دوشنبه 30 مهر 1397
جمعه 28 اردیبهشت 1397 - 06:37:00 چاپ

یادداشت‌های سفر به پکن، مسکو، بروکسل- بخش سوم

وبلاگ > مهاجری، محمد - وسیله ارتباطی برای خبرنگار مثل آب است برای ماهی. بنابراین وقتی در فرودگاه پکن پیاده شدیم منتظر اینترنت بودیم. گفتند قرار است از سفارت سیمکارتهایی بیاورند که اینترنتش فعال است.

اما کسی حوصله انتظار برای رسیدن آن سیمکارتها را نداشت.تیم رسانه ای،اولین عضو سفارت را که موبایل دستش بود شکار کردند و مجبورش کردند HOT SPOTگوشی اش را فعال کند . بعدهم شروع کردند به دوشیدن اینترنتش!

اینترنت چین داستان خودش را دارد. گوگل به کلی فیلتر است.برخی سایتهای جستجو هم مثل گوگل هستند. با این حال شنیدیم که چینی ها با فیلترینگ گوگل مشکل پیدا نکرده اند ، چون موتور جست وجوهای دیگری که بومی کشورشان است نیازشان را رفع می کند.

                                                                                    ***

نخستین دیدار ظریف با همتای چینی اش بود. "وانگ یی" با اینکه 6سال از وزیرخارجه ایران بزرگتر است اما چهره اش جوانتر می نماید. نمیدانم بخاطر ژن چینی است یا دلیل دیگری دارد."وانگ یی" هم مثل همه چینی های دیگر ، شادی و خشمش در صورتش نیست. میمیک چهره اش نشان نمی داد که وقتی با ظریف دست می دهد خوشحال است یا ناراحت!

وزیرخارجه کشورمان می گوید روابط ایران و چین، قبل از برجام هم خوب بوده و این کشور در طول برجام هم با فاصله زیاد از سایر اعضای5+1 با ایران خوب تا کرده است. ظریف در پکن بدنبال این بود که از میزان علاقه مقامات چینی به حضور در برجام-بعد از خروج امریکایی ها- مطلع شود.

خبرهایی که از جلسه ظریف-وانگ یی درز می کند ظاهرا خشنودکننده است.آنها می خواهند با کمک روسیه و اتحادیه اروپا، در برجام بمانند.  چینی ها شاید  می خواهند با ماندن در برجام به رفتارهای اخیر ترامپ در حوزه بالابردن تعرفه کالاهای کشورشان به امریکا ، دهن کجی هم بکنند.

                                                                                  ***

با همان عجله ای که فرودگاه راترک کرده ایم، به فرودگاه برمی گردیم. مقصد،مسکو است و باز هم برای سوختگیری باید توقف کوتاهی در "اومانجی" داشته باشیم. بخشی از زمان 8ساعته را با گپ و گفت با همکاران رسانه ای می گذرانیم تا مسافت طولانی،کمتر حس شود.

از هر دری سخنی به میان می آید. از موضوعات حرفه ای تا بحثهای سیاسی. همه هم برای گفتن، حرف دارند، اما به احترام موی سفیدم، بیشتر به من فرصت می دهند. سعی می کنم اندوخته ها و دانسته هایم را برایشان بگویم. تک مضرابها و شوخی های گاه و بیگاه و متلکها و تکه پرانی ها هم چاشنی بحثهاست.

حرفهامان تمام می شود، اما راه تمام نمی شود. چرت زورکی و سرگرم شدن با موبایل و وقت گذرانی با پذیرایی های مهمانداران ، سرانجام ،ما را به نیمه شب مسکو می رساند.فرودگاه مسکو شاید به بزرگی پکن نباشد، اما پررونق است. نزدیک شدن به جام جهانی فوتبال، ترددها به روسیه را زیاد کرده و تلاش برای تدارک این مسابقات،بخوبی به چشم می خورد.

نظم شدیدی که هنگام چک کردن وسایل و پاسپورتها حاکم است، بوی همان چیزی را می دهد که از کتابهای مربوط به دوره"اتحادجماهیر شوروی" استشمام کرده ایم. قیافه های زمخت و جدی و اخمو نه فقط در پلیس که حتی در کارمندان عادی فرودگاه هم مشهود است. خیلی هاشان جوری نگاه می کنند که انگار طلب شان را نداده ایم!

                                                                                    ***

نیمه شب مسکو هم ترافیک دارد. می خواهم بیندازمش گردن جام جهانی، اما ظاهرا در سایر فصول سال هم ،مردم مسکو به ماندن در راهبندانهای طولانی عادت دارند.  مسیر 30دقیقه ای فرودگاه تا هتل را به همراه اسکورت طی می کنیم. این بار،سیمکارتها را در فرودگاه گرفته ایم. از این جهت وضعیت از پکن بهتر است، اما خستگی اجازه کانکت شدن به اینترنت را نمی دهد. بخصوص که تلگرام هم فیلتر است و در روسیه داستانش مفصل است.

                                                                                    ***
از ما قول می گیرند که قبل از ساعت 8ونیم صبح  آماده باشیم برای رفتن به ساختمان وزارتخارجه روسیه.

به سمت راهرویی که به آسانسور ختم می شود می رویم. کارمندان هتل،همچون پلیسهای فرودگاه، عنق و جدی هستند.

ادامه دارد

پربیننده‌ترین