سه شنبه 30 مرداد 1397
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 - 13:22:06 چاپ

تاریخ‌نگاری «انقلاب در شهر اصفهان»

وبلاگ > جعفریان، رسول - به تازگی یک اثر پنج جلدی با عنوان اصفهان در انقلاب منتشر شده که تألیف آن قدری پیش تر انجام و به تازگی از چاپ در آمده است. جلسه ای به این مناسبت در اصفهان و به همت شهرداری برگزار شد. متن زیر، سخنانی است که بنده در آنجا ایراد کردم.

امروز که روز آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان است، در مراسم رونمایی کتاب پنج مجلدی «اصفهان در انقلاب» حاضر هستیم، کتابی که دوست عزیز جناب آقای عباس نصر و همکارانشان فراهم آورده و موسسه تنظیم و نشر آثار امام در بخش تاریخ محلی انقلاب آن را چاپ کرده اند. قبل از این یک خلاصه تک جلدی منتشر شده بود، و حالا متن کامل آن در پنج مجلد توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام انتشار یافته است. از مقدمه های کتاب بر می آید که جلد اول کتاب، نوشته شخصی به نام محمد حنیف بوده و باقی مجلدات، بعدها توسط آقای نصر و دوستان دیگر فراهم آمده است. اساس آن، خاطراتی است که از اشخاص مختلف درگیر در تحولات اصفهان میانه سالهای 40 تا 57 گرفته شده است. یک بار خلاصه ای از این پنج جلد در یک مجلد در سال 94 منتشر شده و حالا مجموعه آن انتشار یافته است. ظاهر کتاب نشان می دهد که کتاب، توجه به رویدادهای جاری و روزمره انقلاب بین این سالها توجه دارد، گرچه در مجلد اول دوم، که مربوط به سالهای دهه چهل و اوائل پنجاه است، اندکی به جریان های فکری این دوره هم پرداخته شده است. در واقع، این اثر، لایحه رویین تحولات سیاسی این دوره را که از سوی مبارزان مسلمان این شهر پیگیری می شده، دنبال کرده است. لایه دوم تحولات، بیشتر جنبه فکری دارد، مثل این که ما اندیشه های موجود در اصفهان از صفوی تا دوره معاصر را دنبال کنیم، چیزی که البته مرتبط با کل مسیر فکر در ایران هم هست. یک لایه سوم هم هست که عمدتا تمدنی است و اغلب دوره های هزار تا چند هزار ساله را در بر می گیرد. این کتاب در واقع، به همان لایه اول پرداخته است.

کتاب اصفهان در انقلاب، رویدادهای جاری این هفده سال را دنبال کرده است. در همین زمینه، باید توجه داشت که در سالهای اخیر روزشمار تحولات انقلابی در اصفهان هم در چهار مجلد توسط وزارت اطلاعات منتشر شده که به دلیل این ه کار تألیف کتاب اصفهان در انقلاب، مربوط به سالها پیش بوده، از این مجموعه استفاده نشده و به احتمال یک مقایسه، باید بسیاری از مسائل را روشن و اشتباهات احتمالی را تصحیح کند. مسلما ارزش اسناد از نظر تاریخ گذاری و اخبار وقایع، قابل مقایسه با خاطرات نیست.

چنان که اشاره شد، بیشتر مستندات این کتاب خاطرات مبارزان اصفهان است که تبویب و ترتیب یافته است. به طور کلی باید عرض کنم ما در سنت تاریخ نگاری خود، تحت تأثیر تاریخ نگاری صدر اسلام هستیم. روش های موجود در سیره نگاری، شرح حال نویسی، بحث ثقه و غیر ثقه بودن اشخاص و راویان، نوع داده هایی که ارائه می دهیم، غالبا به روش سنتی است. این روش در سالهای گذشته خیلی توسعه یافته و به مقیاس توجه به تاریخ شفاهی، دایره وسیعی از کتابها بر اساس خاطرات نوشته شده است. باید عرض کنم، این آثار غالبا یک سویه هستند و محور آنها، خاطره گو است که ضمن آن که واقعیاتی را به داشت های تاریخی ما اضافه می کند، اما اغلب یک حد یک گزارش یک سویه از کسی است که درگیر واقعه ای بوده است. ما در تاریخ نگاری نیاز به کارهای جدی تری داریم که نه تحلیلی به معنای شایع میان ما، بلکه به معنای شناخت دقیق تر تحولات از طریق مقایسه نقلها و اسناد و حتی مطالعات میدانی است.

یک نکته دیگر از نظر تأثیر پذیری مان از روش های سنتی، نکته ای که ذهن ما را به خود مشغول داشته بحث «تحریف در تاریخ» است. مخصوصا شیعه همیشه با این مشکل مواجه بوده که تاریخ تحریف شده باشد و این ذهن ما را گرفته است. ما اغلب وقتی اثری را می خوانیم، نگرانیم که مبادا تحت تأثیر گرایشهای مختلف، تحریف شده باشد. این را برای نمونه عرض کردم، طبعا حساسیت های دیگری هم داریم. تحریف اغلب معانی مختلفی دارد که یکی از آنها حذف گروهی و گذاشتن نام گروهی دیگر است. چشم پوشیدن از برخی از وقایع، یا راویانی خاص، و توجه به یک گروه ویژه است. در این کتاب، تلاش شده است تا از جناح های مختلف استفاده شود، اگر واقعا این کار به خوبی انجام گرفته باشد، مسلما یک امتیاز به شمار می آید.

از این زاویه که تاریخ یک شهر را بنویسیم، تحت تأثیر سنت نگارش تاریخ محلی هستیم که در همه دنیا معمول است و در حال حاضر خیلی به آن توجه زیادی می شود. شهرهایی هست که از قدیم هم محل توجه بوده مثلا دهها تاریخ مکه و مدینه داریم. در باره شهرهای مختلف همین طور است. در باره اصفهان هم ما دهها کتاب داشته ایم که برخی مانده است. سنت نگارش این کتاب، در ادامه آنهاست. البته گرایش آن انقلاب در اصفهان است، در حالی که اغلب آنها تاریخ و رجال و جغرافیای شهر است. اینجا قرار نبوده تاریخ یک شهر نوشته شود، بلکه نوعی «تاریخ محلی انقلاب» مد نظر بوده است.

نکته دیگر از نظر سنت تاریخ نگاری گذشته باید عرض کنم که ما با سبک وقایع نگاری به صورت سالشمار یا بر اساس سلطنت سلاطین و خلافت خلفا در دوره اسلامی آشنا هستیم؛ این که فقط به متن وقایع توجه شده و اتفاقات گزارش می شود. در مقدمه این کتاب هم گفته شده که این اثر وقایع نگاری است که بی طرفی در آن رعایت شده است. همچنین افزوده شده که نویسنده از جانب خود کمتر اظهار نظر کرده و متن وقایع را نشان داده است. این به نظرم کار خوبی است، و باید عرض کنم که توجه به وقایع نگاری سبب می شود کتاب دوام بسیار بیشتری در مقایسه با کتابهای تحلیلی داشته باشد که اغلب با تغییر دیدگاه ها کهنه می شود. ما باید در درجه اول، اصل وقایع، اطلاعات ضروری موجود، ترتیب دقیق آنها، رجال درگیر در آنها و اموری از این دست که به وقایع نگاری درست مربوط است را داشته باشیم تا بتوانیم کارهای دیگری برای افرادی که علاقه مند به تحلیل های اجتماعی یا سیاسی و اقتصادی هستند، فراهم کنیم. این کتاب قدمی است برای ارائه هزاران گزارش ریز و درشت که می تواند دایره دید ما را نسبت به آنچه رخ داده روشن کند. هرچند باید اعتراف کرد، که در باره یک دوره طولانی مانند سالهای 40 تا 57 باید مطالب زیادی باشد که باید گردآوری و گزارش کرد.

باید به نکته توجه داشت که تحلیل کردن وقایع تاریخی بر اساس نظریات مشخص اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، مهم و در درک حوادث بسیار مهم است، اما نسبت به وقایع نگاری، امر ثانوی است. مرحله اول وقایع نگاری دقیق و فارغ از حب و بغض و تعصب است. وقایع نگاری به کار همه می آید و برای همیشه می ماند و اغلب منهای عواطف و احساساتی که در نقلها هست، اصل وقایع بکار همه می خورد.

حالا این ادعا که این کتاب صرفا وقایع نگاری است، به نظرم اصلش درست است، اما یادمان باشد که همین را هم در چارچوب ارزشهای انقلاب نوشته ایم. شاید گروه های دیگری را کنار گذاشته باشیم. به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که دست کم، نه مولف و تدوینگر کتاب، بلکه کسانی که آن وقایع را نقل می کنند، حس خود را در این نوشته بروز می دهند. باید اعتراف کنیم حتی اگر این شکال باشد، در همین حد هم خوب است که وقایع نگاری را اصل قرار داده اند و سعی کرده اند سلسله طولانی از حوادث را بیان کنند.یک بار دیگر هم تأکید می کنم که اگر وقایع نگاری درست صورت گیرد، کتاب جاودانگی بیشتری دارد. چرا تاریخ طبری برای مسلمانان مهم است؟ چون وقایع نگاری را اصل قرار داده و ضمن آن که البته برخی از تحلیل ها در دل عبارات هست، اما ما برای وقایع، به عنوان یک منبع از آن استفاده می کنیم. طبیعی است که برخی از اخبار دروغ و برخی درست باشد. آن هم روش خود را برای سنجش دارد.

این را بدانیم که وقایع نگاری اصولی دارد. وقتی بی طرفی می گوییم واقعا مهم است. در واقع کار بسیار سختی است. یادمان باشد که متن های بی طرف وجود خارجی ندارد، اما همیشه می توان و باید میل به بی طرفی داشت. در حال حاضر در متن های موجود، در رشته زبانشناسی متنی، انواع و اقسام جملات را از نظر احساس و فکری ... که در آنهاست، تقسیم می کنند. آنها می گویند که متن بی زبان و بی گرایش وجود ندارد. در همین کتاب، جلد سوم، ص 280 دیدم تیتری زده: انجمن حجتیه: تشکل سیاست گریز مذهبی». ممکن است بگویید این موضع گیری نیست، اما به نظرم هست. اولا تعریف سیاست از نظر شما چیست؟ ثانیا آگر آنها خود ادعا کردند که اهل سیاست بوده و هستند، چه خواهیم گفت. این که ما کلماتی با بار ارزشی را در یک متن تا چه اندازه می توانیم بیاوریم مهم است. ممکن است دقیق آن این باشد که آنها از سیاستی که انقلابیون در پیش گرفته بودند، گریز داشتند. مقصودم از این مورد، دقت در ارائه تعابیر است.

یک نکته در این کتاب این است که بخش مهمی خاطرات است، ما در باره خاطرات، باید توجه داشته باشیم که نمی توانیم ادعای وقایع نگاری صرف بکنیم. اصولا خاطرات، از نظر سیاق، نوعی حالت خود محوری از سوی کسی دارد که اغلب از موضع برتر، رویدادی را نقل می کند.

علاوه شرایط خاطرات با توجه به گذشت زمان، مشکل پیدا کرده، به جز این که مطالبی فراموش می شود، گاهی خلط های غیر عمدی در آن رخ می دهد. سندیت آنها هم نیازمند ارزیابی بر اساس قواعدی است که باید در دانش سند شناسی مورد توجه قرار گیرد. ما معمولا «رجال شناسی» قبل از نقل خبر را در باره این افراد یا نداریم یا در این باره مشکل داریم. افراد گرایش های مختلفی دارند.
اصفهان یک حساسیت سیاسی ـ گروهی هم دارد که از همان آغاز وجود داشت. شهر دو رهبر روحانی داشت که روش های آنها متفاوت بود. جناح های داخل شهر هم در اطراف آن ها بودند. نفس این که کتاب تا 57 تمام می شود مهم است که هنوز اختلافات زیاد نیست. اما به هر حال، چون خاطرات در دهه های بعدی فراهم آمده، سایه آنها در کتاب وجود دارد.

بنده در پایان این صحبت، می خواهم در باره تاریخ اصفهان دو پیشنهاد بدهم که هر دو در ادامه یکدیگر است:
ما نیاز به یک مرکز قوی اصفهان شناسی داریم که الان کارهای زیادی انجام می شود اما پراکنده است. این پیشنهادم نیست، بلکه مقصودم این نکته بود که ما باید معلومات مربوط به این شهر را از کتابهای قدیم و جدید، در یک جا متمرکز کنیم. برای مثال در کتابهای اهل سنت، مخصوصا آثار رجالی و حدیثی، و در رأس آنها تاریخ اسلام ذهبی، یا آثار سمعانی، اطلاعات فراوانی از شهر اصفهان هست. از بسیاری از اینها، مولفان تواریخ اصفهان در یک صد سال اخیر استفاده کرده اند، اما به نظرم، این کار به شکل گسترده انجام نشده و معلومات زیادی در باره این شهر هست که هنوز گردآوری نشده است. به نظرم می توان طرحی برای گردآوری همه این معلومات تدارک دید. عرض کردم، در کتابهای رجال معاصر، معمولا از آثاری مانند اخبار اصفهان ابونعیم و جز اینها استفاده شده، اما اطلاعات پراکنده در این آثار بسیار زیاد است.

پیشنهاد دیگر این است که متن تمامی کتابهای تاریخ اصفهان را که از قدیم تا امروز نوشته شده، در یک برنامه قابل سرچ بگذارند تا مورد استفاده همه باشد. شهرداری می تواند متولی این امر باشد و اگر برای کتابی لازم است از مولف یا مصحح آن اجازه گرفته شود، این کار صورت گیرد و تمام این کتابها، که حالا تعدادش شاید به دویست کتاب برسد، در یک برنامه منظم قابل سرچ باشد. این کاری است که می تواند برای هر شهری صورت گیرد اما زیبنده است که اصفهان این کار را انجام بدهد. اگر حتی همین چهار جلدی دانشنامه تخت فولاد در یک برنامه باشد کلی سودمند خواهد بود، چه رسد به این که همه این کتابها باشد.

رسول جعفریان

مطالب مرتبط
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700