فروغ سجادی : پشت درماندن که دیگر مثل تأخیر در اجراها ، نمک جشنوارههایمان است ،اگر یک سال نصیبمان نشود ، فشارمان میافتد .فشارمان بیشترمیافتد، وقتی که پس از سه روز تازه میفهمیم مفهوم اجرای ویژه اهالی رسانه چه بوده و ما چه فکر کردیم ؟! وقتی که یکی ازسایتهای زیر مجموعه جشنواره برایمان روشن میکند که همه چیز یک بازی بود، برای برنده شدن عدهای و باختن ما.
گفتند وما هم مثل یک میرزا بنویس نوشتیم :«اجرایی ویژه از15 نمایش پرمخاطب برای اهالی رسانه و هنرمندانی که به دلیل ازدحام نمی توانند از برخی اجراها دیدن کنند.»می گذریم ازهرچه برما گذشت در این سه روز اول جشنواره ...
به رسم میزبانی به سراغ مهمانان خارجی می رویم ،چقدر خوشحال می شویم وقتی می ینیم بیشتر مهمانان جشنوارهمان ،هموطنان فارسی زبانی هستند که سالها درغربت بودهاند و این جشنواره فرصتی برایاشان فراهم کرده تا با وطن و آشنایان دیداری تازه کنند، از خوشحالی فشارمان بالامی رود.
هوس یک گفتگوی ناب با مهمان ویژه جشنواره استاد تئاتر آلمان،پیتر اشتاین دهانمان را آب میاندازد و فکر میکنیم حالا که کسی به ذهنش نرسیده تا برای ما نشست مطبوعاتی با استاد بزرگ تئاتر اروپا دست و پا کند، ما پیش دستی کنیم و برویم تا ببینیم پاسخ چند پرسشی که در این چند روزه مغزمان را فشارمیدهد چیست؟ پاسخ پرسش هایمان یک جمله است:«استاد فردا بر میگردند.»
این بار فشارمان پایین میرود،حرص میخوریم از این که زودتر نرفتیم وکنجکاوی خبرنگاری برایمان باقی ماند،از این هم ناچار می گذریم.
باید فشارخونمان متعادل شود تاپایان جشنواره یک هفته دیگر ماندهاست، پس به رسم وجدان به تالارهای کوچک شهر که در انحصار گروههای شهرستانی هستند ،سری میزنیم،حیرت میکنیم ازاجراهای خالی اما پر بارترشان از اجراهای پایتخت! فشارمان آرام بالامی رود ، ماهم به سالن بالاتر شهر می رویم ، استقبال از یک اجرا کولاک می کند و سرمایش چهره تماشاگرانی را میگیرد که در شلوغی سومین روز جشنواره خود را به این تالار رساندهاند ، اما به خاطر سهل انگاری مدیران و میزبانانشان باید همه راه آمده را بازگردند با بلیتهایی مهمانی که مهر صندلی ندارند و همه حقارتهای بازمانده از یک روز دیگرتئاتردیدن. آنقدر حرص خوردهایم و میخوریم تا فشارمان همزمان با نورنمایش مقابلمان ،بالا و پایین برود! بالا،پایین!
52






نظر شما