تلاش آمریکا برای ذوب کردن یخ رابطه با روسیه و عادیسازی روابط دوجانبه سرانجام با سفر باراک اوباما به مسکو وارد فاز جدیدی شد. بسیاری از تحلیلگران این سفر را نقطه عطفی در روابط دو جانبه مسکو_واشنگتن تعبیر کردهاند. «خبر» در گفتوگو با دکتر جهانگیر کرمی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و کارشناس امور روسیه و قفقاز تلاش کرده است دستاوردهای سفر اوباما به مسکو برای آمریکا و روسیه و همچنین چالشهای پیشروی این دوکشور را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
بهنظر میرسد مهمترین اهداف باراک اوباما از سفر به مسکو، کاهش تسلیحات کشتار جمعی در چارچوب پیمان استارت و همچنین جلب همکاری روسیه برای ترانزیت تسلیحات به افغانستان بود که در این زمینهها نیز توافقاتی بین مسکو و واشنگتن حاصل شد. آیا شما این سفر را برای اوباما موفقیتآمیز ارزیابی میکنید؟
در نشست سه روزه سران آمریکا و روسیه مسائل مختلفی مطرح بود که از آن میان، سند کاهش تسلیحات استراتژیک که جهتگیریهای کلی را تعیین میکرد به امضا سران دو کشور رسید همچنین روسیه و آمریکا موافقت نامه ترانزیت زمینی و هوایی تسلیحات و تجهیزات نظامی آمریکا به افغانستان از طریق روسیه را به امضا رساندند. در این نشست اشتراکات طرفین بیش از اختلافات بود و دو کشور آمادگی خود را برای حل و فصل مسائل فیمابین نشان دادند. در مجموع این نشست برای آمریکاییها موفقیتآمیز بود و میتوان این نشست را مقدمهای برای همکاریهای آتی این دو قدرت دانست.
کدام موضوعات مورد علاقه آمریکاییها بدون نتیجه ماند؟
آمریکا خواهان همکاری بیشتر در مورد مسائل مربوط به ایران و کره شمالی است که این موضوعات در نشست سران دو کشور به نتیجه روشنی نرسید که البته ممکن است سران به توافقات شفاهی و محرمانهای رسیده باشند که رویکرد آتی روسیه در قبال این دو کشور صحت و سقم این احتمال را روشن خواهد کرد.
روسیه تمایل داشت مسئله همکاری در چارچوب کاهش تسلیحات استراتژیک را به موضوعاتی همچون عدم گسترش ناتو به مرزهای سرزمینی آن کشور همچون گرجستان و مسئله سامانه سپر دفاع موشکی پیوند بزند، در اجلاس سران دو کشور این موضوعات در چه قالبی مطرح شد؟
گر چه مسئله گسترش ناتو به کشورهای همجوار روسیه و استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی (بهخصوص لهستان) دو موضوع کاملاً مجزا از یکدیگر هستند ولی برای روسها خیلی حیاتی است چرا که هر دوی این مسائل میتواند نقطه آسیب روسها باشد. در ارتباط با سپر دفاع موشکی اوباما موضوع را به ایران مرتبط کرد و با این کار عملاً توپ را به زمین روسیه انداخت. در بحث گسترش ناتو مقامات روسیه انتظار داشتند که اوباما حساسیتهای روسها را محترم بشمارد که من فکر میکنم سخنان اوباما حکایت از این داشت که وی به این موضوع اهمیت داده است و بعید نیست که به صورت شفاهی نیز توافقاتی بین سران دو کشور صورت گرفته باشد.
از آنجا که پیش از نشست سران دو کشور خواستههای آمریکا و روسیه مشخص بود با توجه به نتایج اجلاس به نظر شما کدام یک از این دو کشور برد بیشتری داشته است؟
آنچه مسلم است، برد با روسها بوده است. روسیه در معرض گسترش ناتو به کشورهای همسایه خود بوده و اکنون توانسته است آمریکا را نسبت به جلوگیری از این امر تا حدودی مجاب کند. از سوی دیگر مذاکرات صورت گرفته نشان میدهد که آمریکا، روسیه را به عنوان یک قدرت مهم جهانی به رسمیت شناخته است. نکته مهمتر این است که آمریکا و غرب پیش از این در مورد مسائل داخلی روسیه مانند حقوق بشر اظهار نظر میکردند که این امر برای روسها قابل تحمل نبود اما در نشست اخیر اوباما از هرگونه اظهار نظر درباره اینگونه مسائل خود داری کرد و تنها از ضرورت حاکمیت قانون سخن گفت؛ این موارد موفقیتهای مهمی برای روسیه است. روسیه بعد از فروپاشی در دهه نود در سراشیبی قرار گرفت. بحرانهای چچن و داغستان و مسائل داخلی روسیه را در عرصه بینالمللی در موضع نابسامانی قرار داد پس از روی کار آمدن پوتین وی توانست به مرور بر این مشکلات فائق آید. به طوری که امروز پس از ده سال روسیه توانسته است اقتصاد خود را بازسازی کرده و با فرونشاندن درگیریهای داخلی نقش قابل توجهی در معادلات بینالمللی برای خود کسب کند. به رسمیت شناختن این نقش از سوی آمریکا موفقیت بزرگی برای روسیه به شمار میآ ید.
برخی مجامع نظامی داخل روسیه معتقدند منابع و مبانی قدرت در این کشور محدود به قدرت نظامی است. این در حالی است که آمریکا از مبانی و منابع مختلفی همچون قدرت سیاسی اقتصادی و نظامی برخوردار است. با این فرض آیا محدود کردن تسلیحات استراتژیک روسیه نمیتواند به محدود کردن قدرت این کشور منجر شود؟
ورود روسیه به رقابت تسلیحاتی با غرب این کشور را آسیبپذیر میکند چرا که توانایی آمریکا برای گسترش کمی و کیفی تسلیحات بیشتر از روسیه است از سوی دیگر روسها در صورت رقابت تسلیحاتی با آمریکا از پیشرفت اقتصادی باز خواهند ماند لذا روسیه تمایلی ندارد که دوباره وارد این عرصه شود. دارا بودن نقش مؤثر در تصمیمگیریهای جهانی و تأثیرگذاری در مجامع مؤثر بینالمللی همچون شورای امنیت و در عین حال همکاری در چارچوب معاهدات بینالمللی همچون استارت مطلوب روسیه است در این صورت ضمن حفظ موقعیت گذشته میتواند به پیشرفت و توسعه در آینده نیز امیدوار باشد درعین حال نگاهی به جرئیات سند همکاری کاهش تسلیحات استراتژیک آمریکا و روسیه حکایت از کاهش دوهزار کلاهک هستهای به هزار و دویست کلاهک دارد این توافقنامه به لحاظ کمی رقم قابل توجهی نیست اما از نگاه استراتژیستهای روسی عدد و رقم خیلی اهمیت ندارد آنها ضمن اصرار بر حفظ موقعیت گذشته با پرهیز دادن آمریکا از استقرار سیستم دفاع موشکی قصد دارند آمریکا را از ایجاد تحول بزرگ نظامی باز دارند. آمریکا با استقرار سیستم دفاع موشکی در خاک خود و همچنین اروپا انقلاب بزرگی در عرصه نظامی انجام میدهد روسها چنانچه بتوانند واشنگتن را از این تصمیم منصرف کنند توانستهاند ضمن حفظ منطق هم پایگی برنامههای خود را نیز به اجرا در آورند.
به نظر شما مهمترین چالشهای روسیه و آمریکا بعد از این چه خواهد بود؟
بدون شک مهمترین مسئله سیستم سپر دفاع موشکی و ایران است. روسها خیلی با محدودسازی کره شمالی مخالفت ندارند لذا این موضوع چندان چالش برانگیز نخواهد بود اما از آنجا که آمریکا بحث عدم گسترش سپر دفاع موشکی را منوط به محدودسازی همکاری روسیه و ایران کرده است باید دید آیا روسها با توجه با استدلال آمریکا برای فشار به ایران قانع خواهند شد یا اینکه به ایران امتیاز داده و در مقابل خواست آمریکا خواهند ایستاد در حال حاضر مسائل پیش روی روسیه در بحث ایران از چند جنبه قابل تأمل است یکی بحث حاکمیت ملی است. از نگاه روسیه هر کشوری حق دارد برای خود تصمیم بگیرد و اگر آنها اکنون این اجاره را به آمریکا بدهند که در مقابل تصمیم ایران بایستد چه بسا در آینده حق حاکمیت ملی روسیه از سوی آمریکا نقض شود. نکته بعدی همکاریهای دو جانبه و منطقهای ایران و روسیه است. ایران بعد از چین دومین شریک نظامی روسیه محسوب میشود این موضوع بسیار مهمی است که روسها نمیتوانند به راحتی از کنار آن بگذرند. در مجموع باید دید در عمل چه اتفاقی میافتد، تاکنون نشانهای مبنی بر تمایل روسیه در معامله بر سر ایران دیده نشده است. از این به بعد این نشانهها را در قالب تصمیمات چند جانبهای مانند بیانیه پایانی اجلاس جی8 میتوان مشاهده کرد.






نظر شما