در چهار سال آینده که پیش روی سینماگران است میتوان منتظر اتفاقاتی مشابه همانند آنچه که در چهار سال گذشته وجود داشته، بود. در چهار سال گذشته یکی از مسائلی که مشکلاتی جدی را برای سینماگران به وجود آورد، وجود تفاوت نظر در میان مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشاور رئیسجمهور بود. معمولاً چنین روال است که وقتی گروهی دولت را در دست دارند گروه دیگر ایرادهایی به کار آنان وارد میکنند و اختلاف نظر در میان این دو به وجود میآید اما این اتفاق در دولت نهم به شکل دیگر افتاد، یعنی مشاور هنری رئیسجمهور از عملکرد کسی ایراد میگرفت که از سوی وزیر ارشاد منصوب شده بود و خود وزیر نیز منصوب شده از سوی رئیسجمهور بود.
این اختلافات درونی سینماگران را با مشکلات بسیاری مواجه کرد که از جمله آن میتوان به روشن نبودن تکلیف آنان اشاره کرد. سینماگران به درستی نمیدانستند که باید چه کاری انجام دهند تا نه از سوی معاونت سینمایی با مشکل مواجه شود و نه مشاور هنری رئیسجمهور ایرادی را به کار آنان وارد بداند.
سینماگران انتظار دارند در مورد مدیریت سینما با یک نظر و دیدگاه مواجه باشند و اعمال سلیقههای مختلف غیر از مانع و مسئلهسازی حاصلی برای سینمای ایران نخواهد داشت. دلخوریهایی که برای اغلب سینماگران در این چهار سال به وجود آمد بیش از هرچیز حاصل همین نوع برخوردها بود که انتظار میرود در چهار سال آینده این جریانات تکرار نشود و سینماگران با وضعیت مشخصی روبهرو باشند.
مسئله دیگری که در مورد چهار سال آینده مطرح است، از جو سیاسی که بعد از انتخابات به وجود آمد ناشی میشود. این مسئله که یا گروهی از سینماگران در فهرست سیاه قرار میگیرند، یا خودشان مایل نخواهند بود در این مدت فیلم بسازند. به اعتقاد من کنارهگیری سینماگران از فیلمسازی در مقطعی که مانعی پیش روی آنان وجود ندارد و کسی جلوی کارشان را نگرفته غیرمنطقی است. از سوی دیگر وجود فهرست سیاه و مسائلی از این دست هم روشن نمیشود مگر تا زمانی که فیلمساز بخواهد سرکاری برود و مانعی مقابل او قرار بگیرد. در هر دو حالت باید سینماگران به فعالیت خود در سینما ادامه دهند تا حتی اگر مانعی هم به وجود آمد بتوان به آن استناد کرد.






نظر شما