نگاه اول
ماجرا از رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 آغاز شد؛ زمانی که محمود احمدینژاد مسئولیت شهرداری تهران را بر عهده داشت و در مبارزات انتخاباتی واژهها و سخنانی را مطرح میکرد که بعدها از آن به بوی رجایی تفسیر شد. مقایسه احمدینژاد و رجایی از همان روزها اوج گرفت. این مقایسه به مذاق بعضیها خوش آمد و برای برخی دیگر تلخ بود. چراکه در مقام مقایسه، ویژگیهای این دو نفر را منطبق بر هم نمیدیدند. احمدینژاد با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، ظاهراً سعی کرد خود را بیشتر از گذشته با دولت شهید رجایی منطبق کند؛ اما هر چه میگذشت انتقادات به این مقایسه شدت بیشتری میگرفت تا جایی که عاطفه صدیقی، همسر شهید رجایی به اعتراض گفت که احمدینژاد و شهید رجایی هیچ شباهتی به هم ندارند.
اما منشأ این شباهتها یا اختلافات کجاست؟ دولت نهم و بعد از آن، دولت دهم چه شباهتهایی به دولت شهید رجایی داشته و دارند؟ آیا منظور از شباهت، شباهت در رفتار و ویژگیهای شخصیتی یک رئیسجمهور است یا در نوع عملکرد و خدمترسانی دولت؟
محمدرضا نعمتزاده، معاون سابق وزیر نفت و یکی از وزرای کابینه رجایی در اینباره میگوید: «آقای رجایی یک روحیه تواضع داشت. هیچگاه در دولت صدایشان بلند نشد یا عصبانی نشدند. در حالی که زمان جنگ بود و شرایط سختی با کاهش درآمدها به وجود آمد اما او آرام، مردمدار و متواضع بود ولی آقای احمدینژاد، تا حدی که حضوری با ایشان آشنا شدم یا در رسانه ظاهر میشود قطعاً متواضع است که هیچ تردیدی نیست ولی در حکومتداری به نظر من به رأی خودش تکیه میکند. در حالی که شهید رجایی بدون مشورت و گردهمآوری مخالفان و موافقان جمعبندی نمیکرد اما در دولت احمدینژاد این حالت خیلی کم است و قابل مقایسه نیست.»
نگاه دوم
احمدینژاد خودش به این سؤال پاسخ داده است. او در آخرین جلسه هیأت دولت (دوره نهم) نوع نگاه شهید رجایی و باهنر به مردم، بیتالمال، عزت و کرامت ملت، ایستادگی آنها در برابر فشارها و توهینها، استقامت آنها در برابر استکبار و گروههای زیادهخواه و خودخواه، دلسوزی برای کار و خدمت، سادهزیستی، ایمان عمیق و راسخ، عشق به مردم به خصوص به محرومعان و مستضعفان را از جمله ویژگیهای الگوی مدیریتی دولت شهید رجایی دانسته و گفته است: «دولت نهم نیز این راه را برگزید یعنی در واقع، مردم با شعارهایشان این راه را در برابر دولت نهم قرار دادند. زمانی که مردم این دولت را با دولت شهید رجایی مقایسه میکنند در حقیقت ویژگیهای آن دولت را مطالبه میکنند.»
حال این پرسش مطرح میشود که ویژگیهایی که برشمرده شد بر چه اساسی و با چه ابزارهایی خلق شدهاند؟ بدون شک ویژگیهایی همچون «دلسوزی برای کار و خدمت» و «عشق به مردم و محرومان و مستضعفان» به یکباره ایجاد نشدهاند. استفاده از افراد توانمند و صاحب نظر در امور اجرایی قطعاً در خلق این ویژگیها بیتأثیر نبوده است. اما آیا دولت تحت نظر احمدینژاد از این حیث نیز با دولت رجایی همخوانی و شباهت دارد؟ نگاهی به عملکرد وزرای دولت نهم و همچنین افرادی که اینک در آستانه رأی اعتماد برای حضور در دولت دهم هستند پاسخی متفاوت را طلب میکند.
نگاه سوم
استفاده از نیروهای توانمند در دولت همواره مورد تاکید نمایندگان مجلس و شخص رئیسجمهور بوده است اما این ویژگی تا چه حد تحقق پیدا کرده است؟ محمود احمدینژاد در سخنان تلویزیونیاش به مناسبت معرفی افراد در نظر گرفته شده برای حضور در کابینه دهم، مدعی شد که بهترینها را برای همراهی با دولت انتخاب کرده است.
از سوی دیگر خبرهایی که از مجلس به بیرون درز کرده نشان میدهد که صدای هیأت رئیسه مجلس به خاطر شرکت نمایندگان در میهمانیها و افطاریهای خارج از نهاد ریاست جمهوری برای کسب نظر مساعد نمایندگان برای حضور در دولت بلند شده است.
در صورت صحت این خبر چگونه میتوان مدعی شباهت دولت رجایی با دولت احمدینژاد شد؟ دولتی که معتقد است از افراد توانمند استفاده کرده است طبیعتاً باید رأی بالایی را در مجلس کسب کند تا به پشتوانه رأی نمایندگان مردم اقدامات اجرایی را با قوت انجام دهد. بدون شک «دلسوزی برای کار و خدمت» و «عشق به مردم و محرومان و مستضعفان» از ویژگیهای دولت شهید رجایی بود و با افراد ضعیف محقق نمیشود.
نظر شما