شنبه 28 مهر 1397
شنبه 26 اسفند 1396 - 10:56:40 چاپ

تفکر انتقادی

وبلاگ > فدایی، غلامرضا - شاید عده‌ای تفکر و یا نظریه انتقادی را پدیده‌ای نو بدانند و محصول تلاش‌های فکری غرب. در حالی که این چنین نیست. خود انتقادی در متن زندگی انسان قرار دارد و انبیا هم به آن تأکید فراوان داشته‌اند.

همین آیه قرآن به نظر من کفایت می کند که می گوید» آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید و خود را فراموش می کنید؟ بیان آن این است که به محض اینکه چیزی را از کسی طلب کردی اول خودت را باید به یاد بیاوری و مورد عتاب قرار دهی که در چه وضعیتی هستی. یا اینکه اگر آنچه برای خود خواستی برای دیگران هم خواستی شرط انصاف است و یا ملعون است کسی که کاری را نمی داند بر عهده گیرد و از این موارد فراوان است. محاسبه مؤاخذه، معاتبه ویا مانند آن در عرفان اسلامی شرط رستگاری است.

نکته مهم در تفکر و یا نظریه انتقادی این بود که باید چرائی ها را از درون جستجو کرد.

اغلب صاحبنظران این مکتب (چون کانت، هگل، نیچه و فروید) بر فلسفه باستان مسلط بودند. ظهور روشنگری در غرب بود که بنای نظریه انتقادی را پایه گذاری کرد (شرت، 254-252). اگر چه تاریخچه نقد در غرب را به زمانهای قبل می توان برگرداند (شرت،251) ولی نظریه انتقادی در معنای صحیح غربیش از مکتب فرانکفورت نشئت می گیرد که آن را با مسامحه می توان از تأثیر مکتب مارکسیسم دانست که ذهن دانشجویان و روشنفکران دهه 1960 و اوایل دهه 1970 را به خود مشغول کرده بود (شرت،1387، 247). سوال اصلی آنان این بود که با وجود طرفداری آنان از اومانیسم و به ویژه در آلمان چرا نازیسم سر برآورد؟ سخن اعضای اصلی مکتب فرانکفورت از جمله هورکهایمر و آدورنو این بود که مطالعات علوم اجتماعی باید برای این مسئله پاسخ پیدا کند (شرت، 248).

مکتب فرانکفورت در آلمان متأثر از افکار کانت و هگل بود. آن دو با اختلاف نظری که با هم داشتند هر دو در نگاه به تاریخ و پیوند بین مسیحیت و عقلانیت روز آن زمان متفق بودند (شرت، 295).

هگل طرح خود را جامع و جهانشمول می پنداشت. او بر خلاف کانت که به فلسفه به عنوان نقطه آغاز می نگریست به تاریخ دلبسته بود. تاریخ اجتماعی از نظر او و بعد در نظر مارکس با تفاوتهایی شامل چند مرحله است. مرحله وحدت و یا همانیکه آدم و حوا در بهشت بودند؛ مرحله جدائی، بیگانگی و یا هبوط، مرحله آشتی که با آمدن عیسی مسیح انجام می شود و این دوره از نظر آنان طولانی ترین دوره است (شرت، 260-270).

بر انقلاب علمی سده 17 غرب دو مضمون عمده حاکم بود: سنت افلاطونی-فیثاغورسی، که هندسی وار به طبیعت می نگریست و بر این باور بود که عالم بر پایه اصول ریاضیات ساخته شده است؛ و فلسفه مکانیکی که طبیعت را ماشینی عظیم می پنداشت و در پی آن بود تا ساز و کارهای پنهان در پس پدیده ها را بیابد (وستفال،1387، 9).

البته مکتب فرانکفورت به اندیشه مارکسیسم به دیده انتقاد و بدگمانی می نگریست؛ به ویژه آنجا که دیدگاه سنتی مارکسیسم، پرولتاریا را با تکیه بر عقلانیت کاملا سیاسی کرده بود (ادگار و سجویک، 1388، 518).

نظریه انتقادی به کشف اهداف درونی یک پدیده مانند یک بیمارستان می پردازد. در نظریه انتقادی هدف به هیچ وجه ذهنی نیست. شرت می گوید (279): بیمارستان آن چیزی نیست که ما فکر یا تصور کنیم. بیمارستان آن چیزی است که خودش قصد دارد باشد. بنابراین سه راه برای توصیف یک بیمارستان داریم. ابتدا توصیف بیرونی و مبتنی بر واقعیت ساختمان، کارکنان، شیوه اداره و عملکرد بیمارستان و جز این ها. دوم نگرش شخصی من یا شما نسبت به بیمارستان است که خوب یا بد است و یا اینکه چگونه کار می کند و سوم هدف درونی بیمارستان است، یعنی هدف موسسه. این هدف درونی در خود تعریف بیمارستان جای دارد. نظریه انتقادی به رویکرد سوم یعنی هدف درونی موسسه کار دارد.

بنابراین نظریه انتقادی یک پدیده را بر اساس معیار و تعریف درونی و ذاتی آن پدیده از خودش نقد می کند. اخیرا در دانشگاهها هم ارزیابی درونی باب شده است که به نظر می رسد ملهَم از این تفکر باشد. این کار در تقابل با نقد بیرونی است. ارزیابی درونی به این صورت است که نهادهای اجتماعی، اعمال و یا افراد را با تفاوتی که بین اهدافشان و عملکردی که در آن به سر می برند رو در رو می کنند تا اشکالات آن بروز کند (شرت، 280).

به طور مثال قاضی باید عادل باشد و به عدل حکم کند حال اگر اهل رشوه شد پس با اهداف درونی اش در تقابل است. و یا به نظر مارکس کمونیسم معیار درونی تاریخ است که می توان تمام رویدادها را با آن قیاس کرد و این ها همه داعیه روشنگری و رهایی بخشی دارند (شرت، 282). انتقاد درونی علل عدم تحقق این آرمان ها را بررسی می کند.

اصولا منتقدان اجتماعی به عنصر تاریخ بهای فراوانی می دهند و آن را همواره حرکتی بین اسطوره و عقلانیت در نوسان می بینند. آنها معتقدند آنجا که عقلانیت رنگ ببازد اسطوره خود را نمایان می کند. هورکهایمر مدیر موسسه فرانکفورت اولیه و واضع اصطلاح نظریه انتقادی، و آدورنو از نظریه پردازان نظریه انتقادی در باره روشنگری و اسطوره اند. شرت می گوید (شرت، 290 -291): با این حال ما هم «اسطوره های» خودمان را داریم. اسطوره های نازیسم و «شعبده بازی های» فضائی ایالات متحده از جمله عمده ترین مثال ها هستند.اما مهم ترین مثال از اسطوره های جدید چیزی است که سنگ بنای فرهنگ غرب را تشکیل می دهد: فرهنگ علمی و دیوانی. ترس ما از طبیعت و «دیگری» خود را در قالب میل وسواس‌آمیز به کنترل نشان می دهد. تلاش می کنیم با استفاده از علم، طبیعت را شبیه به خودمان، شبیه به نظام ها و نظریه ها و اعمال تکنولوژیکی مان در آوریم تا بر «دیگربودگیِ» تهدید کننده آن فائق آئیم. در حالی که انسانِ اسطوره ایِ بدوی خود را شبیه به طبیعت می‌کرد، ما طبیعت را شبیه به خودمان می¬کنیم. اما نیروی محرکه هر دو یکی است: ترس از نیروی تهدید کننده بقا.

از دهه 1980 اصطلاح نظریه انتقادی با تحلیل متن پیوند خورد و نویسندگانی چون فوکو، دریدا و لیوتار آن را با ساختاگرایی، پساساختارگرایی و پسا مدرنیسم مرتبط ساختند (ادگار و سجویک، 1388، 518).

نقد واقعی
اگر بخواهیم با این روش خود را و نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را ارزیابی کنیم باید صریح و بی پرده ببینیم در هر مورد آنچه را می خواسته ایم و یا بهتر بگویم هدف وجودی خواسته ما بوده است تحقق پیدا کرده است؟

به عنوان مثال هدف وزارت کشاورزی، نفت، اقتصاد و مانند آن چه بوده است آیا به اهداف خود رسیده است؟ خود انقلاب اسلامی هم می تواند بر این اساس مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. برای چه انقلاب به وجود آمد اهداف اولیه و اصلی انقلاب چه بود؟ قطعا این اهداف در قانون اساسی تجلی دارد. باید بیطرفانه بنشینیم وبا خود محاسبه کنیم که آیا توانسته ایم اهداف انقلاب را در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی تحقق بخشیم؟ ایا اکنون که در آستانة چهل سال انقلاب هستیم این اهداف و دستاورد ها مثبت و رو به جلو بوده است؟ البته با محاسبه همه جوانب. بررسی فرصت ها و تهدید ها و مقابله آنها با هم و با نگاهی منصفانه از منظر افرادی بی طرف می تواند بسیار راهگشا باشد.

نظارت یک مرحله است؛ خود ارزیابی و کلاه را پیش خود قاضی کردن مرحله بعدی است و نشان از حاسبوا قبل ان تحاسبوا دارد و این کار همه روزه است.
چه بسیار افراد و یا سازمانهایی که بودجه های هنگفتی را بلعیده اند و چیزی پس نداده اند و این علاوه بر توبیخ اداری و افتضاح اجتماعی، عذاب وجدان را در پی دارد.

منابع:

قرآن
ادگار، اندرو؛ سجویک، پیتر (1388). مفاهیم کلیدی در نظریه فرهنگی. برگردان: ناصر الدین علی نقویان. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
شرت، ایون (1387). فلسفه علوم اجتماعی قاره ای؛ هرمنوتیک، تبار شناسی و نظریه انتقادی. از یونان باستان تا قرن بیست و یکم. ترجمه هادی جلیلی. تهران: نشر نی.

کلید واژه‌ها : فلسفه جدید - فلسفه - باستانی -
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین