محمد مهاجری: این روزها اظهارنظر در باره عملیات کربلای۴ دستمایه یک جنگ روانی شده.حضور آقای محسن رضایی هم در میان معرکه، آتش جنگ را برافروخته تر کرده است.

۱-کربلای ۴ چه عملیات لو رفته باشد(آنگونه که مخالفان محسن رضایی می گویند) و چه عملیات فریب باشد(آنگونه که محسن رضایی و موافقانش می گویند) فقط یک بخش از جنگ است. جنگی که  تحمیل شد و محصولش با هر معیاری که سنجیده شود افتخارآمیز است.

۲-کسانی که ۳۰ سال بعد از پایان جنگ، قلم به دست شده اند تا تاریخ آن دوران را بنویسند، اگر به یک یا چند عملیات خاص بپردازند و با بیان تلفات آنها، بخواهند همه جنگ و عملیاتهای را زیر سوال ببرند،  راه انصاف نمی پیمایند .

در کدام دکترین نظامی،آمده است که از سر تا ته جنگ همه اش باید یکطرف پیروز باشد؟ مگر قرار بوده همه عملیاتها بی اشتباه به پایان برسد؟ آنها که جنگ را ولو در حد یکی دو عملیات چشیده اند می دانند که وقتی کار سخت می شود،وقتی آتشبارهای دشمن باریدن می گیرد، وقتی موانعی که سر راه قرار داده اند حرکت را کند می کند، وقتی جنگ روانی حریف با اعصاب خودیها بازی می کند، وقتی پشتیبانی لجستیک به هر دلیل ضعیف می شود، رزمنده ها و فرماندهان شان در همان شرایط سخت باید تصمیم بگیرند. در هیاهو و تلاطم، گاه ممکن است تصمیمی غلط هم گرفته شود و تلفاتی هم به بار آید. تلفاتی که عزیزترین آدمهای جنگ و شجاعترین و مردترین های شان را هم از ما بگیرد.

تاریخ را نمی توان نوشت بی آنکه در جغرافیای آن حضور پیدا کرد. آنها که امروز دنبال مقصر می گردند، آیا در کوران سخت عملیاتها بوده اند؟ یا بعد از سالها، بدون ترس از اینکه تا دقایقی بعد زنده باشند در کتابخانه آرام خود نشسته اند و قلم می جنبانند؟

۳-نمی گویم اشتباهات جنگ و فرماندهانش و حتی رهبران سیاسی کشور را نباید نوشت. به عکس، باید از پسکوچه های تاریخ،همین چیزها را کاوید و ثبت کرد، اما بسنده کردن به شکستها، عین ناجوانمردی است.

۴- می توانیم با محسن رضایی خوب نباشیم. می توانیم او را سیاستمدار ندانیم و در عالم سیاست پیشگی اش شکست خورده بدانیم. می توانیم همچون بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس، مخالف کت و شلوار دوختنش برای ریاست جمهوری باشیم. می توانیم رفتارهای او در مجمع تشخیص مصلحت - به خصوص اقدامات یکساله اخیرش - را خلاف مصلحت کشور ارزیابی کنیم. می توانیم بگوییم زیاد حرف زدن او به صواب نیست.می توانیم عشق او به سیاست را مشق غلط بپنداریم، اما نمی توانیم فرماندهی او را در جنگ در بازار مکاره سیاست،چوب حراج بزنیم.

۵-برادر محسن دوران دفاع مقدس، دکترمحسن رضایی امروز نیست. اما او با همه اشتباهات کرده و ناکرده،یادآور شهیدانی است که نامشان بر تارک تاریخ عشقبازی این مرزو بوم حک شده است. او یادگارهایی از قهرمانان بزرگی چون همت و باکری و کاظمی و جهان آرا و ... را با خود دارد.

۶- مردانگی  نیست که فقط از عملیاتهای پیروز سرخوش باشیم و به فرماندهان عملیاتهای شکست خورده بتازیم. اتفاقا عملیاتهایی چون کربلای ۴ قابل دفاعند چون مقدمه موفقیتهای بعدی بوده اند. خون دلی که بچه های جنگ از عملیاتهای ناکام خورده اند قابل تصور نیست. چه بسیار فرماندهانی که بعد از این عملیاتها یک چشمشان اشک بود و چشم دیگرشان خون. مگر تعمد داشتند به شکست خوردن؟

۷- کاش می توانستم این بند آخر را ننویسم: گفتم عملیاتهای شکست خورده را باید تحویل گرفت. یادم آمد از برجام که بعضی  از جمله آقای محسن رضایی آن را شکست خورده می دانند و گاه و بیگاه به تندی به آن حمله می کنند. هرچند برجام شکست نخورده( و یک جریان سیاسی که ثابت کرده هرگز حتی توان اداره یک نانوایی را نداشته دوست دارد آن را زمین خورده بداند. اما آقای رضایی که این روزها به حق از زیرسوال بردن کربلای۴ دلخور است، جا داشت از برجام(که آن را شکست خورده می داند) دفاع می کرد... و حالا که دفاع نکرده باید راضی باشد به این ضرب المثل که:هر دست که دادند همان دست گرفتند! شاید آقای رضایی اگر دفتر خاطرات ذهنش را ورق بزند یادش بیاید که به بعضی دیگر از چهره های موثر در جنگ، جفا کرده باشد.

کد خبر 1217909

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =