سالهاست بحث تهیه کنندگی در تئاتر جدی شده و اظهار نظرهای مختلفی در این حوزه مطرح شدهاست. عدهای با آن موافق بوده و تهیه کنندگی در تئاتر را باعث رونق هرچه بیشتر آن میدانند و برخی دیگر اجرای آن را ناممکن ارزیابی میکنند. جشنواره بیست و نهم تئاتر فجر فرصت مناسبی است تا این عرصه بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
آخرین روزهای جشنواره را سپری میکنیم. نگاهی اجمالی به بروشورهای نمایشهای شرکت کننده ، شاید پاسخی برای این پرسش باشد. هنوز جای این تخصص در نمایشهای ما خالیاست یا اگر حضوری باشد تنها در حد یک مقسم مالی و تنظیم کننده اقتصاد نمایش مطرح است و فراتر از این نمیرود.
اصولا زمانی بحث تهیه کنندگی وارد عرصه هنرهای نمایشی و سینما میشود که زمینه برای سوددهی فراهم باشد. یعنی تهیه کننده امیدوار باشد بتواند از راهها و شیوههای گوناگون، اثر نمایشی یا سینمایی خود را از مرز سوددهی گذر داده و عایدات بیشتری را نصیب خود و اثر سازد. این در شرایطی است که زمینههای لازم مهیا باشند.
1 - زمانی که گروههای اجرایی تقریبا در حوزه متن نمایشی و کارگردانی اثر تقریبا هیچ اختیاری ندارند و کلیه نمایشها باید از فیلتر شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی عبور کند، کدام تهیه کننده حاضر است سرمایه خود یا سرمایه گذار دیگری را به بدنه یک اثر نمایشی تزریق کرده و انتظار سوددهی داشته باشد؟
2 - تئاتر ما ساختمان و شاکلهای عمیقا دولتی دارد. در این میان نه تنها امورات اقتصادی آن از این طریق تامین میشود، بلکه سازوکارهای تامین آن و سیاستهای وابسته به آن نیز از همین طریق اجرا میشود. بدین ترتیب در این سیستم، تهیه کننده تنها یک واسطه اقتصادی خواهد بود که پول را از مرکز هنرهای نمایشی گرفته و به گروه تزریق میکند. حال در این میان چه مشکلاتی میتواند به وجود آید، واضح و مشخص است.
3 - فرض کنیم تهیه کنندهای از بخش خصوصی، پیه این ریسک را بر تن مالیده و نمایشی را تولید کرده است. هنوز اجرا به چندمین روز خود نرسیده که به واسطه برخی مشکلات - به رغم صدور مجوز شورای نظارت و ارزشیابی برای نمایش - کار تعطیل میشود و از ادامه اجرا جلوگیری به عمل میآید. پاسخ این تهیه کننده و هزینه هنگفتی را که صرف کرده، چه کسی باید بدهد؟ آیا مرکز هنرهای نمایشی این تهیه کننده را گارانتی خواهدکرد؟
4 - به فرض این که اجرای یاد شده با مشکل خاصی روبرو نشود، در کدام سالن قرار است اثر به روی صحنه برود؟ اجازه بدهید مثالی بزنیم. سالنی مانند قشقایی در مجموعه تئاتر شهر از ظرفیتی حدود 120 تا 150 نفر برخوردار است. اگر به این نمایش- با توجه به ترافیک اجراها و تقاضای بسیار گروهها - 30 اجرا با بلیت خوشبینانه 10 هزار تومان تعلق بگیرد و اگر تمام 30 شب ظرفیت سالن تکمیل باشد، در نهایت چیزی حدود 36 تا 45 میلیون تومان عاید گروه خواهد شد که البته این رقم باید میان تئاتر شهر و گروه اجرایی تقسیم شود. خودتان قضاوت کنید. کدام تهیه کننده حاضر است تهیه کنندگی چنین پروژه فلاکت باری را بر عهده بگیرد؟
5 - در مثال بالا فرض کردیم تمام ظرفیت سالن تکمیل باشد. در چه صورت ریسک حضور هرچه بیشتر تماشاگر پائین خواهد آمد؟ در چنین شرایطی تهیه کنندگان به سمت نمایشهایی عامه پسندانهتر، سطحیتر و فاقد لایههای عمیقتر فکری میروند تا تماشاگران بیشتری را جذب سالنهای نمایشی کنند. نتیجه کاملا روشن است. پس از مدتی تمامیت تئاتر ما تنها در یک ژانر کمدی آن هم در سطحیترین شکل ممکن خلاصه خواهد شد.
6 - عرف اجرای تئاتر در ممالک پیشرفته سازمان دهی گروهها و کمپانیهای تئاتری کاملا حرفهای است. کمپانیهایی که سیاستها و راهبردها و مصالح خود را خود تعیین میکنند و مانعی بر سر انجام این سیاستها نمیبینند. در حالی که در نظام تئاتر کشور ما تمام این راهبردها و سیاستها توسط دولت تعیین میشود و گروهها برای ادامه حیات خود ناچار به تبعیت از آنها هستند. در چنین شرایطی صحبت از ایجاد تهیه کنندگی بیراه به نظر میرسد.
7 - در کشورهایی که از تئاتر حرفهای برخوردارند، اجرای نمایش به شیوه رپرتوار و ارائه آثار در سایر شهرها از اهمیت خاصی برخوردار است. بخش اعظمی از سود گروه اجرایی از همین طریق به دست میآید. حال آن که در کشور ما چنین اتفاقی نه تنها بعید بلکه غیر ممکن است. اگر از ممیزیها و سیاستهای دیگر -که از شهر به شهر متفاوت است- بگذریم، گروه اجرایی با توجه به کدام سالن و امکانات سخت افزاری توانایی انجام چنین کاری را دارد؟
8 - بازهم در ممالک پیشرفته، بخش بزرگی از سود گروهها به اجرای اثر در سایر کشورها وابسته است. کشورهای اتحادیه اروپا به راحتی توانایی چنین ترانسفر و اجراهایی را دارند. در حالی که این رویکرد در تئاتر ما از یک سو به واسطه مسائل اقتصادی و از سوی دیگر به دلیل همان تئاتر دولتی امکان پذیر نیست.
در نهایت همانطور که دیدیم چرخش مالی هر پروژه در تئاتر ما چیزی حدود 50 یا درنهایت - در سالن های بزرگ 150 - میلیون تومان است. رقم ناچیزی که نیازی به تهیه کننده ندارد. به اصطلاح مورچه چیست که کله پاچهاش چه باشد! از سوی دیگر تئاتر ما و اجزای اصلی آن هنوز از بسیاری مسائل عمده و اولیه رنج میبرد و وارد کردن مباحثی چون تهیه کنندگی در شرایط فعلی ، آن را بیش از پیش به حواشی میراند و توجه را از این معضلات اساسی دور میکند.
52






نظر شما