سه شنبه 29 خرداد 1397
شنبه 29 اردیبهشت 1397 - 18:03:00 چاپ

داستانک رمضان۳/ لقمه

فرهنگ > ادبیات - محمدرضا مهاجر

منتظر شد تا چراغ قرمز شود.

باید از راننده‌ها می‌پرسید ساعت چند است و چه قدر تا اذان مانده؟ دم هر ماشینی که ایستاد یا شیشه‌ها را داد بالا یا بی‌توجهی کرد.

روی لبه جدول نشست .توی خودش بود که ناگهان صدای اذان را از دورها شنید.

فال‌ها و آدامس‌هایش را روی زمین گذاشت و لقمه‌اش را از جیبش بیرون کشید.

57243

 

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

وبگردی