سومین و آخرین جلسه از مجموعه درسگفتارهای ضیاء موحد، مدیر گروه منطق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، درباره سعدی تحت عنوان «سعدی: از صدق تا معنا» عصر روز چهارشنبه سیزدهم خردادماه در شهر کتاب برگزار شد. در این جلسه موحد با اشاره به تاریخ و زندگی آثار سعدی و حافظ و زمینههای برآمدن آنها به بررسی شعر و شاعری این دو پرداخت. اهمیت این سلسله از درسگفتارها بیش از آنکه ناشی از موضوع مورد بحث باشد، به سخنران آن برمیگردد. ضیاء موحد که خود استاد فلسفه و منطق است از زاویهای متفاوت به بررسی شعر سعدی و حافظ میپردازد و با رویکردی نظری آثار آنها را بررسی میکند.
نقد نو از اوایل نیمه دوم قرن بیستم متداول شد. براساس این نوع نگرش، اثر ادبی فارغ از شرح حال، تاریخ و مؤلف باید بررسی شود و هر چه اثر بگوید همان اصالت دارد. بعدها مکاتب دیگر نقد ادبی این نگرش را رد کردند. وقتی تاریخ زمان سعدی و حافظ را مطالعه کنیم، به گونه دیگر غزل آنها را میخوانیم. تاریخ نوشتن بوستان سال 655 است و در واقع سعدی با این هدیه به شیراز باز میگردد. زمان بازگشت سعدی به شیراز، اتابکان سنقری حکومت میکردند و درست در همان زمان اتابک ابوبکر بر شیراز حکومت میکرده که سعدی سه سال از این حکومت را شاهد بوده است. اتابکان احترامی خاص برای سعدی قایل بودهاند. سال 656 فتح بغداد اتفاق میافتد و سعدی بعد از حمله مغول «گلستان» را سامان میدهد.
سعدی اتابک ابوبکر را در شعر خود به زبان عربی و هم به زبان فارسی ملامت میکند که چرا به هلاکو کمک کرده است. وقتی اتابک ابوبکر از دنیا میرود پسرش سعد به جانشینی میرسد که احترام زیادی برای سعدی قایل بود. سعد 12 روز پس از جلوس بر سریر قدرت از دنیا میرود و سعدی به واقع دو حامی و پشتیبان خود را از دست میدهد. سعدی قصیدهای با مضمون مرثیه در باب اتابک سعد میگوید که این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که حسرت و سوز منعکس در این قصیده درک شود. در واقع این قصیده باید با همان حزن و حسرت خوانده شود که علت آن حسرت نیز آشکار شد. این موضوع نشان میدهد که فرم جزو محتواست و چگونگی بیان جزو بیان است. به طور کلی دوران سعدی دوران جابجایی حکومت و رفتوآمد ملوکان است. ولی باید توجه داشت که رفتار ملوکان با سعدی محترمانه است. شجاعت نهفته در شعر سعدی نشان منزلت اجتماعی اوست. اما زمان حافظ، زمانه بزرگان است و حافظ به مجالس درس اساتید زمان خود میرفته است. او در دوران شیخ ابواسحاق که دوران خوبی هم برای حافظ بوده است یعنی سالهای 744 تا 758 به مجالس درس استادان زمان میرود. حاکمان زمان حافظ که به ترتیب عبارتند از شیخ ابواسحاق، امیر مبارزالدین و شاه شجاع، طبع شاعری هم داشتهاند. در زمان حافظ رسم بوده که حاکمان را مدح کنند. حافظ جیرهخوار شیخ ابواسحاق بوده و مقرری دریافت میکرده است.
در زمان امیر مبارزالدین، حافظ شعرهایی در ملامت و سرزنش او سروده است. وقتی او شعر در مدح میگفته و برای آنکه مدح محض نشود و از آنجایی که این ملوکان مرد بودهاند، صحبت از معشوقان مرد میکند. از اینرو معشوق در شعر سعدی و حافظ مرد بودهاست. البته این مدح به این خاطر است که شعر زبان حرف زدن آنها بوده است. در دوران حافظ امیر مبارزالدین از یک آدم لاابالی به یک آدم خشک تبدیل میشود که انعکاس آن در شعر حافظ با آوردن «محتسب» است. به عبارت دیگر «محتسب» در شعر حافظ همان امیر مبارزالدین است. حافظ در طول دوران حکومت امیر مبارزالدین و شاه شجاع در ترس و هراس میزیسته است. شاه شجاع اولین کسی است که به شعر حافظ ایراد وارد میکند و میگوید شعر تو هر بیتش یک معناست. در واقع او به شعر حافظ به نوعی حسادت میورزد. حافظ در شعر خود خطاب به شاه شجاع هم به نعل میزند و هم به میخ و ابتدا از شاه شجاع خوب میگوید و سپس در بدی او سخن میگوید. با این توضیح از زمان حاکم بر حافظ متوجه میشویم که چرا حافظ به این شیوه شعر میگفته است.
بر این اساس میبینیم که در شعر سعدی شجاعت و صراحت وجود دارد ولی شعر حافظ ترسزده است. اگر چه زمانه سعدی بدتر از روزگار حافظ بوده است ولی موقعیت سعدی به گونهای بوده که از این ناملایمات مصون بوده است. غزلیات سعدی عاشقانه است. حافظ نیز غزل را عاشقانه شروع میکند ولی آن را با همان حال و هوا به اتمام نمیرساند. سعدی به اندازه حافظ محافظهکارانه شعر نمیگوید که این نشان از تأثیر زمان است. شعر حافظ و سعدی را نمیتوان بدون در نظر گرفتن زمانه آنها خواند و درک کرد. زبان مبهم و رازآمیز حافظ و صراحت شعر سعدی در بستر تاریخی زندگی آنها قابل فهم و تحلیل است. راز آلودگی شعر حافظ سبب میشود که شعر او قابل تعمیم باشد و در واقع شعر او جمع وحدت و کثرت است. همچنین باید گفت که اماممحمد غزالی بر سعدی تأثیر فراوانی گذاشته است. بعضی از داستانهای گلستان عیناً از احیاء علوم دین غزالی برگرفته شده است.






نظر شما