۰ نفر
۲۴ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۵

سیدضیاء هاشمی

در آشفته‌بازاری این شرایط و در جایی که باید هنرمند قدر بیند و بر صدر نشیند هر روزمان مغبون دیروز است. به جای زیبایی آینده، غبطه گذشته می‌خوریم؛ همیشه تصورم بر این بود که قلندران حقیقت به نیم جو نخرند و وای از دست آن کس که از هنر عاری است. اما امروزه هنر وسیله‌ای شده برای کسانی که در جامعه هنری هستند بی‌آنکه بویی از هنر و هنرمندی داشته باشند و ابتذال رفتاری و عمل به جایی رسیده باشد که صورت هم را نشانه برویم و مشت به صورت خودمان بکوبیم. در مذمت خودزنی همه انسان‌ها به یک سرشت و باورند که قبیح است و زننده و بدترین. اینکه ما بدترین را پیشه کردیم. به آن می‌بالیم و خود می‌زنیم و می‌نالیم. اهانت و هتک و تفحص و زیر سؤال بردن نکوهیده است و نکوهیده‌تر آنکه مجازات آن را ریال و رقم قرار دهیم و اهانتمان کنند و به مبلغ، اعاده حیثیت.

سینما هر چند صنعت و هنر است اما از دیرباز تاکنون همه‌مان پشت هنرش بالیده‌ایم که چه بسا اگر صنعت هم باشد در صنعتگری هم مهر و انسانیت و مادیات چارچوب‌مند است و سربلند. اینک چنان صنعتگر شده‌ایم که همه چیز را می‌خواهیم و می‌خریم که خریداریم و می‌خرندمان. در شناسه‌های کارهای نمایشی علی رویین‌تن کارگردانی که اینک با او زمهریر کار می‌کنم یک جمله است. پیشکش همه کسانی که نه نمی‌‌خرند و نه نمی‌فروشند. متأسفم از این ابتذال رکاکب رفتاری که گریبانگیرمان شده است؛ از این مبالغی که در سینما به شکل کاذب شکل گرفته و مهر و انسانیتمان که می‌خریم و می‌فروشیمش به پشیزی. یادمان رفته کی هستیم، کجا هستیم و هنر بی‌قیمت است و لایتناهی. زیباترین هنر بعد از خدا انسان است. انسانیت و انسان قابل خرید و فروش نیست. ما مفتخریم به هنر سینما نه صنعتگری سودا.

ای کاش جامعه سینمایی ما بزرگتری داشتند که تأدیب کند و سپیدی ریشش دل سپید می‌کرد تا هر تازه سرشناس، داعیه کاذب نمی‌داشت و هر متولی‌ای به خودش فخر می‌کرد تا حرمت زیردست را نگاه دارد. آن وقت هر بچه‌ای برای اینکه ثابت کند دهانش بوی شیر نمی‌دهد سیگار نمی‌کشید و هر نوچه‌ا‌ی یقه بزرگتر را نمی‌گرفت که به قول سعدی علیه‌الرحمه: کس نتواند گرفت دامن دولت به زور / کوشش بی‌فایده است وصله بر ابروی کور. پناه بر خدا

تهیه کننده سینما

 

کد مطلب 14700

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =