت بود رسیدم به مقصد، قصد پیاده شدن داشتم ایشان هم پیاده شدند و ادامه دادند، گفتند «نه چیزی بالا میرود نه چیزی پایین می اید اه و ناله ها راه را بسته است!» عرض کردم «خب این نفرین که شما میفرمایید خودشان را هم شامل میشود و خدای ناکرده انچه شما میفرمایید رخ دهد انها هم دچار و نابود خواهند شد.» فرمودند «انها خیلی وقت است نابود شده اند! الله اکبر» بعد هم خداحافظی کرد و سوار تاکسی بعدی شد و رفت و از پنجره فرمودند

«قولتون یادتون نره!» با تکان دادن سرم نشان دادم چشم! این عمل من به قول من، من هیچ نظری ندارم ولی بقولم عمل کردم!

5 دیدگاه
  • بی نام
    شنبه 2 دی 1396 - 18:32:35
    پاسخ
    4 0

    از دکتر ناطقی الهی خیلی خوشم میاد

  • بی نام
    شنبه 2 دی 1396 - 20:25:23
    پاسخ
    0 0

    ربا خوری مردم جنگ با الله و رسول است . بایدم عذاب بشیم

  • بی نام
    شنبه 2 دی 1396 - 22:51:39
    پاسخ
    1 0

    حرف راست جواب نداره حتی اگر طرف استاد زلزله شناسی هم باشه....

  • فرشاد
    یکشنبه 3 دی 1396 - 01:32:39
    پاسخ
    1 0

    سلام.صد رحمت به اموات شما و هم اون آقا

  • بی نام
    یکشنبه 3 دی 1396 - 02:38:23
    پاسخ
    1 0

    والسلام

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین
آخرین مطالب
وبگردی