۰ نفر
۲۰ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۵:۱۵

چند روز پیش آخرین شماره مجله امتداد که نشریه­ای مفید با موضوع دفاع مقدس است را می­خواندم به متنی رسیدم که دست نوشته کوتاه یک شهید بود.

چند روز پیش آخرین شماره مجله امتداد که نشریه­ای مفید با موضوع دفاع مقدس است را می­خواندم به متنی رسیدم که دست نوشته کوتاه یک شهید بود.

این نوشته بر روی تکه کاغذی کوچک در جیب شهیدی، که نامش معلوم نیست، و آغشته به خون پاکش شده بود پس از شهادت او به دست آمده است.

 این نوشته که درد و دل شهید با خدای خویش است این است:

" خدایا مرا ببخش. امروز چشمم افتاد به یک نامحرم، یک حالی شدم. من را برگردان جبهه، برگردان پیش خودت. دلم برایت تنگ شده"

  نمی دانم در آن دوران کوتاه هشت ساله، خدا با این قلبها چه کرده بود.

خدایا، من و ما 8 سال در کنار این عشاق تو بودیم، بر آنها مسولیت داشتیم، اما آنها را نشناختیم.

این نوشته آنگونه که از ظاهر متنش پیداست متعلق به نوجوان رزمنده­ای است که تا آن زمان، قدم به عرصه تاهل نگذاشته و شیطان شهوت در زمانی که اوبعنوان مرخصی، از بهشت جبهه به جهنم شهر قدم گذاشته راه را بر او بسته تا ایمانش را برباید.

این نوشته کوتاه درسهای بسیاری در بردارد که هر کس به فراخور حال و درک خود می تواند از آن بهره برداری نماید.

مهمترین درسی که می توان گرفت و من از آن گرفتم این است که فرزندان معنوی و رزمنده امام کسانی بودند که در مقابله با هوای نفس حریف خودشان شدند و ازاین آوردگاه مهلک، که بزرگان و مدعیانی را به زمین زده است پیروز بیرون آمده­اند و در نهایت پاکی، به سوی دوست پرکشیده و رفتند و گاه هم  که مانند صاحب این نوشته احساس کردند حریف خودشان نمی­شوند به خدا پناه بردند و یاری شدند.

چقدر این نوشته صادقانه است و صاحب آن با خدا صمیمیانه و خودمانی حرف می­زند و زمام امور خود، از جمله امر معمولی بازگشت به جبهه را به دست خدا می­داند.

این نوجوان رزمنده حتی بازگشت  ساده خود به جبهه را بعنوان یک توفیق از خدا طلب کرده و از او می­خواهد وی را به جبهه بازگرداند.

 نکته شگفت در این دست نوشته - که آخرین نوشته شهید است - این است که وی به چنان انسی با خدا در جبهه­ها دست یافته و شهر را با همه  نعمتها و تعلقاتش، از جمله نعمت پدر و مادر و... خالی از خدا می­داند که به محبوب خویش عرض می­کند دلم برایت تنگ شده است!

 صادقانه اعتراف می کنم در تفسیر این دو سطر احساس ناتوانی می­کنم.

 راست گفت آن پیر بی­مانندی که به بسیجی­ها عشق می­ورزید وسلسله جنبان این عشاق شیدا و قبله قلب آنان بود که:

"چهل سال عبادت کردید، خدا قبول کند، یکبارهم یکی از این وصیتنامه­ها را بخوانید و درآن تامل کنید."

خدایا ما را با سالار این شهدا، حضرت حسین بن علی که سلطان العاشقین است همنشین فرما و قطره­ای از این می، که عشاق تو را چنان از خود بیخود کرد که جز تو ندیدند و غیر تو نشناختند و از تو، جز تو نخواستند، در جام جان ما  هم بریز.

  مرحوم علامه طباطبایی می­فرمود: جامعترین ذکر ذکر شریف صلوات است. یاد شهیدان و امام را با ذکرصلوات و فاتحه­ای گرامی بداریم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد. بسم الله الرحمن الرحیم...

 

کد مطلب 136439

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =

آخرین اخبار