سمیه مروتی:
مسلمانان چینی در پافشاری برای اجرای عدالت در مورد دو تن از هموطنان «اویغوری» خود که ماه گذشته در کارخانهی اسباب بازی کشته شدند دست به اعتراضات مسالمت آمیزی زدند که به درگیری قومی میان مردم مسلمان ایغور و «هان» تبدیل شد. در پی این حادثه که در روز یکشنبه پنجم ژوئیه رخ داد، بیش از صد و چهل نفر کشته و هزار و چهارصد نفر بازداشت شدند. جزئیات دربارهی این حادثه بسیار اندک و محدود به خبرگزاریهای داخلی چین است زیرا دولت چین امکان گزارش خبرنگاران خارجی از حوادث منجر به قتل عام شهر « ارومچی» را به شدت محدود کردهاست.
مقامات چینی، از جمله « لی ژی» رئیس حزب کمونیست در استان « سین کیانگ»، در تلاشند تا اوضاع را در شهر ارومچی تحت کنترل نشان دهند. ولی حقیقت دیگری در پس، لحن آرام مقامات چینی نهفته است. به طوری که « هو جینتائو» رئیس جمهور چین، که برای شرکت در نشست « گروه هشت» به ایتالیا سفر کرده بود، سفر خود را نیمه کاره رها کرده و به کشورش بازگشت. با توجه به اهمیت اجلاس ایتالیا و حضور سران هشت کشور صنعتی، امنتاع هو جینتائو برای ادامهی حضور در این نشست، نشان از عمق بحران در سیستم سیاسی چین دارد که حضور رئیس جمهور را در راس تصمیمگیریها لازم دانسته است.عدم حضور رئیس جمهور چین در ادامهی اجلاس را به گونهای دیگر نیز میتوان تعبیر کرد. چینیها که به دنبال تبلیغ موفقیت سرمایهداری «به شیوهی چینی» هستند با ادامهی تبلیغات منفی در رسانههای گروهی دنیا در هراس از نوعی «ضد تبلیغ» بر علیه خویش هستند. به گونهای که حضور رئیس جمهور در مقابل خبرنگاران کنجکاو میتواند مسئله ساز باشد. چین سالهاست که متهم به نقض حقوق اقلیتهای قومی خویش است. در مارس گذشته(آذر ماه 1387) شاهد حوادث مشابهی برای سرکوب مخالفان دولت در «لهاسا» پایتخت تبت بودیم که به کشته شدن دهها نفر منجر شد. چین از جمله کشورهایی است که با مشکل اقلیت های قومی دست و پنجه نرم می کند و هر ازگاهی خبرها از سرکوب اعتراضات آنها در گوشه و کنار آن به گوش می رسد ولی باید پذیرفت جنس این حوادث برای کشوری به پهنای چین بسیار متفاوت است. چین همواره با اقلیتهای تاجیک، تبت؛ ایغور و ... در کش و قوس بوده است. البته این کشور نیز مانند، هر سیستم سیاسی دیگر در تلاش برای حفظ تمامیت ارضی خویش از گزند ندای جدائی طلبی از هر سوست. ولی پیچیدگی شرایط آن در گرو رویکرد «اقتدارگرایانه» و «تمامیتخواه» دولت مرکزی نهفته است. بسیاری از مخالفان از جمله رهبر معنوی تبتیها، « دالای لاما» از تبعیض نژادی دولت مرکزی به نفع قوم «هان» به شدت انتقاد می کنند.
اگر حوادث لهاسا در پائیز گذشته را در کنار حوادث اخیر قرار دهیم به نکات مشابهی دست خواهیم یافت. جنس اعتراضات مردم تبت با مردم سین کیانگ، به شکلی معماگونه تقریبا مشابه است. از جمله:
- 1- اعتراض به تلاش دولت مرکزی برای ایجاد تغییر در ترکیب قومی
- 2- تلاش حکومت مرکزی برای محو کردن فرهنگ بومی
- 3- کوچ دادن مردم هان به آن مناطق و شائبهی ایجاد موازنهی جمعیتی در بلند مدت
- 4- دخیل نبودن گروههای قومی در ردههای سیاسی ، حتی در مراکز مهم استان
- 5- محدودیت های شدید رسانهای، جهت عدم پوشش دهی حوادث
- 6- پخش تصاویر حملات اقلیت ها به پلیس و حمله به فروشگاهها(آنچه در مورد ایغوری ها صورت دادند)، جهت موجه جلوه دادن کاربرد حداکثر خشونت علیهشان و ...
با بررسی این نکات، و پیگیری سیاستهای دولت مرکزی در مناطق فوق به احتمال وجود سناریوئی پی می بریم که چینیها در بلند مدت در پی دستیابی بدان هستند و آن برنامهای هدفمند برای تغییر موازنهی جمعیتی و خاموش کردن صدای اعتراضات قومی و مذهبی است. باید پذیرفت یکی از مشکلات مهم چین در معادلات بین المللی این کشور، تبلیغات منفی از نقض حقوق اقلیتها در این کشور است. چیزی که دولت چین به هیچ عنوان تحمل آن را ندارد، تاثیر پذیرفتن مذاکرات آیندهی این کشور با سایر قدرتهاست. ولی آنگونه که پیداست جو منفی حاصل از مانور رسانههای بین المللی حول کشتارها در ارومچی، به خوبی روی افکار عمومی دنیا اثر گذار بوده است. و پکن به خوبی دریافتهاست، بر خلاف موطن آنها که ، تمام سیاستها در گرو تصمیمات سران حزب است، در کشورهای اروپائی و امریکا افکار عمومی نقش بسزائی در جهت دهی نظرات مسئولین بازی می کند. از همین روست که در حوادث اخیر محدودیت اینترنت را نیز بر سایر محدودیتها افزودند تا بدین وسیله از انتشار اخبار و تضعیف چهرهی خویش ممانعت بعمل آوردند.
نظر شما