جمعه 4 خرداد 1397
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 - 20:33:00 چاپ

یادداشت‌های سفر به پکن، مسکو، بروکسل- بخش دوم

وبلاگ > مهاجری، محمد - سوختگیری در فرودگاه اومانجی نزدیک یکساعت طول می کشد. از آسمان که به اطراف اومانجی نگاه می کنم منطقه ای کشاورزی و صنعتی است که تعداد زیادی ساختمان مسکونی بلندمرتبه، با فاصله ای نزدیک به مناطق کشاورزی و صنعتی خودنمایی می کند.

 

                                                                                                 ***

هنوز4ساعت تا پکن باید توی هواپیما باشیم . حواسم می رود به سمت ماموریتی که تیم دیپلماسی کشورمان در پکن، و پس از آن در مسکو و بروکسل دارد.

امریکا از برجام خارج شده و عملا قصد دارد تحریم ها علیه کشورمان را آغازکند. رئیس جمهورش هم دائما ایران را تهدید می کند. اسرائیلی ها هم با پشتوانه امریکا جنگ روانی علیه ایران را شدت بخشیده اند. مسئولان دیپلماسی کشور ماموریت پیدا کرده اند با کشورهای عضو برجام- منهای امریکا- مذاکره کنند. رهبرمعظم انقلاب در سخنانشان نسبت به وفاداری انگلیس و فرانسه و آلمان تردید کرده اند. با این حال اصلا اشاره نکرده اند که ایران باید از برجام بیرون برود.

خروج از برجام بسیار پرهزینه است. این را کودکستانی های دنیای سیاست هم می فهمند.سال 1391 شاید از ذهن بسیاری از ایرانی ها پاک شده باشد. اما تحریمهای کمرشکنی که هر روز به لطف ندانم کاریهای احمدی نژاد و ناپختگی های سعیدجلیلی افزایش می یافت،طاقت اقتصاد کشور را طاق کرده بود. تحریمها فقط ربطی به امریکا و حتی اروپا نداشت؛ شورای امنیت سازمان ملل هم بر تشدید تحریمها صحه گذاشته بود. حتی کشورهای دوست و به ظاهردوست هم نمی خواستند قطعنامه  شورای امنیت را زیرپا بگذارند. وضعیت وخیمی پیش آمد. نظام جمهوری اسلامی، در بالاترین سطح تصمیم گیری، در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی، "نرمش قهرمانانه" را جایگزین سیاستهای بی ثمر احمدی نژاد و جلیلی کرد.

امروز شاید با دروغ و نیرنگ  بتوان خاطره خطرات تلخ 5-6سال قبل را زیر آوار مشکلات روز دفن کرد، اما وجدان تاریخ، نخواهد گذاشت دروغگویان و فریبکاران، قسر در بروند.

                                                                           ***

دکتر ظریف بدون اطلاع قبلی به جمع خبرنگارانی که در صنلی هایشان فرورفته اند می آید. صدای بلند"سلام" او حواسها را به سمت او متوجه می کند. خوش و بش با اهالی رسانه فرصت مغتنمی است تا گپ و گفتی هم صورت گیرد. او امیدوار است که بتواند در این سفر، دستاوردهای قابل قبولی داشته باشد. در همه حرفهایش تاکید دارد،در مذاکرات،رهنمودهای رهبرمعظم و توصیه های رئیس جمهور ،راهبردها را تعیین می کند.

قبلا یادداشتی نوشته ام که در آن از ظریف خواسته ام"در حق تاریخ بی معرفتی نکند" و دلایل ناگفته فحاشان به خودش و تیمهای مذاکرات را برای ماندگاری در تاریخ لو بدهد. وقتی چشمش به من می خورد می گوید"همچنان بی معرفتی خواهم کرد" و بلند می خندد!

                                                                                ***

سرانجام پرواز خسته کننده ای که 8-9 ساعت طول کشیده، تمام می شود و در فرودگاه پکن فرود می آییم. فرودگاهی بسیار بزرگ ، با انبوهی از هواپیماهای کوچک و غول پیکر.

می دانیم که مدت اقامت در پکن بسیار کوتاه است، اما بخش قابل توجهی ازهمین مدت کوتاه را هم در ترافیک می گذرانیم.

تا چشم کار می کند ماشینها آلمانی و فرانسوی و ایتالیایی و امریکایی اند که البته در کنار نام شان که با خط اصلی ،پشت ماشین نوشته شده، نام چینی همان محصول هم به چشم می خورد.اینها خودروهایی هستند که در چین تولید می شوند.

در میان این همه ماشین،زل می زنم تا لااقل یکی از آنهایی را که در خیابانهای تهران به وفور قیقاژ می روند ببینم. شانس، یکبار و فقط یکبار همراه می شود و تنها یک ماشین چینی،از جنس آنهایی که در کشورمان دیده ام به چشمم می خورد. معذورم که نامش را ببرم،مبادا تبلیغ شود!

تماشای خیابانهای شهر و ساختمانهای بسیار بلند و سبک معماری و نوع پوشش مردمان،با تاریخی که از چین خوانده ام،دست کم در شکل ظاهر شهر پکن، همخوانی ندارد. توسعه از نوع کاملا غربی اش، دارد از در و دیوار هویت چین بالا می رود.

وبگردی