در مورد انتخاب بین تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی و یا ادامه قطع روابط 150 میلیون مسلمان مصر و ایران، بی تردید بنده با آن تغییر موافق خواهم بود.
انور سادات عنصر خائن و مزدوری که قرارداد کمپ دیوید را امضاء کرد و امام خمینی (رحمت الله علیه) برای تقبیح این عمل زشت و ننگین، بحق دستور قطع رابطه را داد، به سزای عمل نکبت بار خود رسید و سپس ادامه دهنده راه او، یعنی حسنی مبارک نیز با خفت و ذلت از کار برکنار شد، دیگر چه توجیه منطقی برای ادامه امر (اگر موجب ادامه قطع رابطه 150 میلیون مسلمان می شود) می توان ارائه کرد؟ اگر ما آثار مثبت و فراوان ارتباط رسمی و در سطح بالا با مصر را داشته باشیم، می توانیم اولا برادران مصری را در تصحیح مسیر خود یاری دهیم و ثانیاً در جلوگیری از اجرای نقشه های آمریکا و اسراییل در آفریقا و جهان عرب و اسلام نقش عمده ای داشته باشیم و ثالثا با همکاری فرهنگی ـ مذهبی مشترک، توطئه تبشیر ـ مسیحی گری غربی ها و یا سلفی گری وهابیان آل سعود را خنثی کنیم.
از سوی دیگر باید متأسفانه اشاره کنیم که رهبران اصلی این گروه جهادی که خالد اسلامبولی عضو آن بود، پس از تحمل سالیانی دراز زندان، گویا به بازنگری افکار خود پرداختند و به قول خودشان ضمن تصحیح مواضع خود و پذیرش «حاکم» در کشور، به عنوان «اولی الأمر»! ، چندین جلد کتاب در اثبات صحت راه جدید خود، تألیف و منتشر ساختند.
از جمله افکار انحرافی گروه «جماعت اسلامی»، «رافضی» نامیدن شیعیان بود که در واقع با نوعی «تکفیر»! همراه بود و از سوی دیگر «شیخ کرم زهدی» ـ رئیس مجلس شورای جماعت ـ همراه دکتر ناحج ابراهیم، از اعضای برجسته و مرکزی گروه، در یک مصاحبه رادیویی مفصل با خانم لولاخرساء، در برنامه «الحیاة والناس» اعدام انور سادات را اشتباه خوانده و ضمن تبرئه او به عنوان «اولی الامر» حتی او را شهید نامیدند این موضوع در تاریخ 24 تیر ماه 1382 (15 جولای 2003 میلادی) در هفته نامه «الیوم السابع» چاپ قاهره هم که به سردبیری ولید مصطفی منتشر می گردید، منعکس شد که: «الرئیس محمد انور السادات، مات شهیداً»!. البته باید اشاره کرد که عبودالزّمر و برادر ایمن الظواهری از اعضاء برجسته جماعت اسلامی که علیرغم پایان یافتن دوره سی ساله محکومیت، همچنان به دستور حسنی مبارک در زندان مانده بودند و پس از انقلاب اخیر توسط مردم آزاد شدند، با تغییر مواضع دوستان خود موافقت نکردند و در مورد اعدام سادات، گفتند که «به وظیفه شرعی خود عمل کرده اند...»
البته این نوع تغییر موضع و ابراز عقیده متضاد با اندیشه قبلی، به هیچوجه توجیه نیست و بهرحال من فکر نمی کنم که ادامه قطع روابط، آن هم به خاطر نام یک خیابان، که دیگر تأثیر مثبت سابق را در ایران و جهان اسلام ندارد، صحیح باشد، بلکه نوعی، صدمه زدن به اهداف وحدت طلبانه نظام اسلامی ایران خواهد بود.
همکاری و تعاون همه جانبه با مسلمانان مصری، پس از سقوط باند مافیایی باقیمانده از رژیم مبارک و به روی کار آمدن دولتی مستقل و آزاد، که بی تردید اسلام گرایان در آن نقش عمده و اساسی خواهند داشت، یک ضرورت تاریخی است و هرگونه مقدمه و بسترسازی مشروع را واجب می سازد.
البته این یک نظریه کارشناسی، پس از حضور عینی در مصر و تماس مستقیم با گردهمایی سیاسی ـ مذهبی و پی گیری و بررسی امور مصر به مدت نیم قرن! است... و تصمیم گیری نهایی به عهده کسانی خواهد بود که «یستمعون القول فیتبعون احسنه». والله العالم!






نظر شما