ابوالفتح نیکنام، عضو کمیسیون صنایع مجلس برخلاف بسیاری از نمایندگان که نحوه اجرای هدفمندی یارانه ها را ضربه ای بر پیکر صنعت دانسته اند و خواستار روانه شدن هرچه سریع تر بسته های حمایتی هستند، معتقد است بحران به وجود آمده متوجه سودهای غیر منطقی عده ای از مدیران صنعتی خاص است. وی معتقد است فاصله قیمت تمام شده در صنایع با قیمت عرضه در بازار آنقدر زیاد بوده و آنقدر سود های غیر منطقی به دنبال داشته است که الان فقط جلوی این سودها گرفته شده است و اصولا بحرانی به آن معنی وجود ندارد.
با توجه به بحرانی که پس از هدفمندی یارانه ها با روانه نشدن بسته های حمایتی، برای صنعت کشور به وجود آمده است، آینده تولید را درکشور چطور می بینید؟
قبل از اینکه از بحران در صنایع صحبت کنیم باید بحران را تعریف کنیم. قبل از اجرای هدفمندی یارانه ها شاهد این بودیم که با سوخت 22 دلار، انرژی 16 دلار و دستمزد کارگر ساعتی نیم دلار بهای تمام شده ای معادل یا بالاتر از کالای خارجی ای تحویل بازار میشد .کالای خارجی ای که که با سوخت 1000 دلاری، و انرژی تا 140 دلاری و دستمزد کارگری ساعتی 7 دلار تولید میشود.
با برداشتن یارانه های تولید به زعم من این فاصله بالای هزینه تمام شده با قیمتی که به بازار ارائه می شد گرفته شده است. با اجرای این طرح می توان گفت تنها بخشی از سود زیادی که به جیب عده ای از مدیران صنعتی خاص می رفت به جیب مردم رفته است. معتقدم این مدیران صنایع هستند که باید دست از زیاده خواهی برداشته و خود را اصلاح کنند.
برای مثال کاهش قیمت چشمگیر محصولات ایران خودرو خود این سوال را ایجاد می کند که چه حاشیه سودی وجود داشته است که بعد از چندیدن سال ثابت بودن قیمت ها چنین کاهش قیمتی اتفاق افتاده که هنوز هم تولید برای این شرکت توجیه و سود آوری دارد.
به نظر من بحران برای مدیرانی که مدیر نبوده اند ایجاد شده و جلوی سود های 150 تا 200 درصدی گرفته شده است.
هدفمند کردن یارانه ها اتفاق خوبی است که اتفاق افتاده است و به نظر من این مدیران صنایع هستند که دچار بحران شده اند نه صنعت کشور. اجرای هدفمندی یارانه ها فقط وضعیت را شفاف کرده است و مدیران صنایع در کشور ما باید خودشان را اصلاح کنند.
اجرای هدفمندی یارانه ها برای کشور اتفاقی رو به خیر است و شفاف شدن در آمد و هزینه ها باعث گشوده شدن در های بازار های جهانی به روی صنعت میشود.
عدم هماهنگی سیستم بانکی با صنایع کشور یکی از انتقاداتی است که فشار را برصنایع بیشتر کرده است. نظر شما چیست؟
سود بانکی در دنیا بین 2 تا 3 درصد است در صورتیکه در ایران 12 تا 13 درصد است، دلیل آن هم این است که در ایران تقاضا در سیستم بانکی بیش از عرضه است.
در ایران 20 تا 30 در صد سرمایه را صنعتگر می آورد و بقیه هزینه مورد نیاز را از سیستم بانکی تامین میکند که این کار اشتباه است چون در هیچ جای دنیا این حجم تقاضا نسبت به سیستم بانکی وجود ندارد.
مدیران صنایع باید سرمایه خود را بدون بهره و مجانی از طریق بورس فراهم کند. صاحبان صنایع باید مشارکت مردم را از طریق بورس جلب کرده و بتوانند مردم را توجیه کنند که فعالیتی که انجام می دهند سودده است.
به نظر شما چرا در ایران مکانیزم استفاده از بورس جا نیفتاده است؟
در دنیا افرادی که وارد صنعت و تولید میشوند دیدگاه انحصاری نسبت به کار خود نداشته و سرمایه و سود را فقط برای فرزند و خانواده خود نمی خواهند بلکه با ورود به بورس مردم را در سود خود شریک می کنند. اما در ایران این فرهنگ وجود ندارد و به همین دلیل ترافیک تقاضا برای تسهیلات بانکی بالاست در صورتی که صنعتگر با ورود به بورس به صورت مجانی می تواند سرمایه خود را تامین کند.
/3131






نظر شما