دوشنبه 29 مرداد 1397
دوشنبه 25 تیر 1397 - 08:23:19 چاپ

نامزدم در شب عقد، کیفم را زد که پول موادش را بدهد

جامعه > حوادث - روزنامه خراسان نوشت: دختر ۱۸ ساله‌ای که احساس می‌کرد با اشتباه پدر، کاخ آرزوهایش فروریخته است به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: حدود ۸ سالم بود که فهمیدم پدر و مادرم معتاد هستند مادرم بیماری سرطان داشت اما نمی‌دانم پدرم چگونه معتاد شده بود.

در هر صورت من هم مجبور بودم مانند دو خواهر بزرگ تر از خودم در زمین های کشاورزی کار کنم تا هزینه های زندگی را تامین کنم به همین علت در مقطع ابتدایی ترک تحصیل کردم تا در فصل های مختلف سرکار بروم.

در همین شرایط دو خواهر دیگرم نیز که مدعی بودند کار سختی دارند به مصرف مواد مخدر روی آوردند و آن ها نیز معتاد شدند. با وجود این مشاغل روزمزدی کفاف هزینه های زندگی را نمی داد چرا که در فصل زمستان و بهار بیشتر روزها را بیکار بودم به همین دلیل به کارگری در سالن ها و رستوران ها روی آوردم تا بتوانم مقداری از مخارج زندگی خانواده ام را تامین کنم.

روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که چهار ماه قبل زمانی که شب از سرکار به خانه بازگشتم همه چیز متفاوت به نظر می رسید. خانه به هم ریخته بود و پدر و مادرم حال عجیبی داشتند. مادرم گفت، سریع حاضر شو که باید به یک مهمانی برویم. من هم شام نخورده لباس های تمیزی پوشیدم و به همراه خانواده ام به راه افتادم. وقتی وارد منزل میزبان شدیم تعداد زیادی از اقوام نزدیکمان آن جا بودند. با آن که هیچ وقت پدرم در مهمانی های خانوادگی شرکت نمی کرد و من هم همه فامیل را در یک مهمانی ندیده بودم، همچنان با تعجب به اطراف می نگریستم تا این که با اشاره پدرم داخل اتاقی رفتم که مادرم آن جا بود.

او چادر سفیدی را سرم کرد و گفت: قرار است امشب ازدواج کنی! بنابراین حواست را جمع کن تا آبروریزی نکنی. از شدت شرم و ترس سرسفره عقد نشستم بدون این که به همسر آینده ام نگاهی بیندازم درست مثل ازدواج های یک قرن پیش بود با این تفاوت که وقتی همه مهمان ها رفتند و نگاهم به همسرم افتاد احساس کردم پدرم مرا به مبلغی فروخته است چرا که قیافه ظاهری همسرم داد می زد که او آلودگی شدیدی به مواد مخدر دارد و به همین دلیل بدون رضایت من و با این برنامه ریزی ناگهانی ، مرا سر سفره عقد نشاندند. وقتی همان شب اول مراسم عقدکنان، همسرم پول موادش را از داخل کیف من دزدید، تازه فهمیدم که از چاله به چاه افتاده ام همه خانواده همسرم قاچاق فروش هستند و به تازگی نیز برادر، شوهرخاله و پسرخاله اش به اتهام خرید و فروش مواد مخدر دستگیر شده‌اند.

45302

کلید واژه‌ها : سرقت - معتاد - ازدواج -
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین