فرزند شهید لاجوردی هم‌اکنون یکی از مدیران نهاد ریاست جمهوری است. در حاشیه سالگرد پدرش با او گفت و گویی داشتیم که در ادامه می‌خواهید.

 یاسر فاتحی:
خانم لاجوردی! در سالگرد سال گذشته شهید لاجوردی از قول برخی مدعوین بیان شده بود که از برخی سازمان‌های سیاسی که در حال‌حاضر در فضای سیاسی کشور فعال هستند در وصیتنامه شهید به عنوان گروه‌های منحرف یاد شده است. آیا چنین مسئله‌ای در وصیتنامه پدرتان قید شده است؟
بله مسلماً! اگر شهید لاجوردی را بشناسیم و بدانیم که سابقه فعالیت‌ها و مبارزات ایشان چه اندازه است و چقدر بر جریان‌های انحرافی مسلط بودند و نسبت به آنان آگاهی دقیق داشتند، به خصوص با توجه به شرایط کنونی کشور همان آسیب‌ها که مورد هشدار شهید لاجوردی بود را دچار شدیم. با توجه به شناخت عمیق شهید لاجوردی از سازمان‌های ضدمردمی که اسم خود را مجاهدین انقلاب گذاشتند و همچنین به واسطه درایت و تیزبینی و جریان‌شناسی عمیقی که داشتند خطر آنان را به مراتب بیشتر از خطر منافقین خلق دانستند و امروز می‌بینیم که در کودتای مخملی که به راه انداختند، نقش این گروه چه اندازه بود. به ترتیبی که همه توان و نیروهای خود را برای اینکه بتواند با انقلاب و خط امام و در مقابل رهبر معظم انقلاب بایستد بسیج کرده بود. هرچند که این سازمان طی این سال‌ها سعی داشته به گونه التقاط‌گونه و منافقانه خود را در خط امام و رهبری جا بزند ولی در پایان این سال‌ها برای مردم مشخص شد که خط انحرافی آنان چه بود و تا چه حد ضدیت خود را به خصوص با رهبری نشان دادند.

ملاک شهید لاجوردی برای شناخت جریان نفاق در کشور چه بود؟ و آیا الان نیز کاربرد دارد؟
هنگامی که در سیره شهید لاجوردی و عموماً شهدای انقلاب دقیق شویم خواهیم دید اطاعت‌پذیری و ولایت‌پذیری آنان مشخصه اصلی آنان بود.
هنگامی که رهبر معظم انقلاب درخصوص شهید لاجوردی می‌فرمایند ایشان از همان ابتدا که وارد مبارزه شد تا لحظه شهادت از صراط مستقیم قدمی آن‌طرف‌تر نگذاشت و تا آخر در صراط مستقیم بود، دلیل آن تیزبینی و درایت شهید لاجوردی است که این درایت و تیزبینی به دست نمی‌آید مگر با تقوای الهی. شهید لاجوردی به واسطه‌ اینکه سال‌های سال در زندان‌های رژیم ستم‌شاهی به سر برد و طی آن سال‌ها در گوشه سلول، هر زمان که بهبود نسبی از شکنجه‌ها پیدا می‌کرد با تعمق و تدبیر در آیات قرآن توانستند مسلط به تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه شوند. منشأ این تیزبینی و درایت آن سال‌ها بود و به واسطه تقوایی که از ابتدای جوانی در خود تقویت کرده بودند باعث شد خداوند به ایشان بصیرتی بدهد که همان‌طور که حضرت علی(ع) می‌فرماید: «عالم اسلام و دینداری را کسی نمی‌تواند برپا کند مگر اینکه دارای بصیرت و صبر باشد» که شهید لاجوردی کاملاً دارای این دو ویژگی بود. با وجود اینکه سختی‌های بسیار بعد از انقلاب به خاطر مبارزه با همین جریان‌ها و گروهک‌ها دیدند، به هیچ‌وجه ذره‌ای در رفتار و عملکرد و سخن از مواضع خود عقب ننشستند و بعد از برکنار شدن از سمت‌هایشان با فشار مخالفان حتی یک مصاحبه با رسانه‌های بیگانه و با جریانات مخالف نکردند. مصاحبه‌ای که نظام ما را زیرسؤال ببرد، انجام ندادند. سکوت کردند و در دل خود پنهان کردند تا در شرایط مهیا ابراز کنند.

گاهی اوقات به ویژه پس از انتخابات و حوادث آن و نیز دادگاه‌هایی که برگزار شد، یک جریان سیاسی کشور معادل جریان نفاق گرفته می‌شود. به عقیده شما این نظریه از چه مسائلی ناشی می‌شود و آیا می‌توان یک جریان سیاسی را از فضای سیاسی کشور حذف کرد؟
همان‌طور که از تعریف نفاق و منافق روشن است، در سال‌های اول انقلاب مجاهدین خلق به عنوان منافق شناخته شدند. منافق زمانی مطرح است که هنوز چهره آن برای مردم نمایان نشده باشد و دورویی آن باعث شود که مردم گمان کنند که اگر شعار مردمی و طرفداری از مردم می‌دهد حقیقتاً طرفدار خلق است. چهره‌ منافقین خلق امروزه با عملیات‌های ضدمردمی و تروریستی که داشتند برای همگان مشخص شده است. اما جریان‌های داخلی که امروز به اسم طرفداری از اندیشه امام، طرفداری از مردم و آزادی فعالیت دارند ولی در عمل خلاف آن را انجام می‌دهند، مصداق جریان نفاق هستند. شما می‌شنوید که مرتب در بوق و کرنا می‌کنند که اندیشه‌های ما اندیشه‌های امام (ره) است ولی در عمل مقابل خط امام می‌ایستند و پای خود را فراتر از قانون می‌گذارند. امام (ره) فرمودند که حتماً باید قانون در جامعه حاکم شود ولی می‌بینیم که این جریان اصلاً قانون را قبول ندارند و خلاف آن عمل می‌کنند. بنابراین خصوصیت نفاق این است که در حرف و شعار چیزی را می‌گوید ولی در عمل خلاف آن را اقدام می‌کند.

یعنی شما با معادل قرار دادن یک جناح سیاسی با جریان نفاق موافق هستید؟
منظور من جریان اصلاحات نیست. اولاً تعریف درستی از خود اصلاحات بیان نشده است، ثانیاً آنچه که در وصیتنامه شهید لاجوردی اشاره شده است، مجاهدین انقلاب است که همان زمان که پرونده شهادت شهید رجایی و باهنر دنبال شد به سرنخ‌هایی رسید و کسانی را متهم می‌کرد و باید جوابگو باشند که مهره‌های اصلی سازمان مجاهدین انقلاب بودند و علیرغم توصیه‌های شفاهی و تلفنی و توصیه‌هایی که ایشان در وصیتنامه‌شان از آن شکوه می‌کنند و با وجود اینکه سرنخ‌ به جایی رسیدکه متهم اصلی مشخص می‌شد، اما اجازه ندادند آنها محاکمه و ریشه آنان برای همیشه کنده شود. این اهمال‌کاری‌ها موجب این شد که بعد از گذشت چند سال یعنی از دهه 60 تا امروز دوباره فعالیت‌های خود را ادامه دهند. اگر آن روز آنان ریشه‌کن می‌شدند چه بسا امروز این غائله‌ها و آشوب‌های بعد از انتخابات را نداشتیم.

یکی از نکاتی که در ملاک‌های شهید لاجوردی برای شناخت جریان نفاق بدان اشاره کردید، بحث ولایت‌پذیری بود. اخیراً شاهد بودیم که نامه‌ مقام معظم رهبری از سوی رئیس‌جمور مورد بی‌توجهی قرار گرفت و با تأخیر به آن توجه شد؛ تعبیر شما از این مسئله چیست؟
من ترجیح می‌دهم که مستقیم وارد این بحث نشوم ولی ملاک ما ولایت‌پذیری است. ولایت‌پذیری از جانب هر کس که مدعی پیروی از خط مقام معظم رهبری را دارد، باید رعایت شود و ما نیز همیشه اعلام کرده‌ایم و گمان می‌کنم که تمام خانواده‌ شهدا نیز نظرشان همین است که چون اصل ولایت فقیه اصلی است که اساس اسلام بر آن استوار است و یکی از اصول مهم ما است بنابراین اگر ما بخواهیم وحدت خود و نظام اسلامی را حفظ کنیم، رمزش در پیروی از ولایت فقیه است. پس باید این مسئله از جانب همه رعایت شود.

اخیراً هجمه‌ای شکل گرفته که نوک پیکان این جریان به سمت خانواده شهدا و مراجع تقلید است و نوعی بی‌حرمتی‌ها و موضع‌گیری‌هایی در این خصوص انجام می‌شود. فکر می‌کنید دلیل شکل‌گیری این جریان چیست؟
فکر می‌کنم یکی از خصوصیات آخرالزمان این است که امتحان‌های دقیق‌تر و غربالگری واقعی‌تری از افرادی که به نحوی در ایجاد انقلاب (چه خود و چه پدرانشان) زحماتی کشیدند، می‌شود.
بنابراین بسیار مهم است کسانی که به نحوی با نام شهید در ارتباط هستند و به اسم آن شهید موضعی می‌گیرند باید دقت بسیار کنند تا خدایی نکرده دشمنان از آن سوء‌استفاده نکنند. باید همیشه یادآور خود باشیم و به خود هشدار دهیم که پدرانمان در چه خطی بودند. آیا ذره‌ای از پیروی از مقام رهبری عقب نشستند یا نه؟ تمام تلاش‌شان در این مسئله بود که برای پیروی از رهبری ذره‌ای عقب‌نشینی نکنند و سال‌های سال شکنجه‌های رژیم ستم‌شاهی را متحمل شدند و کمترین انتظار آنان از ما این است که نگذاریم خون‌شان پایمال شوند و با پیروی از مقام معظم رهبری وحدت نظام را حفظ کنیم. به نظر من هر کس که پیام قرآن را درک کرده باشد اجازه نخواهد داد این وحدت خدشه‌دار شود و این مسئله یک نوع بصیرت می‌خواهد. شهید لاجوردی در وصیتنامه خود به خانواده و فرزندان خود هشدار می‌دهند که فریب اعمال ریاکارانه دشمن را نخورید و مطمئن باشید که آنان به خصوص برای کسانی که نوعی نزدیکی با خانواده‌های شهدای نظام دارند نقشه کشیده‌اند بنابراین باید خیلی هوشیار بود و فریب اینگونه شعارها را نخورد.

کد مطلب 15806

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین