سه شنبه 24 مهر 1397
چهارشنبه 11 مهر 1397 - 15:01:33 چاپ

در مجلس عزای خاندانی به درازای دو قرن

وبلاگ > انصاری، هادی - همه ساله رسم بر این دارم که در دهه سوم محرم الحرام ، شبی را به مجلس عزای سالار شهیدان ، حضرت اباعبد الله الحسین ع که در بیت مرحوم آیة الله حاج سید محمد علی سبط ،برگزار می گردد مشرف شده واز برکات این مجلس وروح وصفای ستارگان این خاندان که ریشه به دوقرن که خود تاریخی گسترده را در خود نهفته دارد ، بهره ببرم.

امشب همچون سالهای پیش ، توفیق یافتم که در بیت الشرف حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج سید محمد حسین سبط حضور یافته ودو ستاره درخشان کنونی این بیت عریق وریشه دار ، را که میزبانی مجلس سالار شهیدان را که در حقیقت ادامه مجلس عزاداری والد معظمشان بشمار می آید ، به عهده داشتند ، زیارت نمایم.

خاندان سبط از آنجا این نام را برگزیده اند که (اسباط )یعنی دختر زادگان مرحوم آیة الله العظمی شیخ مرتضی _انصاری دزفولی معروف به شیخ انصاری (۱۲۱۴- ۱۲۸۱ ق) از فقهای بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری که بعد از مرحوم صاحب _جواهر ، مرجعیت عامه را از آن خویش نمود، بشمار می آیند.

بیشتر شهرت شیخ انصاری به دلیل ابتکارات او در اصول و فقه است که با نوشته‌های شیخ و قدرت تحلیل و دقت‌های او وارد مرحله تازه ای گشت تا آنجا که مشهور به شیخ اعظم گردید.

شیخ اعظم افزون بر جهات علمی و به ویژه فقه و اصول، در جهات مختلف دیگر نیز رشد و تعالی یافته بود؛ وی در اخلاق، عرفان و تقوای دینی در مقامی بس بلند قرار داشت و احتیاط و تواضع او زبانزد بود.

چنین مشهور است که یکی از شاگردان «شیخ مرتضی انصاری» می‌گوید: آن روز از پای منبر درس با شیخ بسیار صحبت کردم و اشکال گرفتم. پس از ختم درس، شیخ آهسته در گوش من فرمود: آن که «بسم الله» را در گوش تو خوانده، تا «و لا الضالین» را در گوش من خوانده است!

بیش از نیم قرن است که با این بیت والا وخاندان شرف واخلاق ، ارتباط داشته وبراین نعمت برخود می بالم !
از آن هنگام که در سالهای پنجاه شمسی به همراه مرحوم پدرم ،شهید آیة الله حاج شیخ احمد انصاری به ایران وتهران گام می نهادم ، یک روز را در جمع علمای تهران در بیت الشرف مرحوم آیة الله سبط ،گرد آمده وخاطرات زیبا وفراموش نشدنی از آن چهره ها وستارگان علم وعمل را در ذهن خود بیادگار دارم.

منزل ساده امًا دنیایی از روح وصفای این بزرگوار در بخش جنوب تهران که در آن هنگام مرکز سنتی شهر بشمار می آمد را هیچگاه از ذهن من محو نمی گردد.

بیاد دارم که روزی به همراه مرحوم پدرم ، به دیدار این عالم جلیل القدر که رفتارش سرشار از ادب وفروتنی وتواضع وخوشرویی بود ، به مدرسه کهن ومشهور مروی که از مراکز حوزه علمیه مهم آن هنگام تهران پایتخت بشمار می رفت ، در ناصر خسرو وکوچه مروی رفتیم که این نخستین بار بود که من به این مدرسه کهن وباروح ،گام می نهادم. که بیاد دارم با استقبال گرم وپرشور مرحوم آیة الله سبط روبرو گردیدیم وبا ورودمان ، از آنجا که پدرم از نجف اشرف واز کنار بارگاه ملکوتی وملائک پاسبان امیر المومنین ویعسوب الدین ، آمده بودند ، دسته دسته از طلاب مدرسه که ظاهرا به اشاره مرحوم آیة الله سبط بود ، همه به اتاق بزرگی که بنظرم ، محل درس طلاب بود واز گستردگی نسبتا زیادی برخوردار بود حاضر شده وبه نماز جماعت ایشان پایان پذیرفت.

در سالهای بعد که برای ادامه تحصیلات خود به دانشگاه تهران آمدم ، فرصت ها را غنیمت شمرده ودر گردهمایی علمای تهران که اصصطلاحا (گعده) نامیده شده وماهی یک بار به صورت دوره ای در خانه های این بزرگان وستارگان علمی حوزوی تشکیل می گردید ، به همراه مرحوم عموی خود آیة الله حاج شیخ محمود _انصاری که همزاد پدرم بشمار می آمدند ، شرکت می نمودم وچه خاطرات زیبا وتکرار نشدنی از این مجالس را در ذهن خود به نقش آورده ومحفوظ نگه داشته ام.

چهره هایی که هریک ،استوانه ای از علم واخلاق وتواضع وفروتنی وسادگی وبطور کلی روحانی به معنای کلمه بشمار می آمدند ،اينان فرشتگانى در لباس انسانيت بودند!

چهره هایی همچون آیات آقا میرزا آقای شیرازی ، آقاسید علینقی تهرانی ، حاج آقا کمال مرتضوی ، حاج سید محمد حسین علوی بروجردی، مرحوم آقا سید احمد شهرستانی پدر مرحوم سید نور الدین شهرستانی ، حاج اشرف _کاشانی، آقا سید آقای خلخالی ، شهید آیة الله حاج سید رضا خلخالی ،حاج سید محمد علی سبط ، حاج شیخ نصرالله شاه آبادی ، وپس از سال ۱۳۵۶ شمسی وورود مرحوم آیة الله العظمی حاج سید محمد _روحانی به تهران ، شخصیت های دیگری از قبیل اخوان جعفری رشتی ، سید مرتضی حکمی ، دکتر مناقبی ، مرحوم عبادی ، مرحوم #ملایری ، وجز اینها که گاه تعداد این بزرگان در جلسه ویا گعده به بیش از بیست وپنج نفر می رسید ، حضور پیدا می نموده که این نشست ها ، رشحات وبرکات معنوی فراوانی را جدای از خاطرات ورخدادها ، برایم به ارمغان آورده که تاکنون از این رشحات ، خوشه چینی می نمایم.

و در همین سالهای ورودم به ایران بود که برای نخستین بار در مجلس سوگواری سالار شهیدان ،که در بیت مرحوم آیة الله سبط، به مدت ده شب برگزار می گردید ، شرکت نمودم ، واز آن هنگام وپس از درگذشت این عالم جلیل القدرکه خود فقیهی اصولی بشمار می آمد ،‌ همچنان سعی در ادامه این سنت ورسم را در بیت الشرف دو یادگار این سلف صالح ،یعنی حضرات حجج اسلام حاج سید محمد حسین سبط وحاج سید محسن سبط ،که خود هر یک از استوانه های علمی وفقهی واخلاقی تهران ومعتمد المراجع بشمار می آیند ، داشته وتوفیقی است که با حضورم در این مجلس ، از انوار روح با برکت وگسترده بزرگان این خاندان که ریشه ای به درازای دوقرن را در خود نهفته داشته وهمچنان نسل بابرکتشان ، به پیروی از سلف صالحان این خاندان در هر لباس وحرفه ، آن روح صفا وادب واخلاق را در خود نهادینه نموده اند ، بهره می برم.

در پایان سلام و درودهای بی پایان خود را نثار این شجره طیًبه نموده وامید آن دارم که از دعای روح گسترده بزرگان این خاندان ، محروم نباشم.

کلید واژه‌ها : عرفان اسلامی - عزاداری - محرم -
ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

پربیننده‌ترین