۰ نفر
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۶

ماه شریف و پر برکت رمضان با همه کرامتی که به ما دارد و با همه احترامی که نسبت به ماههای دیگر نزد خدا دارد به روزهای پایانی اش دارد نزدیک می شود.

در کمتر از ده روز دیگر عزیزی از نزد ما می­رود و ما را با شیاطینی تنها می­گذارد که با معصیت­های خودمان آنها را جرئت حمله به خویش داه­ایم.

شیاطینی که با رفتن این ماه عزیز چونان گذشته، اما این بار چون به امر خدای تبارک وتعالی- به دلیل آنکه به مهمانان حضرتش آسیبی نرسانند و آنها را با کشاندن به معصیت به رنج و خواری نیندازند- درغل و زنجیر بوده­اند زخم خورده وعصبانی­اند و یک ماه فرصت از دست داده، آماده حملاتی مستمر به ما هستند.

شیاطینی که ما خود با اجابت دعوتشان آنها را نسبت به خود جری کرده­ایم مانند بعضی بندگان کم معرفتی مانند صاحب این قلم برای رفتن این ماه روز شماری می­کنند.

ماه رمضان از چنان حرمتی برخوردار است که می­توان مراتب اولیای خدا و بندگان او را به میزان حرمتی که برای آن قائلند یا از آن بهره می­برند سنجید.

چند روز پیش که در احوالات پیرسفر کرده­مان امام عزیز در این ماه شریف تامل می­کردم به این نکته رسیدم که امام با آن همه وقت شناسی برای خدمت به مردم چگونه می­شد که تمام برنامه­های ملاقات و دیدارهایش را حتی با مقامات نظام تعطیل می­کرد تا به خودش بپردازد و هر چه بیشتر از برکات و لحظات و آنات این ماه پربرکت استفاده نماید.

برای نمونه ایشان در این ماه برخلاف نظر آنانکه به مردم توصیه می­کنند قرآن را تند تند نخوانند در نجف هر سه روز یکبار قرآن را ختم می­کردند و در مجموع بیش از ده بار قرآن را در این ماه را از اول تا به آخر می­خواندند. در دوران اقامت در جماران به دلیل کهولت سن و بیماری این تعداد را به سه بار تنزل دادند.

امام در ماه رمضان آخر عمرشان انس بیشتری با قرآن داشتند. یکی از اعضای دفترشان می­گوید هر وقت برای انجام کاری خدمتشان می­رفتم می­دیدم دارند قرآن می­خوانند.

ساعت نماز شب و تهجد امام در این ماه طولانی­تر از ایام غیر ماه رمضان بود.

امام در دورانی که استطاعت روزه گرفتن داشت در هوای بالای پنجاه درجه نجف اشرف که تقریبا روزی هفده ساعت روزه بودند تا نماز مغرب و عشای خود را که به جماعت برگزار می­کردند همراه با نوافلش نمی­خواند افطار نمی­کرد. این رفتار امام در حالی بود که همه دوست داشتند ایشان هرچه سریعتر نماز عشا را بخواند تا به افطار برسند.

امام در دوران تبعیدشان در نجف در آن هوای گرم و طاقت فرسا وقتی برای اقامه نماز به مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی تشریف می­آوردند اول هشت رکعت نماز نافله می­خواندند و بعد از اقامه نماز ظهر مجددا بر می­خاستند و هشت رکعت نماز نافله عصر را هم می­خواندند و بعد از تعقیبات نماز به منزل می­رفتند. اطرافیان امام می­گویند انجام چنین اعمالی در آن هوای کشنده حتی برای جوان­ها سخت و طاقت فرسا بود چه رسد به پیرمردی مانند ایشان.

در این ساعات محدود باقی مانده از این ماه شریف که کمتر از سیصد ساعت است جز عاقبت بخیری از خدا چه باید بخواهیم؟

مرحوم آقای اشراقی داماد بزرگ امام خمینی می­گفت: روزی به همراه امام به جایی می­رفتیم. به من فرمودند: فلانی، اگر یک دعای مستجاب داشته باشی، چه می­گویی؟ گفتم سوال را خودتان کردید پاسخ را هم خودتان بدهید. امام فرمودند: عاقبت بخیری!

چه بسیار بوده و هستند کسانی که داعیه­های گوناگون داشتند و دارند اما با ستم­هایی که به زیر دستان و همنوعان خود کرده و می­کنند با سکوت توام با رضایتی که در قبال ظلم­ها و بی­حرمتی­هایی که نسبت به دیگران شده و می­شود پیشه کرده­اند و با اینکه قدرت جلوگیری از آنها را دارند کاری انجام نمی­دهند به تعبیر بزرگی حتی امید مسلمان رفتنشان از دنیا هم نمی­رود!

کاری که بعضی از ما در این ماه بر می­آید این است که به قول مرحوم آیت الله بهجت رحمت الله علیه از فاصله­هایی که با معبودمان داریم بکاهیم و اگر به مولایمان نزدیکتر نمی­شویم لا اقل دورتر نشویم.

در جایی خواندم ستمگری نزد یکی از علمای اصفهان رفت و از او پرسید: در شب قدر کدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم به او فرمود: خواب برای تو بهتر است! اوهم رفت و شب قدر را تا صبح خوابید. صبح که از خواب بیدار شد قدری تامل کرد وگفت راستی این عالم بزرگ توصیه خوبی به من کرد اگر تا صبح بیدار بودم معلوم نبود چه گناهانی از من صادر می­شد!

شب قدر فرا رسید. شبی که از اول شب تا اذان صبح از جانب خدای تبارک وتعالی برای همه بندگان سلام وسلامتی تضمین شده است. شبی که ملائک الهی درآن به زمین نازل می­شوند تا رحمت گسترده الهی را بین بندگان اوتقسیم و توزیع کنند.

اخیرا روایتی شنیدم که بسیار جالب بود ولی چون هنوز به سند آن دسترسی پیدا نکرده­ام - امیدوارم اگر خوانندگان عزیز به سند آن دسترسی دارند برای استفاده اینجانب ودوستان آن را یاد آوری کنند - آن را نقل به مضمون می­آورم.

در این روایت آمده است: وقتی فرشتگان درشب قدر از آسمان به زمین نازل می­شوند تا رحمت الهی را بین بندگانش تقسیم کنند هنگامی که از کار تقسیم رحمت و مغفرت الهی بین بندگانی که به دعا و نیایش با خدا نشسته­اند فارغ می­شوند و می­خواهند با باقی مانده رحمت­های الهی به آسمان بازگردند خداوند به آنان خطاب می­کند چیزی از رحمت مرا باز نگردانید و آن را در بین بندگانی که خوابیده­اند تقسیم کنید. وقتی فرشتگان با تعجب می­گویند آنها که در این شب به جای دعا خوابیده­اند؟ پاسخ می شنوند اگر بیدار بودند رحمت مرا طلب می کردند.

خدایا به روزه­دار حقیقی این ماه، حضرت صاحب­الزمان روزه های ما را بپذیر و دلهای ما را از کینه نسبت به اهل ایمان خلاصی مرحمت فرما و به همه بیمار دلانی که با اعمال خود تیشه به ریشه این جمهوری می زنند شفا عنایت فرما.

کد مطلب 168629

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =

آخرین اخبار