جمعه 26 مرداد 1397
دوشنبه 25 دی 1396 - 11:14:00 چاپ

زبان حوزه

وبلاگ > انصاری، هادی - بخش دوم

مرحوم انصاری منبرش به قدری مفید و باارزش بود که همه - از عالی و دانی واز فقیه و مجتهد تا آدم های عادی - از منبرش استفاده می بردند ومنبر او را قدر می دانستند. نمونه ای را در این باره می آوریم:

سالی در کربلا، در منزل مرحوم آیه الله العظمی حاج آقا حسین قمی منبر می رفت. روزی سخنش به درازا کشید و ظهر نزدیک شد، ایشان خواست منبر را خاتمه دهد. آیه الله قمی فرمودند:

به بیانات خود ادامه دهید، امروز نماز نمی رویم.

و این امر از شخصی زاهد و متقی مانند مرحوم آیه الله قمی بسیارعجیب بود. یکی از شاگردان حوزه نجف می فرمود:

ایشان سالی در ماه مبارک رمضان، در نجف اشرف در مسجد شیخ انصاری به منبر می رفت.
آیه الله العظمی خویی(ره) هم شب ها درمسجد خضرا درس می فرمود. ما به ایشان می گفتیم: آقا، درس را کمی زودتر تعطیل کنید تا به منبر آقای انصاری هم برسیم. ایشان پرسیدند:

مگر آقای انصاری در منبر چه می گوید که شما می خواهید از درس من کم کنید؟ گفتیم:

آقا! منبر ایشان گفتنی نیست، دیدنی است.

ایشان، شبی درس را زودتر تعطیل کرده و به مجلس آقای انصاری،حاضر شد و از کثرت نقل احادیث در شگفت آمد و فرمود:

آری! شما حق دارید. این مجلس خیلی قابل استفاده است.

و از آن روز به بعد، هر شب درس را کمی زودتر تعطیل می فرمود.

او به هر جا قدم می گذارد منشا خیر و برکت می شد. چه بسیارگنهکارانی به محضر ایشان آمدند و توبه کردند و از کارهای زشتشان به یکباره دست کشیدند. او خود در این باره گفته بود:

زمانی در شبهای محرم، در تهران پس از نماز مغرب و عشا، سه مجلس را اداره می کردم. طیب خان - رضایی - پیش من آمد و مرا برای مجلس بارفروشان میدان شوش دعوت کرد. عذر آوردم و گفتم:

طیب خان! من پس از نماز سه مجلس دارم و دیگر به مجلس شمانمی رسم. وانگهی ساعت از نیمه شب هم می گذرد. او گفت: آقای انصاری! ما ده بیست نفر بودیم که همه جور کارهای خلاف را انجام می دادیم و در اثر منبرهای پارسال شما از همه آن ها دست کشیدیم.

من شما را - چه دعوت ما را قبول کنی و چه قبول نکنی - می آیم ومی برم.

من هم قبول کردم و فکر می کردم که مجلسم بسیار خلوت است. امادیدم مجلس مالامال از جمعیت است و از بهترین مجالس من در تهران شد. مرحوم حجه الاسلام حاج شیخ محمدعلی انصاری ( اخوی ایشان )می نویسد:

در زمان رضاخان سواد کوهی و پس از آن، رشت و بندر انزلی دراثر استیلای حزب توده، مرکز فحشا و منکرات بود و زن و مرد درانواع تمایلات نفسانی آزاد بودند. در چنین شرایط سختی ، عده ای ازمتدینین بندر به فکر افتاده و از مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری دعوت کردند که دو ماه محرم و صفر برای تبلیغ به آن شهر برود.

وی آن سال را بدان شهر رفت و تبلیغات دینی را آغاز کرد.

می گفت: دیدم نامه های زیادی نوشته می شود و از گرانی پول حمام شکایت دارند. در منبر پرسیدم: آقایان! گرانی پول حمام به من چه ربطی دارد؟

گفتند: آقا تا وقتی شما به این شهر نیامده بودید، غالب مردم نماز نمی خواندند و برای غسل به حمام نمی رفتند. اکنون مردم اهمیت نماز را یافته و نیازمند حمام و غسل هستند و حمام کم وگران است.

از این رو ایشان دو باب حمام ساختند و مساجد متروکه و مخروبه را تعمیر و آباد کردند و دو مسجد جدید نیز ساختند.

ادامه دارد...

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین