به گزارش انصارنیوز و رجانیوز در این مقاله آمده است:
هاشمی رفسنجانی نامی است که تکتک افراد این سرزمین وی را در رأس لیست مردودین میشناسند. او کسی است که 30سال در قدرت و ثروت بوده و از 4سال پیش که ثروت خانوادگیاش به خطر افتاده، کیان نظام را نشانه رفته است، وی با گفتار و رفتار فردی، و فضاحت خانوادگی در رأس مردودینی است که دستگیری و مجازاتش برای اجرای عدالت ضرورتی قطعی است. هاشمی با به آتشکشیدن کشور، در راس فتنهای قرار دارد که کودتای لجنی موسوی را به اجرا درآورد.
مگر نه آن که او با نگاشتن یک ننگیننامه پیش از انتخابات تهدید به براندازی کرد؟ و مگر نه آن که فائزه مشهورش با فاطمه و مهدی و یاسرش سرکردگی اوباش و اراذل کودتاگر را عهدهدار شدند، و مگر نه آنکه عروسش، همسر مهدی در ادامه رفتارهای کودتاچی دستگیر شد و مگر نه آن که همسرش فراخوان به شورش خیابانی نمود، آن هم روز انتخابات و مگر نه آن که این خاندان رذیلتسالاری را در فرهنگ هاشمیسم، حاکمیت داده و ترویج کردهاند و امروز با مشاهده خطر جدی برای آن، از پیر فرتوت گرفته تا نوادهها سردسته اشرار گردیدهاند.
محمد خاتمی و میرحسین موسوی مردودین دیگر هستند که در مثلث هاشمیخاتمیموسوی عوامل مستقیم و اصلی جنایات کودتای لجنی به شمار میروند. دستگیری این افراد و سپس محاکمه آنها قطعیتی است که کمتر از آن، هم زیان جبرانناپذیر برای نظام اسلامی دارد و هم ملت را در این مطالبه به حق ناخرسند خواهد کرد.
چه کسی پاسخ خون دهها بسیجی و مدافع نظام را به دست «پادشاهیخواهان» به خیابانآمده با اطلاعیههای موسوی و خاتمی و سرکردگی فرزندان هاشمی رفسنجامی خواهد داد.
از مردودین دیگر نیز حسن روحانی و مهدی کروبی هستند که دومی خود را در انتخابات دهم با مناظرهها و رای بسیار بالایی که از مردم گرفت به قضاوت ملت گذارد و دست و پا زدن امروزش ارزشی برای تحلیل ندارد.
حسن روحانی مسوول اصلی تعطیلی ذلتبار هستهای مردودی است که باید به همین جرم محاکمه میشد، علاوه بر این که رفتار و گفتار چهارساله اش علیه مصالح نظام و شاهکاری چون حسین موسویان، پرونده او را قطورتر کرده است.
برای شناخت هر چه بیشتر مردودین میتوان نام غائبان در مراسم تفیذ رئیسجمهور را مرور کرد. هر چند برخی حاضران خودبزرگبین که با اطلاعیههای پی در پی اما بیمخاطب در صدد زندهنگهداشتن خود در عرصه سیاسی هستند و نامشان در تلویزیونهای بیگانه مایه امیدواری آنهاست، جزو مردودین میباشند.
هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، موسوی، کروبی، حسن روحانی، ناطق نوری و سیدحسن خمینی غائبین مراسم تنفیذ بودند که البته قداست آن مجلس نیز نباید با حضور آنها «آلوده» میشد.
در مورد ناطقنوری که همراهیاش با اصلاحطلبان دیروز و کودتاچیهای لجنی امروز، پرونده او را در پیشگاه ملت مفتوح نگه داشته، این سؤال مطرح میشود، حضور او در پست ریاست بازرسی دفتر رهبری از این به بعد تا چه میزان مورد اطمینان است و آیا اصولا میتوان این «مردود غایب» را برای چنین مسوولیت و مأموریتی معتمد یافت. یادمان نرفته دخالت بیجا و قانونستیزانه ناطقنوری را در پرونده حسین موسویان، که تبرئه این «محکوم هستهای» را اعلان میکرد.
سخن آخر به سیدحسن خمینی باز میگردد که غائبی دیگر بود. هر چند روزنامههای وابسته به کودتا در این راستا قلم به مزدیها کردند، اما اساسا حضور این فرد در چنین مراسمی مورد سؤال است، نه عدم حضور او. و این مساله مهم صرفنظر از حضور وی در جناحی خاص و موضعگیریهایش به نفع یک جناح است زیرا ملت برای او نه جایگاه سیاسی و نه جایگاه علمی و نه هیچ جایگاه دیگری قائل نیست.
نظر شما