مینا علی اسلام: بسته پیشنهادی جدید ایران در محل وزارت امور خارجه به سفیران فرانسه، روسیه، آلمان، چین، کاردار انگلیس و سفیر سوییس (حافظ منافع آمریکا) در ایران تحویل داده شد.
«فرصت جدیدی را برای گفتوگوها جهت همکاریهای متقابل فراهم کردیم. امیدواریم در چارچوب این بسته پیشنهادی بتوانیم دور جدیدی از مذاکرات را سامان دهیم.»
این جمله منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران در پاسخ به سؤالی پیرامون زمان ارائه بسته پیشنهادی ایران به 1+5 بود، او گفت که این بسته از مدتی پیش همگام با تحولات جاری جهانی و منطقهای به روز شده از هجدهم شهریور ماه در اختیار اعضای گروه 1+5 قرار میگیرد.
این هفته مقامات مسئول در مسئله هستهای کشور بطور مشخص از نزدیک بودن زمان ارائه بسته پیشنهادی تهران خبر دادند و با اعلام محمود احمدینژاد، از نمایندگان کشورها دعوت شده است که براى تحویلگرفتن این بسته به ایران مراجعه کنند، حال بسته سوم تهران برای ارائه آماده است و امید میرود که فرصتی باشد برای گفت و گوهای متقابل تهران و غرب، اما آیا این امید به واقعیت نزدیک است؟
درست همزمان با تکرار این مطلب از سوی محمود احمدینژاد که پرونده هستهای ایران دیگر بسته شده و جمهوری اسلامی ایران بر سر حقوق مسلم خود پای میز مذاکره نمینشیند؛ برای ارائه بسته پیشنهادات به روز شده ایران زمان اعلام شد همچنین از این بسته به عنوان فرصتی برای گفت و گو جهت همکاریهای متقابل و آغازی بر دور جدید مذاکرات یاد میشود.
در این فرایند به وضوح نوعی ناهماهنگی یا به تعبیری دقیقتر تناقض دیده میشود اما سرچشمه این تناقض را باید در نوع نگرش متفاوت ایران و غرب به مسئله هستهای و ادامه این مسیر دید؛ تهران حق بهرهمندی از انرژی صلحآمیز هستهای و ادامه غنیسازی اورانیوم با هدف تولید انرژی را برای خود محفوظ و مسلم فرض میکند و اینجاست که گفته میشود دیگر بحثی برای مذاکره با غرب نمیبینیم.
اما در سوی دیگر، غرب هنوز با علامت سؤالهای متعددی در مورد ماهیت برنامه و فعالیتهای هستهای ایران مواجه است و حتی به تازگی طرح ارتباط این برنامه با سیستمهای تسلیحات هستهای از اهمیت بیشتری برای غرب برخوردار شده است. آخرین گزارش محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ذیل فصلی با عنوان جنبههای نظامی برنامه هستهای ایران، خواستار حذف کلیه سؤالاتی شده بود که در این خصوص برای آژانس مطرح شده است.
در عین حال فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز با اشاره به همین گزارش و برخی اطلاعاتی که به گفته آنها اگر در اختیار اعضای شورای حکام آژانس قرار گیرد میتواند جنبههای تسلیحاتی و نظامی فعالیتهای ایران را اثبات کند، فشارهای خود بر مدیر کل آژانس را بیشتر کردهاند.
در چنین فضایی از تفاوت دیدگاهها چگونه میتوان انتظار گفتوگویی ثمربخش و تضمینکننده همکاریهای متقابل را داشت، این در حالی است که موضوعات مورد اشاره در بسته دوم پیشنهادی ایران نیز خود بر عمق تفاوتها و اختلاف دیدگاهها میافزاید.
بستهای سرشار از حواشی
هنوز جزئیات و مفاد دقیق بسته پیشنهادی ایران مشخص نیست اما با اظهارات مقامات مسئول کشور در این خصوص بطور نسبی محتوای کلی بسته مشخص شده است. بر اساس گفتههای محمود احمدینژاد، مجموعه پیشنهادات ایران ناظر بر شناسایى چالشهاى مهم فراروى بشریت و جهتگیرىهاى اساسى براى حل پایدار این چالشهاست.
در این چارچوب که به گفته وی چارچوبی منطقی و عادلانه است، تهران آمادگی دارد با همه کسانى که دلسوزند و مىتوانند در اصلاح امور جهان مشارکت کنند به گفت و گو بنشیند. باید پرسیدکه این موارد دقیقاً در کدام محور به موضوع فعالیتهای هستهای ایران پیوند پیدا میکند؟
در پاسخ به این سؤال شاید دولتمردان کشور بر سخن رئیسجمهور مبنی بر پایان مذاکره بر سر حقوق مسلم جمهوری اسلامی ایران تأکید کنند اما این پاسخ بازهم بر عمق تناقضها خواهد افزود چراکه ارائه بسته پیشنهادات با هدف مشخص ساختن دستورکار برای ادامه مذاکرات است، مذاکرات هم تاکنون میان تهران و گروه 1+5 شامل آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین به عنوان پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان که عضو غیردائم این شورا اما از کشورهای صاحب نفوذ اتحادیه اروپاست، برقرار بوده البته این گروه در مواردی هم بدون حضور ایران به گفتوگوهای میان خود برای بررسی وضعیت هستهای ایران و هماهنگ ساختن مواضع در برابر تهران پرداخت.
اما نکته این جاست که شکلگیری این گروه تنها با موضوعیت یافتن اهمیت برنامه هستهای ایران، شکلگیری نگرانی جهانی پیرامون این برنامه و ضرورت بررسی آن، همچنین راهکاریابی برای حل و فصل موضوع مذکور برپا شد و به نظر بسیاری از تحلیلگران خارج از بحث هستهای ایران کارایی و جایگاهی ندارد.
به این ترتیب نمیتوان با 1+ 5 بر سر میز مذاکره نشست و برای ادامه داشتن این مذاکره و همکاری، پیشنهاداتی ارائه کرد اما به محور این مذاکرات و علت شکلگیری چنین فرایندی بیتوجه بود و مسائلی کلی -البته قابل اهمیت- مانند صلح و امنیت جهانی، چالشهای پیش روی بشریت امروز، اصلاح امور جهان و غیره را به عنوان بستری برای همکاری و گفت و گو به طرف مقابل عرضه داشت. بی تردید جای این تناقضگویی یا فیصلهبخشی به موضوع، اکنون و در فضای فعلی نیست که جامعه جهانی به سوی اجتماعی ضدایران در حال حرکت است و همکاران ایران نیز برای ادامه همکاری دچار تعلل و تردیدند، هرچند پافشاری بر حقوق مسلم کشور حق مردم و دولتمردان هر کشور است اما با درک موقعیت و شرایط جهان پیرامون، ضرورت شفافسازی و پایبندی به دیپلماسی آشکار میشود.






نظر شما