دوشنبه 30 مهر 1397
دوشنبه 25 تیر 1397 - 04:30:55 چاپ
پای درددل یک قربانی اسیدپاشی در شیراز

ماجرای دردناک دختری که جوانی‌اش را در اسید سوزاندند

استان‌ها > فارس - «خبرجنوب» نوشت: دختر جوان تمام زندگی اش در اسید سوخت. 27 فروردین ماه حوالی ساعت هشت و 30 دقیقه صبح بود که طبق روال همیشه سرکار رفتم. همه چیز عادی بود نزدیکی محلی که کار می کردم دیدم مردی در حالی که کلاه کاسکت به سر دارد و لباس نارنجی تنش بود ایستاده است. اصلا شک نکردم چون با کسی هیچ مشکلی نداشتم. همین طور که سرم پایین بود نزدیک محل کار که شدم دیدم خبری از او نیست و به گمان اینکه رفته وارد حیاط محل کار شدم. به محضی که وارد شدم همان مرد نزدیکم شد و محتویات داخل ظرفی را روی صورتم ریخت. اصلا متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد.فکر می کردم همکارانم آب روی صورتم پاشیده و قصد شوخی دارند. همه چیز فقط در چند ثانیه اتفاق افتاد.

آنچه خواندید، بخشی از گفت‎وگوی خبرنگار « خبرجنوب » با لیلا قریبپور دختر 27 ساله‎ شیرازی است که در آخرین روزهای فروردین ماه امسال قربانی اسیدپاشی شد.

چند سالتان است و تحصیلاتتان چیست؟

من متولد 16 مرداد 1370 و فرزند اول خانواده هستم. چند سال قبل در رشته کارشناسی نرم افزار فارغ التحصیل شده و در محلی نزدیک منزلمان از حدود چهار سال قبل مشغول به کار شدم.

ازدواج کرده ای؟
خیر ازدواج نکرده ام.

مرد اسیدپاش را از قبل می شناختی؟
او نزدیک به سه سال بود در محلی که من کار می کردم به عنوان خدمه مشغول به کار بود. آشنایی ما فقط در حد یک همکار بود.

بیست و هفتم فروردین ،ماجرا از کجاشروع شد؟
حوالی ساعت هشت و 30 دقیقه صبح بود که طبق روال همیشه سرکار رفتم. همه چیز عادی بود نزدیکی محلی که کار می کردم دیدم مردي در حالی که کلاه کاسکت به سر دارد و لباس نارنجی تنش است ایستاده است. اصلا شک نکردم چون با کسی هیچ مشکلی نداشتم. همین طور که سرم پایین بود نزدیک محل کار که شدم دیدم خبری از او نیست و به گمان اینکه رفته وارد حیاط محل کار شدم. به محضی که وارد شدم همان مرد نزدیکم شد و محتویات داخل ظرفی را روی صورتم ریخت. اصلا متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد.فکر می کردم همکارانم آب روی صورتم پاشیده و قصد شوخی دارند. همه اتفاقات فقط در چند ثانیه شد. به محض اینکه محتویات ظرف را روی صورتم خالی کرد از در خارج شد، من هم پشت سرش رفتم و دیدم که سوار یک پراید شد و از محل دور گرديد.

در همین لحظه بود که سوزش زیادی را احساس کردم و شروع کردم به داد زدن و از همکارانم که در محل کار بودند کمک خواستم اما کسی صدایم را نمی شنید به هر بدبختی بود وارد سالن شدم . تازه متوجه شدم که چه بلایی سرم آمده و محتویات آن ظرف آب نبوده بلکه اسید بوده است.بعد از این ماجرا نزدیک به 45 دقیقه صورتم را شستند و در نهایت با اورژانس مرا به بیمارستان سوختگی صدرا بردند. هر لحظه سوزش صورتم بیشتر می شد و اسيد پوستم را مي خورد. از آن روز تحت درمان هستم.

از ماجرای دستگیری خبری دارید؟
بله با تلاش و حمایت دادستان شیراز و ماموران و بازپرس پرونده در حالی که چند ساعت بیشتر از این ماجرا نمی گذشت او به همراه برادرزنش که آن روز راننده خودرو بود دستگیر شدند و آنطور که اطلاع دارم الان در زندان هستند.

حس‌تان الان نسبت به او چطور است؟ دلتان می‌خواهد مجازاتش کنید یا او را ببخشید؟
او باعث شد که تمام زندگی من تباه شود واقعا نمی دانم که چرا این کار را انجام داد. ابتدا مدعی بود که کسی او را برای این کار اجیر کرده است. فقط دلم می خواهد او به اشد مجازات برسد. باعث شد که یک عمر خانه نشین شده و با این همه مشکلات دست و پنجه نرم کنم. حتی تاب نگاه کردن به آیینه را ندارم.

از مسئولان دولتی یا قضايی درخواستی دارید؟
از مسئولان دولتی می خواهم کمکم کنند زیرا خانوادهام قادر به تامین هزینه های درمانم نیستند. من به غیر از خودم دو برادر و یک خواهر دیگر هم دارم. پدرم تعمیرکار سیار یخچال است حتی برای تامین هزینه های اولیه درمانم مجبور شدیم پولی را که برای ودیعه خانه داده بودیم از صاحبخانه بگیريم. کاش مسئولان کمکم کنند تا درمان شوم. از دستگاه قضایی هم می خواهم که او را به سزای اعمالش برسانند. البته دستگاه قضایی استان تاکنون از ما حمایت های زیادی کرده و حتی به برخی از دستگاه ها برای حمایت های مالی از ما نامه نوشته است.

چه مشکلی برایتان پیش آمده است؟
به خاطر این اسیدپاشی بینایی چشم چپم در حد دیدن نور است و بر اساس نظر پزشک سلول های آن از بین رفته است. الان نزدیک به سه ماه است که این چشمم کاملا دوخته شده و فقط برای ریختن قطره آن هم در حد یک میلیگرم باز است. در این ماجرا هر دو چشمم آسیب دیده است.صورتم کاملا سوخته است. پزشکان میگویند ترمیم صورتم نیاز به عمل های زیادی دارد اما امیدواری داده اند که با وجود کارهای زیاد اما ترمیم می شود. اما در مورد بینایی ام پزشک چیزی نمی گوید و فقط به نور کمی که می بینم امیدوار است. به خاطر این ماجرا لب، چانه و گردنم گوشت اضافه آورده که نیاز به عمل دارد.

روند درمانی تان چگونه است؟
به طور حتم اگر شرایط مالی خانواده‌ام خوب بود زودتر بهبود می‌یافتم. از مردم و مسئولان می خواهم که برای درمانم کمک کنند. خانواده‌ام وضع مالی خوبی ندارند. دلم می‌خواهد به روزهای گذشته بازگردم. من خیلی تلاش کردم تا با وضع مالی که خانواده ام داشتند بتوانم درس بخوانم. اما آن مرد همه آرزوهای مرا برباد داد. الان مدت هاست فقط برای درمان از خانه بیرون می روم. از شما می خواهم کمک کنید تا بتوانم مخارج درمانم را تامین و به روزهای خوب گذشته برگردم.

مادر این دختر جوان نیز در رابطه با موضوع گفت: آن روز در خانه بودم که زنگ زدند و گفتند دخترم فشارش افتاده است.من سریع به محل کارش رفتم اما متوجه شدم او را به بیمارستان سوختگی صدرا برده اند. سریع رفتم به بیمارستان سوختگی به محضی که وارد آنجا شدم از ورودی خون ریخته بود خیلی ترسیدم خودم را می زدم، دوستانش گفتند با موتور تصادف کرده است اما به محضی که او را دیدم متوجه شدم که روزگار دخترم تباه شده.

وی ادامه داد: من با بدبختی فرزندانم را بزرگ کردم وضع مالی بدی داشتیم اما به هر طریقی بود او را فرستادیم که درس بخواند. اما آن مرد با کاری که کرد زحمات ما را بر باد داد. از آن ماجرا یک روز خوش هم نداشته ایم. نمی دانیم که چگونه باید مخارج او را تامین کنیم. از خیرین و مسئولین می خواهیم که برای حمایت از دخترم کمک کنند. هزینه های درمانش خیلی بالاست.

مادر این دختر جوان گفت: در این مدت دستگاه قضایی استان از ما حمایت های زیادی کرد و بازپرس پرونده چندین بار برای حمایت مالی از ما به اداراتی مکاتبه کرده است اما مخارج درمانش زیاد است و ما قادر به پرداخت آن نیستیم. 

46

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

آخرین مطالب