سه شنبه 30 مرداد 1397
دوشنبه 7 اسفند 1396 - 07:33:23 چاپ

متهم به قتل: کتاب‌های زیادی نوشته‌ام/ ۱۵ سال قبل عاشق المیرا شدم اما نتوانستم با او ازدواج کنم تا...

جامعه > حوادث - ایران نوشت: شامگاه 373 روز قبل در بزرگراه آزادگان مرد جوانی با شلیک گلوله کشته شد.

در بررسی‌های تخصصی مشخص شد همسر مرد جوان با همدستی مرد مورد علاقه‌اش، عاملان این جنایت هستند. بدین ترتیب هر دوی آنها بازداشت شدند.

مرد جوان که کیوان نام داشت دربازجویی به قتل مرتضی –مقتول- اعتراف کرد و گفت: «قصد کشتن او را نداشتم. فقط می‌خواستم مقتول را بترسانم. چراکه المیرا به من گفته بود شوهرش مرتضی او را بشدت اذیت می‌کند. به‌همین خاطرنقشه‌ای طراحی کردیم و المیرا به بهانه اینکه ماشینش خراب شده، شوهرش را به محل مورد نظر کشاند و من هم با شلیک چند گلوله او راکشتم.»

اما با گذشت یک سال از جنایت، کیوان، صبح دیروز در آخرین جلسه دفاع خود، اظهارات جدیدی مطرح کرد و گفت: 15 سال قبل به المیرا علاقه‌مند شدم اما نتوانستم با او ازدواج کنم. به‌همین خاطر بعد از مدتی المیرا را فراموش کردم. در این مدت نویسنده شدم و کتاب‌های زیادی نوشتم و به خاطر کارهای هنری‌ام به کشورهای زیادی رفتم و لوح‌ها و تقدیرنامه‌های زیادی گرفتم. بعد هم با خانم دکتری ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتم تا اینکه المیرا برایم در اینستاگرام پیام داد. از مشکلاتش گفت و اینکه نفرین من باعث مشکلاتش شده است. خلاصه رابطه ما شروع شد و یکبار گفت می‌خواهد قاچاقی به‌همراه بچه‌اش از مرز خارج شود و به انگلیس نزد برادرش برود. به او گفتم برای یک زن جوان این کار خوب نیست و صبر کن تا گذرنامه بگیری. اما المیرا مدام از شوهرش گلایه می‌کرد. بعد هم گفت که همسرش باید بمیرد تا هم از دست آزار و اذیت‌هایش نجات یابد هم اینکه ارثیه او به پسرش برسد. اما من نمی‌خواستم کسی در این میان کشته شود و فقط گفتم برای گرفتن زهر چشم آماده همکاری‌ام.

وی ادامه داد: شب حادثه من سواربرموتورسیکلتی همراه دوستم پشت سر خودروی المیرا، حرکت می‌کردیم. مرد نقاب‌داری هم تعقیب‌مان می‌کرد. در محلی که قرار بود نقشه را اجرا کنیم از موتور پیاده شدم.همانجا منتظر بودم که ناگهان مرتضی مرا دید. به‌نظرم مرا شناخت، چون قبلاً المیرا عکس مرا در اینستاگرام لایک کرده بود و او هم نیم ساعت بعد عکسم را لایک کرد. به طرف من آمد و با دست دو ضربه به من زد. ناگهان اسلحه‌ای که زیر بغلم بود افتاد و من آن را برداشتم و ناخواسته یک تیر به مرتضی شلیک کردم. بعد هم اسلحه از دستم افتاد و فرار کردم و خودم را به بالای تپه‌ای که در آن نزدیکی بود رساندم. آنجا بود که دیدم مردی که کلاه کاسکت داشت اسلحه را از زمین برداشت و به سمت مرتضی شلیک کرد. اما زمانی که دستگیر شدم به خاطر قولی که به المیرا و خانواده‌اش داده بودم قتل را به گردن گرفتم. من حتی صدای ضبط شده المیرا را دارم که با خانواده‌ام صحبت کرده و گفته به خاطر خانواده شوهرم مجبورم که یکسری حقایق را پنهان کنم. الان هم اگر بعد از یکسال حرف می‌زنم برای این است که می‌بینم المیرا تمام اتهامات را به گردن من انداخته است.این درحالی بود که المیرا مدعی شد کیوان، شوهرش را کشته و در زمان حادثه اصلاً نمی‌دانسته که او قرار است شوهرش را بکشد.

باتوجه به اظهارات جدید متهم جوان، دستور تحقیقات در این خصوص صادرشد تا ابهام‌های موجود درپرونده برطرف شود.

45302

1 دیدگاه
  • بی نام
    دوشنبه 7 اسفند 1396 - 11:07:50
    پاسخ
    6 0

    نویسنده تو زندان رمان جدید نوشته و این رمان رو تقدیم کرده به دادگاه

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین