**************
عبدالهی درباره وضعیت اداره آموزش و پرورش می گوید : " اداره این وزارتخانه تابع برنامه نیست و سلیقه وزرا در هر دوره حاکم است. حتی در یک دولت شاهد سیاستهای متفاوت و گاه متناقض هستیم، برای نمونه آقای احمدینژاد در مدت 5 سال ریاست خود سه وزیر آموزشوپرورش داشته است؛ آقایان فرشیدی، علیاحمدی و حاجی بابایی . این سه نفر در زمینه تربیتمعلم، جذب و استخدام نیرو در آموزشوپرورش و حتی در مسائل رفاهی معلمان، سیاستهای متفاوت و حتی متضادی اجرا کردهاند. سیاستها در آموزشوپرورش قائم به شخص وزیر است و برخوردها سلیقهای است. "
وی در ادامه به وزیر کنونی این وزارتخانه پرداخته و می گوید: " به دلیل داشتن سابقه آموزشی و همچنین دوره طولانی نمایندگی مجلس از مجلس پنجم تا هشتم، همه فکر میکردند آقای حاجیبابایی فرد مناسبی است، زیرا هم نمایندگان او را قبول دارند و هم معلمان و اینگونه القا میشد که ایشان مسائل مربوط به آموزش و پرورش را میشناسد. آنچه باعث اعتماد معلمان به او شد این بود که ایشان در دوره اصلاحات در بحثهای صنفی برای احقاق حقوق معلمان صحبتهای بسیاری میکرد."
عبدالهی درباره انتظار معلم ها از وزیر می نویسد : " حالا که ایشان وزیر شدهاند مدام در باب اهمیت مقام معلم سخن میگویند، درحالیکه معلم نیازی ندارد درباره او صحبت شود، بلکه او نیاز به این دارد که در تصمیمگیریهای مدرسه شرکت داشته باشد و بتواند مدیر مدرسه را انتخاب کند. بتواند تشکلهای صنفی و حرفهای خود را به وجود بیاورد، در تصمیمگیریهای آموزش و پرورش شرکت داشته باشد و مهمتر از همه از زیر خط فقر نجات پیدا کند. "
وی درباره عملکرد حاجی بابایی اظهار می کند : " قدم مثبت آقای حاجی بابایی که البته مختص وزارت آموزش و پرورش هم نیست و پیش از این در سایر وزارتخانهها انجام شده این است که با بیمه ایران قرارداد بستهاند که بیمه تکمیلی مناسبی به معلمان بدهند ... آقای حاجی بابایی مرتبا میگویند که 40 طرح در آموزش و پرورش در دست اجرا دارند و اینکه وزرای سابق فاقد توانایی بودند. اما حرف من این است که به جای 40 کار یک کار را درست انجام دهد. "
متن کامل مطلب وی را اینجا بخوانید.






نظر شما