یاسر فاتحی: موسی قربانی از جمله اصولگرایان مجلس است که با وجود عضویت در فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی از عضویت در فراکسیون انقلاب اسلامی که تشکل حامیان رئیس دولت نهم در مجلس است سرباز زد. نماینده قائنات که در مجالس پنجم و ششم نیز حضور داشته در دوره هفتم و نیز در یک سال اول مجلس هشتم به عنوان منشی، هیأترئیسه را همراهی میکرد در انتخابات اخیر هیأترئیسه نتوانست رأی اعتماد سایر نمایندگان را برای ابقای خویش کسب کند و جایگاه خود را به محمد دهقان، داد. این عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی علیرغم اینکه فراکسیون متبوعش در آخرین روزهای رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری دهم حمایت خویش از رئیس دولت نهم را نمایان ساخت، در دیدار پس از انتخابات نمایندگان مجلس با رئیس دولت دهم حاضر نشد. گفتوگو با حجتالاسلام موسی قربانی با «خبر» را بخوانید.
جناب آقای قربانی، یکی از مسائلی که در روزهای اخیر مطرح شده است موضوع بدعت در قانون است. بدعت در قانون شامل چه مواردی میشود و چه افراد و گروههایی تلاش دارند در قوانین جاری کشور بدعت ایجاد کنند؟
بدعت را میتوان به چند صورت معنی کرد. یکی اینکه ما به یک قانون اعتراض داشته باشیم یعنی درک و فهمی از قانون داشته باشیم و بخواهیم این درک و فهم را غیر از مجاریای که قانون برای تفسیر و تغییر پیشبینی کرده مطرح کنیم. مثلاً در مسائل اخیر آنچه که اکنون مورد بحث است این است که بالاخره شورای نگهبان مرجع رسمی رسیدگی به شکایات و شبهات است و حال اینکه کسی که عنوان میکند که شورای نگهبان را قبول ندارد و خواستار رسیدگی شکایات در هیأت دیگری است میشود همان بدعت در اجرای قانون، چون خود قانون راهکار را مشخص کرده و اگر کسی برداشت دیگری از قانون داشته باشد نمیتواند خودسرانه به آن برداشت عمل کند. اگر مربوط به قانون اساسی است تفسیر آن برعهده شورای نگهبان است و اگر مربوط به قوانین عادی است تفسیر آن با مجلس است و اگر کسی تفسیر خاصی دارد آن تفسیر میتواند برای برخوردهای شخصی مورد استفاده قرار گیرد نه اموری که مربوط به دیگران نیز میشود.
این یک رقم بدعت در قانون است که فردی برداشت شخصی خود را ملاک قرار دهد، نه برداشت مجریان و آنچه که قانون مشخص کرده است. رقم دیگر این است که کسی قانون را قبول نداشته باشد که آن بدعت کلی است. فرد نظری دارد و بخواهد نظر خود را درخصوص همه بدون توجه به قانون تحمیل کند و اصلاً بخواهد یا قانون را زیر پابگذارد و یا در صلاحیت مجریان قانون شبهه بیافکند که این موارد شامل بدعت است و ضرر آن برای کشور زیاد است. یعنی حتی قانون ناقص باشد اجرای قانون ناقص مهمتر و اولویت است تا بیقانونی، چون بالاخره این قانون ناقص دارای یک حساب و کتاب و ضابطهای است و اگر کسی قانون را ناقص بداند نمیتواند از اجرای آن طفره برود، حتی اگر قانون نقص داشته باشد در این صورت هنگامی که نقص قانون مورد پذیرش اکثریت باشد باید قانون مورد بازبینی و اصلاح قرار گیرد و نمیتوان قانون را به بهانههایی مثل نقص قانون، اجرای آن را متوقف کرد.
آقای قربانی! چه بهانهها و مسائلی منجر به بدعت گذاری در قوانین جاری کشور و مسائل روزمره میشود؟
به نظر من این موارد نمیتواند دلیل داشته باشد. تنها منافع شخص مطرح است. مواردی که درخصوص انتخابات مطرح است دو دسته است؛ یک دسته موارد و اشکالاتی است که به اصل انتخابات وارد میشود که طرح آن در مقطع کنونی بیمورد است مثل مواردی که برخی درخصوص پرداخت شدن حقوق کارمندان و یا سهام عدالت مردم بیان میکنند که باید این اظهارات قبل از برگزاری انتخابات بیان میشد و اعلام میکردند که به این دلایل ما حاضر به شرکت در انتخابات نیستیم ولی این دسته تا هنگامی که گمان میکردند خودشان پیروز انتخابات هستند از بیان این اظهارات خودداری میکردند والان که نتیجه انتخابات نمایان شد، میگویند که قبلاً چنین شده است که اولاً حرف بیربطی است و نمیشود به خاطر انتخابات مملکت را تعطیل کرد، بالاخره دولت باید حقوق کارمندان خود را پرداخت کند. سهام عدالت هم که مصوبه چند سال پیش است و براساس قانون روند عادی خود را طی میکرد.
دولت نمیتواند به خاطر انتخابات روند عادی خود را تغییر دهد. این بیانات به علاوه اینکه بیربط است زمان بیانش الان نیست بنابر این صرفاً این اظهارات براساس منافع شخصی است نه براساس مصالح عمومی و منطق. هیچ منطق و استدلالی پشت این قضایا نیست.
طرح مسائلی مثل تقلب در انتخابات و تشکیک در رأیهای داخل صندوقها مسئلهای بسیار روشن است. با باز شماری همه صندوقها یا بخشی از آنان معلوم میشود که آیا آنچه که در داخل صندوق وجود دارد با نتیجه اعلام شده فرق دارد یا نه که این شیوه توسط شورای نگهبان پیگرفته میشود. اگر هم عنوان شود که رأی فردی غیر از آنچه اعلام شده در صندوق وجود دارد این توهین به مردم است. آنچه که راجع به نتایج انتخابات گفته میشود و ممکن است، یعنی حداقل از نظر وقت، قابل پیگیری باشد مسائل بعد از انتخابات و شکایات واصله به شورای نگهبان است که این نهاد در رسیدگی به آنان جدی است.
کلیاتی که بعضاً عنوان میشود که مسائلی قبل از انتخابات برروند انتخابات تأثیرگذار بوده مسائلی نیست که الان مطرح شود و میتوانستند تا قبل از روز انتخابات و یا حتی تا قبل از اعلام نتایج انتخابات نسبت به روند انتخابات اعتراض کنند ولی تا هنگامی که گمان میکردند برنده هستند از بیان این مسائل خودداری کردند. چون طرفدارانشان جزو آن دسته از افراد پر سر و صدا و پیدا در جامعه بودند و طرفداران آقای احمدینژاد جزو افراد ساکت و آرامی بودند که در خانههایشان بودند و اکثر روستاها و شهرهای کوچک را تشکیل میدادند و در تهران کمرنگتر بودند.
بنابر این وقتی نتیجه مشخص شد اظهاراتی کردند که جای طرح آن الان نیست مثل بازیکنی که داور و همه دستاندرکاران مربوطه را پذیرفته و وارد بازی شده است و وقتی شکست خورد شروع به ایراد گرفتن نسبت به داور و سایر مراجع پرداخته که به نظر من اگر کسی به داور ایرادی داشته، باید از اول بگوید که من بازی نمیکنم و داور بیطرف نیست ولی این حرفها را نزدند بنابراین هیچ منطقی پشت این بیانات نیست و چون منطقی وجود ندارد نتیجه این اظهارات همان بدعت در قانون و اجرای قانون میشود.
حال به دور از مسائل انتخابات این بدعتگذاریها چه اثرات مقطعی و دراز مدت دارد؟
این بدعت گذاریها اولاً نظام اداری و اجرایی کشور را از مسیر اصلی خود خارج میکند و در واقع قانون جنگل حاکم میشود. یعنی اینکه هر کسی که توانش بیشتر است و توانست جو را به نفع خود تغییر بدهد بیاید منویات خود را حاکم کند. بنابراین این روند در درجه اول به ضرر همان کسانی تمام میشود که به این مسائل دامن میزنند. یعنی آنان نباید تصور کنند که همیشه روند اینگونه خواهد بود. اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد و بخواهد با بدعتگذاری به میدان بیاید اولین مسئلهای که پیش میآید این است که همان شورای نگهبانی که ناظر انتخابات بوده صلاحیت شما را تأیید کرده است. شمایی که تأیید صلاحیت شدید و شورای نگهبان را قبول ندارید پس صلاحیت شما نیز مورد تردید است.
اگر شورای نگهبان مورد پذیرش شما نبوده پس چرا همان موقع یعنی قبل از بررسی صلاحیتها اعتراض نکردید که شورای نگهبان را قبول ندارید. چرا آنجا که به نفع آقایان عدهای رد صلاحیت شدند چیزی درخصوص عدم پذیرش شورای نگهبان نگفتند، چون ممکن بود توسط برخی از همان افرادی که ردصلاحیت شدند رأی آنان کاهش پیدا میکرد. اساساً اگر قانون توسط این آقایان درخصوص شورای نگهبان پذیرفته نشود مشروعیت کاندیداتوری آنان زیر سؤال رفته و اصلاً اساس قضیه زیر سؤال میرود. لذا بدعتگذاری در قانون و خروج از قانون براساس آن راهکاری که خود قانون پیشبینی کرده، هیچگاه به مصلحت کسی نیست. اگر قانون در نظر گرفته نشد ثبات، منطق و امنیت در جامعه بههم میخورد.
با توجه به مسائل پیش آمده در خصوص انتخابات خلأهای قانونی چه میزان به آن دامن زده و...
به نظر من خلأیی در قانون وجود ندارد. این مسائل زیر بار قانون نرفتن است. اگر به صورت شفاف و مبین ایرادات بیان شود قابل بررسی است. به نظر من ایرادی وجود ندارد. قانون ما خیلی قوی است و همه مراحل قبل و بعد از انتخابات را در نظر گرفته و پیشبینی کرده و راه اعتراض هم کاملاً مشخص است. تاکنون هم کسی به قانون ایراد نگرفته است.
اکنون برای جلوگیری از عدم تکرار موارد این چنینی راهکار شما چیست؟
این که روشن است اگر زمانی احساس شود که قانون در جایی دچار نقص و ابهام است هم توسط دولت و هم مجلس مطرح و برطرف میشود. راهکار برونرفت از این مسائل تن دادن به قانون است.
یعنی هر لحظه پذیرفته شد که در این مملکت قانون رعایت و اجرا شود تمام مسائل حل میشود. با توجه به اینکه در مرحله اول انتخابات، منتخب فردی است که بیش از نصف آرا یعنی نصف به اضافه یک رأی را کسب کرد، اگر فرض کنیم که تفاوت نفر اول و دوم یک رأی بود یعنی فردی که به رأی اضافه و نصف آرا را به دست آورده بود رئیسجمهور میشد و حتی ممکن است در مرحله دوم اگر آرای دو نامزد مساوی باشد کار به قرعه بکشد بنابراین کسی نمیتواند بیان کند که چگونه فردی با آن یک رأی رئیسجمهور شده است در صورتی که اکنون فاصله نفر اول با دوم حدود یازده میلیون رأی است. هماکنون بسیاری از تصمیمات به ویژه در مجلس با اثر یک رأی گرفته میشود مثل اینکه در مجلس برخی وزرا با فرد شدن آرا با نیم رأی بیشتر از نصف آرا وزیر شدهاند.
گاهی ما شاهد وجهالمصالحه قرار گرفتن قوانین هستیم، دلیل این امر را در چه میبینید. اینکه افراد از ابزارهایی غیر از آنچه که قانون مشخص کرده برای تحقق خواستهای خود استفاده میکنند؟
منافع شخصی! آنان که منافع شخصی خود را در جریانی میبینند قانون را رعایت نمیکنند و به سراغ ابزارهایی غیر از محدوده قانون میروند. بنابراین عمدتاً این بدعتها براساس منافع شخصی است وگرنه کسی به خاطر منافع دیگر و مصالح عمومی حاضر به عدم رعایت قانون نیست.
ارزیابی شما از نقش احزاب و گروههای سیاسی در وضعیت فعلی چیست؟ و اینکه...
اگر احزاب بخواهند آنگونه باشند که هماکنون در کشور این کارها را انجام میدهند، باید گفت که مصیبت زیر سر برخی از این احزاب و گروهها است اگر احزاب قانونمند و براساس منطق و قانون باشند چیز خوبی است به شرطی که چارچوب، ضابطه و میدان قواعد بازی را بدانند ولی اگر بخواهند آن زمان که به ضررشان شد بازی را بههم بزنند آن زمان احزاب بدتر از مردم عادی میشوند. چون آنان سازماندهی و تشکیلاتی دارند و میتوانند در تخریبها و تشنجها تأثیر زیادی داشته باشند.
بنابر اظهارات شما پس احزاب نتوانستند در ساماندهی فضای عمومی کشور موفق عمل کنند؟
اصلاً احزاب باعث به هم زدن فضای عمومی جامعه شدهاند. الان برخی از این احزاب چه احزاب رسمی و چه غیررسمی هستند که این مصیبتها را به بارمیآورند. به خاطر اینکه از چارچوب قانون عدول میکنند. اگر آنان براساس قانون پیش بروند وضع بدینگونه پیش نمیرود.
درخصوص نقش مجلس در برونرفت از این مسائل و اینکه آیا مجلس توانسته در این امر نقش داشته باشد ارزیابی شما چیست؟
حرکت مجموعه مجلس منطقی بوده است، یعنی مجلس بلافاصله پس از انتخابات با بیانیههایی که داد موضع خوبی گرفته است و از فرمایشات مقام معظم رهبری در نماز جمعه حمایت کردند و حتی خود آقا نیز از مجلس تشکر کرد و حرکت مجموعه مجلس خوب بوده است ولی بدیهی است که در مجلس نیز مانند سایر مجامع برخی سخنان دیگری بگویند.
نظر شما