دور شدن آمریکا از منطقه خروج، یا اخراج؟

یک کارشناس ارشد مسائل راهبردی معتقد است که تشدید آشوب سازی اجتماعی سیاسی اخیر در عراق و سوریه مطمئناً با سرمایه گذاری امریکا و محور شرّ صورت گرفته است. این مجموعه اقدامات و سیاستها عمدتا با هدف احیای مجدد جریانات خشونت بار تجزیه طلب و تشدید اختلافات قومی میهنی و ملی در منطقه است.

زهره نوروزپور: همزمان با حمله نظامی ترکیه به شمال شرق سوریه، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که نیروهای نظامی خود را از سوریه خارج خواهد کرد و در این جنگ مانند گذشته از کردهای سوریه حمایت نخواهد کرد. تصمیم ترامپ واکنش گسترده ای در سطح منطقه ای، فرامنطقه ای و در داخل آمریکا به همراه داشت تا جایی که حتی برخی معتقدند که این خود یک علل دیگر برای استیضاح رئیس جمهور آمریکا فراهم کرده است. در این میان برخی صاحبنظران منطقه ای معتقدند که این نفوذ محور مقاومت در منطقه است که امریکا به یک شکست قطعی در خاورمیانه رسیده است یا اینکه کلا غرب آسیا برای امریکا دیگر ارزش گذشته را ندارد،  برخی دیگر نیز قدرت گرفتن روسیه در شرق تلقی می کنند. اما دکتر علیرضا اکبری کارشناس ارشد امنیت استراتژیک و معاون اسبق وزیر دفاع در دوره اصلاحات تعبیر دیگری دارد؛ او معتقد است که این نفوذ ایران در قلب جهان است که معادله را این گونه رقم زده است. مشروح تحلیل دکتر اکبری را در ادامه می خوانیم:
 

نگاه شما به خروج نظامی آمریکا از سوریه چیست؟ چه شد که ترامپ یک مساله امنیتی در دکترین دفاعی آمریکا را به یکباره عملی کرد؟ در خاورمیانه چه اتفاقی افتاده است؟

راجع به مساله خروج نیروهای امریکایی از منطقه، و مواضع رییس جمهور امریکا در خصوص کم اهمیت شدن خاورمیانه برای منافع امریکا، همانگونه که در آخرین گفتگوی خود با شما در خبرآنلاین ، در مورد نظریه «برتری جمهوری اسلامی ایران بر قلب زمین» - منطقه خاورمیانه- شرح دادم، منافع و اهداف فرا اقیانوسی امریکا، و خصوصیات بی‌نظیر ژئوپولیتیک منطقه خاورمیانه، بطور ساختاری در هم تنیده شده اند. این امر را مراکز تصمیم سازی امنیت ملی امریکا دهه ها است که بطور عمیق  دریافته است.

به این لحاظ است که دستگاه های سیاست خارجی و امنیتی امریکا ، انواع روش و رویکرد و ابزار را برای تثبیت برتری خود بر قلب زمین- خاورمیانه- استفاده کرده و میکنند، منتها، برتری جمهوری اسلامی ایران بر منطقه که حاصل چهل سال مجاهدت و برنامه ریزی و تلاش مستمر و نفوذ کالبدی فرهنگی،اجتماعی،سیاسی، امنیتی در مهم‌ترین صفحات منطقه بوده، از یکسو، و ، در هم ریختگی راهبرد سیاست خارجی امریکا، متاثر از شکاف عمیق بین «کارگزار و ساختار» امنیت ملی آن کشور، موجب شده است که ایالات متحده بطور سیمبولیک ادعا کند که؛ «خاورمیانه برای امریکا ، هزینه زا است و باید از آن دور شد!».علاوه بر آن، دیدگاه غیر علمی شخص ترامپ در ملاحظات راهبردی بین‌المللی و منطقه‌ای مزید بر القاء فقدان اهمیت جهانی منطقه خاورمیانه شده است.

منظور شما از سیمبولیک چیست کمی این واضح تر توضیح دهید.

در واقع این ژست کاخ سفید برای پوشاندن دو نقطه ضعف بزرگ امریکا است:

نقطه ضعف اول امریکا؛ "عدم توان مقابله با برتری استراتژیک محور مقاومت باضافه نقش جدید روسیه در منطقه"، است.

نقطه ضعف دوم آن؛ "در هم ریختگی و سرگشتگی استراتژیک امریکا ، ناشی از شکست برنامه‌ها و اهداف راهبردی و نیز شکاف ساختار - کارگزار در عرصه امنیت ملی و سیاست خارجی امریکا" است.  
ژست خروج امریکا از منطقه، آنهم از موضع استغناء، یک ریاکاری و دروغ بیشتر نیست.

از چه نظر می گویید دروغ است؟

اولا این خروج ، در واقع، فرار اضطراری از خط مقدم اسیب‌پذیری نیروهای «در صف» است، در ثانی ، ایجاد فرصت مجدد برای افزایش و رشد عوامل ناامنی در منطقه است، (مثلا احیای داعش) ،
ثالثاً ، فرصت دادن به نیروهای آشوب ساز در مهم‌ترین خطوط عقبه محور مقاومت است، رابعاً ، ایجاد دیدگاه مناسبتر است برای عمده قوای امریکا، که بطور انبوه در حلقه محیط بر منطقه ، در صدها پایگاه مستقر اند.

از سوی دیگر نشانه‌های بسیاری دال بر آن است که، بخش ساختاری امنیت ملی امریکا به هیچ وجه هدف «تجزیه ژئوپولیتیک منطقه» را کنار نگذاشته است. امریکا کماکان همه تلاش و ابزار خود را برای برپایی آشوب های ملی و فراملی در منطقه بکار گرفته است.

هر حرکت امریکا ، از قبیل اعلام خروج از سوریه یا دادن علامت به ترکیه برای ورود مجدد به صفحات شمالی سوریه، یا بازی با ابزار تحریم علیه کشورهای منطقه و حتی تحقیر سران کشورهای همکار و وابسته به خود، همه زمینه ساز آشوب های تجزیه کننده واحدهای ملی است.

تشدید آشوب سازی اجتماعی سیاسی اخیر در عراق و سوریه مطمئناً با سرمایه گذاری امریکا و محور شرّ صورت گرفته است. این مجموعه اقدامات و سیاستها عمدتا با هدف احیای مجدد جریانات خشونت بار تجزیه طلب و تشدید اختلافات قومی میهنی و ملی در منطقه است.


 شما در مصاحبه قبلی که خود نیز اشاره کردید، گفتید که ایران بر قلب زمین حاکم است، با تحلیل فعلی شما کمی در تناقض نیست؟

در هر حال، «عقب نشینی نیروهای عملیاتی امریکا از درگیری منطقه»، تاکتیکی هم اگر باشد، نه از اهمیت ژئوپولیتیک منطقه کاسته است، نه نافی دست برتر و اقتدار ایران (و محور مقاومت) بر قلب زمین است،  و نه ضعفهای امریکا را در پوشش تظاهر به فقدان اهمیت منطقه ، می‌پوشاند!
نهایت امر اینکه اگر کاخ سفید همین رویه را در زمان پیش رو دنبال کند، حداکثر، امریکا نیز مانند بریتانیای پنجاه سال پیش ، اجباراً ناچار به ترک منطقه خواهد شد!
این یک فرصت کم نظیر است که کشورهای وابسته به امریکا در منطقه، با پذیرش واقعیات ژئوپولیتیک خاورمیانه ، رویکرد همگرایی و مشارکت منطقه ای را  جایگزین رویکرد وابستگی پر هزینه و خفت بار کنند!

23/ 310 310

کد خبر 1314613

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =