بدین منظور صدام برای بهدست آوردن فرصت مناسب برای آغاز حملات مجدد زمینی در جبههها، سازمان رزمی خود را گسترش داد و با استفاده از توان نیروهای احتیاط، شیوه پاتک سریع را برگزید. جیش الشعبی یا ارتش خلقی را تشکیل داد و بدین صورت واحدهای ارتش بعثی را توسعه وسیع و کمی بخشید.
خطوط دفاعی خود را تکمیل کرد و آنها با عملیات گسترده مهندسی مستحکم کرد. برای دریافت تجهیزات و سلاحهای پیشرفتهتر مثل تانکهای T-72 اقدام جدیتری کرد و در آرایش خطوط دفاعی خود، بازنگری کرد و ضعفهای آن را بر طرف کرد. بدین صورت یک نوع بههم پیوستگی در همه خطوط دفاعی جبهه بهوجود آورد. از سوی دیگر تیپهای سه رقمی را در خط مقدم بهکار گرفت و یگانهای زرهی را برای پاتک، اختصاص داد. همچنین به بازسازی فوری یگانهای آسیب دیده در حین عملیات اقدام کرد.
تأثیر عملیات رمضان بر تداوم جنگ و الزامات جنگیدن در شرایط جدید
ناکامی و عدم موفقیت در عملیات رمضان، نشان داد که برای جنگیدن با قوای دشمن در نبردهای بعدی، باید شرایط و لوازم پیشروی فراهم آید و توان رزمی نسبت به گذشته توسعه قابل ملاحظهتری یابد و مطالعه بیشتری روی وضع و شرایط جدید دشمن صورت گیرد. توان مهندسی بیشتری برای تثبیت مواضع تصرف شده و امکان پیشروی نیروها فراهم آید. یگانهای سازمان رزمی، فوری ترمیم شده و تجدید نظر در ساختار آنها به وجود آید. گسترش کمی و کیفی سازمان رزمی نیروها در دستور کار قرار گیرد.
برای جنگیدن در دشت و زمینهای باز و نیز مقابله با واحدهای زرهی دشمن، گسترش سازمانهای زرهی در دستور کار قرار گیرد تا بتوان در روز هم با قوای دشمن جنگید. راهبرد و تاکتیکهای جدیدی طراحی و در نهایت راهبرد نظامی جدیدی برای ادامه جنگ، اتخاذ شود. عدم کسب نتایج مطلوب از عملیات رمضان موجب شد تا ایران به مناطق دیگر جبهههای جنگ بیندیشد و به فکر طرحریزی عملیاتی باشد تا با زیان و تلفات کمتر و ایجاد شرایط لازم برای غافلگیری دشمن، بتواند نتیجه مطلوبتری را بهدست آورد.
تجربه عملیات رمضان، نشان داد که ادامه جنگ نیاز به سرمایه گذاریهای بیشتر فکری، انسانی و تجهیزاتی فراوانی در غلبه بر دشمن دارد. نمیتوان قابلیتها و توانمندیهای دشمن را دستکم گرفت. باید تعیین کرد که با چه راهبرد نظامی میتوان جنگ را به نتیجه مطلوب رساند. آیا تداوم عملیاتهای نظامی، بهترین راه حل برای پایان دادن به جنگ است؟
درسها و تجربیات عملیات رمضان، به خوبی مشخص ساخت که برای پیروزی بر قوای دشمن نیاز به ابتکار عمل و نوآوری در راهبرد و تاکتیکها داشته و باید برتری نسبی قوای رزمی خودی نسبت به دشمن را ایجاد کرد. همچنین با توسعه توانمندیهای نظامی باید بتوان قدرت تداوم نبرد در حین عملیات را افزایش داد که این اقدام با تأمین نیروهای رزمنده و تدارک مستمرِ یگانها امکانپذیر بود. در چنین شرایطی حملات ارتش اسرائیل به فلسطینیها در لبنان ادامه داشت و در افکار عمومی انتظار کمک نظامی به فلسطینیها ایجاد شده بود.
امام خمینی طی پیامی در 25/4/1361 ضمن فراخوان مردم جهان به حضور در راهپیمایی روز جهانی قدس در اعتراض به جنایات جدید صهیونیستها، بار دیگر سیاست ایران در مورد جنگ را به این شرح اعلام کردند: «ایران همان گونه که اعلام کرد جز از راه عراق و برکناری حزب بعث، نمیتواند اقدامی مؤثر کند و پس از حصول خواستههای مشروع خود، داوطلب است که خیلی بیشتر از حال در کنار سایر مسلمانان و بویژه ملتها و دولتهای عربی در نبرد با اسرائیل تشریک مساعی کند و بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ مسلمان منطقه با قدرتهای دیگر منطقه، بسیار کوبندهتر از این زمان در نبرد با اسرائیل کمک کند.»25
از آنجا که ناکامی در عملیات رمضان، امکان موفقیتآمیز بودن راهبرد انجام عملیات بزرگ را زیر سؤال برده بود و برای طرحریزی عملیات بزرگ و اتخاذ تاکتیکهای جدید نیاز به زمان و فرصت کافی بود، در چنین شرایطی برای آسوده نگذاشتن قوای دشمن و نیز آماده شدن بهمنظور طرح ریزی عملیات گسترده، باید چند عملیات محدود انجام میشد.
البته انتظار مسئولین کشور انجام عملیات وسیع و تأثیرگذار بود. از سوی دیگر ناکامی در عملیات رمضان، موجب محتاط شدن فرماندهان جنگ شد. آنها برای طرحریزی عملیاتهای بعدی، مهلت بیشتری را میخواستند. بر همین اساس در جلسه شورای عالی دفاع در 13/6/1361 در دفتر امام خمینی گفته شد: «اگر قرار است این اندازه معطل شویم بهتر است سعی کنیم که جنگ تمام شود. کشور تحمل طولانی شدن جنگ را ندارد... قبل از دو عملیات ناموفق اخیر، فضای کشور برای طرح امکان ختم جنگ مناسب نبود و از سویی رزمندگان هم آماده بحث در این مسئله نبودند ولی فعلاً وضع به گونهای است که در شورای عالی دفاع مورد بحث قرار میگیرد.»26
گرایش آمریکا به عراق
پشتیبانی آمریکا از عراق بهطور مخفیانه از اوایل سال 1982 و پس از عملیات طریقالقدس در اوایل دی ماه 1360 شروع شد. تا زمانی که بخشهایی از خاک ایران در اشغال قوای ارتش عراق بود، آمریکا همکاری محدود اطلاعاتی با عراق داشت و سعی میکرد، از حکومت عراق حمایت آشکار نکند. اما با انجام عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر و تغییر موازنه قوا به نفع ایران، سیاست آمریکا از اوایل تابستان سال 1361 به نفع عراق تغییر آشکاری کرد.
از دید آمریکا پیروزی ایران در بازپس گیری خرمشهر، منافع ایالات متحده در منطقه را تهدید میکرد. آمریکا مراوداتی با عراق برقرار کرده بود و برمبنای آن همکاریهای اطلاعاتی با رژیم بعثی به منظور جلوگیری از پیروزی ایران در جنگ به آن کشور پیشنهاد شده بود.27 ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق در تیر ماه 1361، تهدید مستقیمی برای کشورهای عربی حامی عراق در حاشیه خلیج فارس، تلقی شد.
از این تاریخ سیاست آمریکا با مواضع کشورهای عربی خلیج فارس هماهنگتر و علیه ایران تندتر شد. بنابر گفته وفیق السامرایی در جریان عملیات رمضان، وی با سه نفر از اعضای سرویس اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در بغداد ملاقات و اطلاعات خوبی راجع به نیروهای ایرانی از آنها دریافت کرد.
وی میگوید: یکی از این سه نفر درجه بالایی داشت و هر سه در ارتش آمریکا دارای درجه ژنرالی بودند. نفر دوم پایش را در جنگ ویتنام از دست داده بود و نفر سوم مدتی در تونس و یمن کار کرده بود و زبان عربی را میدانست. آنان آمده بودند تا مستقیماً آمادگی خود را برای دادن اطلاعات لازم راجع به ایران اعلام کنند.
آمریکاییها نقشهها و طرحهای بسیار دقیقی راجع به یگانهای ایرانی و همچنین کروکیهای توضیحی که از تصاویر ماهوارهای اقتباس شده بود با خود آورده بودند. در آن مرحله از جنگ، ما به اینگونه نقشهها و طرحها نیاز مبرم داشتیم.28 در جلسهای مخفیانه جرج شولتز وزیر امور خارجه آمریکا به طارق عزیز وزیر خارجه عراق به بغداد توصیه کرد در صورتی که مایل به بهبود رابطه خود با غرب است، باید به پشتیبانی از گروه فلسطینی ابونضال خاتمه دهد. عراق هم بلافاصله اعضای این گروه را از آن کشور اخراج کرد و مورد حمایت آمریکا در برابر ایران قرار گرفت. سپس نماینده ویژه خاورمیانهای ریگان از بغداد بازدید کرد و موضوع تبادل سفیر بین دو کشور مطرح شد.
فرسایشی شدن جنگ
راهبرد ایران و عراق در جنگ بر پیروزی سریع تکیه داشت. اما انجام عملیات رمضان به عراق نشان داد که ایران در دستیابی به پیروزی قاطع در جنگ جدی است. ناکامی در عملیات رمضان همچنین مشخص کرد که پیروزی سریع و آسان بر دشمن، کار سادهای نیست. نمیتوان انتظار داشت که روند طی شده از عملیات ثامنالائمه تا فتح خرمشهر همچنان ادامه یافته و سیر پیروزیهای نظامی به صورت مستمر، موازنه قوا به نفع ایران را حفظ کند.
از سوی دیگر معلوم شد که طرحریزی عملیات بزرگ مانند گذشته، به سادگی امکانپذیر نیست و نیازمند به بازنگری در طرحریزیهای مانور و همچنین فراهم آوردن امکانات، تجهیزات و قوای لازم برای عملیات است. در چنین شرایطی امام خمینی در توجیه ورود به خاک عراق طی سخنانی در 3/5/1361 فرمودند: «ما و کشور ما هیچ وقت بنا نداشتیم و نداریم که به یک کشوری هجوم بیاوریم... ما حال دفاعی داریم... بیست و چند ماه این ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرد که تاریخ اینها را باید ثبت کند و از این کشورهایی که میگویند ما طرفدار اسلام هستیم و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا صحبتی نشد.
گاهی اگر شد، ایران را محکوم میکردند و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و اینجاها مورد حمله آنها واقع بشود و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند ـ این یک دفاعی است که ما میکنیم ـ باز تمام مطبوعات و رادیوها یا محکوم میکنند ما را و یا فریاد میزنند که برای منطقه خطر است.
تحریک میکنند کشورهای منطقه را....تاکنون کراراً ما به این دولتهای منطقه تذکر دادهایم که ما با شما نمیخواهیم بجنگیم. ما آنطور نیستیم که وقتی زور پیدا کردیم با قلدری بخواهیم در یک کشور دیگری دخالت کنیم... در عین حال ما میخواهیم که با همه این کشورهای اسلامی و خصوصاً اینهایی که در منطقه هستند، در خلیج فارس هستند و در اطراف خلیج فارس هستند، میخواهیم برادر باشیم. میخواهیم همه آنها با هم دست به هم بدهیم... ما چقدر به این کشورهای منطقه باید بگوییم که بابا، ما به شما کار نداریم، شما بیایید و با ما برادری کنید تا همه با قدرتهای بزرگ مقابله کنیم و کشورهای خودمان را نجات بدهیم... وارد شدن ما در عراق، نه برای این بوده است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را.
ما وطنمان بصره و شام نیست. ما وطنمان اسلام است. ما تابع احکام اسلام هستیم. اسلام به ما اجازه نمیدهد که یک کشور مسلمی را تحت سلطه قرار بدهیم... شماها چه داعی دارید که دائماً دم از این میزنید که ایران خطر است برای ما؟ ایران خطر است برای آمریکا، ایران خطر است برای شوروی نه برای شما.
ایران رحمت است برای شما... ما به هیچ کشوری طمع نداریم... امروز ما با این دولت فاسد عراق در حال دفاع هستیم و البته باید ملت ما بدانند که جنگ ما تمام نشده است و آن توطئهای که دیده بودند که ما را متوجه کنند به لبنان و از این راه به ما ضربه بزنند، آن هم به خواست خدای تبارک و تعالی فاش شد و ما بنایمان بر این است که اول عراق باید از شرّ این مفسدین و از شرّ این غاصبین فارق بشود و بعد از آن انشاءالله به قدس... ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه میدهد و جز دفاع، جنگ ابتدایی با هیچکس نخواهد کرد.»29
ایشان همچنین در سخنرانی 16/5/1361 میفرمایند: «از اول من گفتهام که ما به شرط اینکه پیروز بشویم در میدان نیامدهایم. ما برای ادای یک وظیفه اسلامی، وجدانی و ملی وارد شدهایم در این میدان... ما انشاءالله امیدواریم که در همه ابعاد این جمهوری، پیروز باشیم و جنگمان هم انشاءالله زودتر تمام بشود و شما و همه میدانید که ما اهل جنگ نیستیم که بخواهیم برویم یک کشوری را بگیریم یا کشور گشایی بکنیم.
ما دنبال این هستیم که دنیا در صلح و آرامش باشد... ما باید با همه برادر باشیم. با همه، همه مسلمین برادر باشیم و در مقابل کفار بایستیم نه اینکه ما در مقابل مسلمین بایستیم. خوب ما ناچاریم الان، دفاع داریم میکنیم. ما تاکنون یک قدم برای جنگ برنداشتهایم. اینها همه دفاع است. الان هم که ما وارد شدهایم در خاک عراق، برای دفاع است نه برای چیز دیگر. بیایند آنها کارها را انجام بدهند، ما فوراً برمیگردیم. بیایند آنها چیزهایی را که باید انجام بدهند، انجام بدهند ما فوراً برمی گردیم. ما نه بصره را میخواهیم و نه دیگر شهرها را. بصره برادر ماست.
ما میخواهیم که چه بکنیم؟ و ما همیشه احتراز داریم از اینکه در بصره یک وقتی خونی بریزد و در سایر شهرهای بغداد، برای اینکه ما میدانیم که آنها با صدام از اول بد بودند. ملت عراق از حالا بد نیست، از اول با این حزب بد بود.»30 به هرحال فرسایشی شدن جنگ، امید به پیروزی قاطع ایران را درکوتاه مدت کاهش داد و این امر میتوانست بر روحیه و اراده جنگی رزمندگان تاثیر منفی بگذارد و عواقب ناگواری داشته باشد.
میانجیگری
با ورود قوای ایران به خاک عراق، رؤسای جمهوری ترکیه، پاکستان و گینه طی نامهای به رئیسجمهور ایران، در 31/4/1361 خواستار مذاکره و میانجیگری شدند. به دلیل عدم توجه به خواستههای جمهوری اسلامی، جواب ایران همچون گذشته منفی بود. ایران معتقد بود که میانجیها بیشتر برای خرید زمان و گرفتن فرصت برای صدام بهمنظور تجدید قوا و کم کردن روحیه رزمندگان ما و ایجاد تردید در آنها در زمینه جدی بودن جنگ تلاش میکنند.
دلیل مهم این دیدگاه هم آن بود که آنها تا آن زمان هیچ پیشنهاد جدیدی مبنی بر پذیرش تقصیر صدام در آغاز کردن جنگ و پرداخت غرامت از سوی عراق و یا اعراب ندادند.31 امام خمینی شرایط ایران برای خاتمه جنگ را در سخنان خود در 17/5/1361 به این شرح بیان کردند: «و مادامی که آنها به شرایط ما عمل نکردهاند، جنگ ما باقی است.
به مجرد اینکه بگویند ما خارج شدیم، پذیرش ندارد. ما باید خودمان بفهمیم که آنها خارج شدهاند و ما میدانیم که آنها الان هم در کشور ما هستند و الان هم در بسیاری از جاها ساکن هستند و سنگر دارند و از خارج هم هر روز تقریباً، هر روز تقریباً آبادان را و بعضی شهرهای دیگر را بمباران میکنند.
مادامی که وضع اینطوری است و مادامی که آنها به شرایطی که قرار داده شده است و شرایط، همه شرایط عقلایی است، شرایطی است که همه عقلای عالم این شرایط را میپسندند و ما هیچ زورگویی نداریم و نمیخواهیم تحمیل بکنیم، ما با شرایطمان، شرایطی که از اول گفته شده است و تا حالا هم همان شرایط هست، در آن شرایط پایبند هستیم و مادامی که این شرایط حاصل نشده است ما در حال جنگ هستیم و ما با کسانی که اشرار هستند نمیتوانیم صلح کنیم.»32
ایشان همچنین با شرایطی میانجیگری را میپذیرند و در سخنان 14/6/1361 در این باره میفرمایند: «شما میدانید که هر روز آبادان مورد اصابت گلوله است و موشک است و امثال اینها... ما میگوییم که ما میخواهیم که اینها تا آن حد بروند که نتوانند یک همچوکاری بکنند. خوب بیایند عقلا بنشینند این کار را بکنند ما که مخالف با آن نیستیم، لکن اگر نکنند، خوب ما خودمان باید بکنیم، ما با قوه قهریه باید بکنیم... تکلیف ما این است که تا هر جا که جلوگیری از این امر، متوقف به اوست پیش برویم و کار خودمان را انجام بدهیم این یک امر عقلی است. یک امر عقلایی است.
آنها که الان هم در خاک ما هستند، الان هم در بلندیهای ایران هستند، الان هم دارند ظلم و تعدی به ایران میکنند، ما دفاع نکنیم؟... اگر هم اشخاصی هستند، دولتهایی هستند که میخواهند این کار را بدون اینکه قوه قهریه در کار باشد انجام بدهند ما هم حاضریم. ما همیشه صلحطلب هستیم. لکن نه صلحی که جانی را سر جنایات خودش باقی بگذاریم. همچو صلحی صلح نیست. ما صلحی میکنیم که با قدرت و قوت، دفاع از کشور خودمان، دفاع از اسلام بکنیم.»33
ایشان بار دیگر در 17/6/1361 شرایط ایران را برای صلح را به شرح ذیل بیان میکنند: «ما الان هم صلح را میخواهیم به شرط اینکه آدم متجاوز سر جایش بنشیند... حرف ما این است که متجاوز باید غرامت ما را بدهد و اشخاص با صلاحیت بیایند و متجاوز را تشخیص داده و مجازات کنند. ما هرگز به مردم عراق تعدی نکرده ایم. در حالیکه نیروهای ما میتوانند بغداد و یا بصره را بزنند ولی این کار را نمیکنند... ما با ملت عراق برادر هستیم و خاک آنجا را مقدس میدانیم... ما حاضریم صلح کنیم ولی نمیشود متجاوز را مجازات نکرد و غرامت تجاوز را نگرفت. اسلام هم چنین اجازهای را نمیدهد.»34
استفاده از هواپیماهای میگ 25
پس از عملیات رمضان، برای اولین بار پرواز هواپیماهای بمب افکن میگ25 35 روسی در آسمان ایران مشاهده شد و مشخص شد که روسها تعداد بیشتری هواپیماهای پیشرفته و جنگ افزارهای جدیدی به عراق واگذار کردهاند. با دریافت این هواپیماها برد عملیاتی و قدرت تخریب نیروی هوایی عراق افزایش قابل ملاحظهای یافت. عراق از این هواپیماها برای نزدیک شدن به آسمان و فضای تهران و همچنین حمله به جزیره خارک در خلیج فارس استفاده میکرد.
از جمله در روز 5 شهریور 1361 همزمان با برگزاری نماز جمعه در تهران، یک فروند هواپیمای میگ 25 عراقی در آسمان تهران در ارتفاع بالا دیده شد که به هنگام فرار، دیوار صوتی را بر فراز شهر تهران شکست و موجب نگرانی شد.36 در مقابله با هواپیماهای میگ 25، موشکهای هاگ ایرانی کارایی چندانی نداشتند، زیرا برد آنها به سقف پرواز این هواپیماها که معمولاً در ارتفاع 75 هزار پایی پرواز میکردند نمیرسید. در چنین شرایطی فقط موشکهای سام 2 روسی و هواپیماهای افـ14 میتوانستند علیه این هواپیماها اقدام نمایند.
در آن زمان ایران فاقد موشکهای سام 2 بود ولی با بکارگیری هواپیماهای افـ14، امنیت آسمان تهران را برقرار میکرد. شوروی پس از عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر، تعداد بیشتری هواپیمای میگ 25 و تانکهای T-72 و موشکهای زمین به زمین اسکادبی به عراق واگذار کرد و توان نظامی عراق را به یکباره در هوا و زمین توسعه بخشید.با افزایش توانمندیهای نیروی هوایی عراق، جنگندههای این کشور به چند ایستگاه رادار هوایی ایران در منطقه جنوب در تاریخ 5/10/1361 حمله کردند و آنها را از کار انداختند.37 چنین تاکتیکی باعث آسیبپذیری بیشتر ایران در مقابل تهاجمات هوایی ارتش عراق میشد.
کنفرانس فاس
با ورود قوای ایران به خاک عراق تحولی اساسی، در اعطای کمکهای کشورهای عربی به عراق رخ داد.پس از حمله اسرائیل به لبنان، اجلاس سران کشورهای عربی در 15 شهریور 1361 باحضور 20 پادشاه و رئیسجمهور در شهر فاس عربستان برگزار شد. در این اجلاس ایران برای اعراب خطر بزرگی جلوه داده شد و دو تصمیم اساسی یکی حمایتهای علنیتر و واگذاری کمکهای بیشتر مالی به عراق و دیگری تلاش برای به رسمیت شناختن اسرائیل اتخاذ شد.
این در حالی بود که حدود 3 ماه از حمله ارتش اسرائیل به فلسطینیها در خاک لبنان میگذشت و مردم انتظار کمک دولتهای اسلامی را از فلسطینیها و مردم لبنان داشتند. درواقع کشورهای عربی حاضر شدند تا اسرائیل را تحمل کرده و از صدام حسین حمایتهای سیاسی، تبلیغاتی و مالی انجام دهند.38 سران عرب در این کنفرانس،برای اسرائیل درخواست صلح کردند و از سازمان ملل خواستند تا امنیت اسرائیل را حفظ کند.
این اقدام کشورهای عربی از اشغال لبنان توسط اسرائیل هم بدتر بود. بند هفتم قطعنامه کنفرانس فاس مورد اعتراض امام خمینی قرار گرفت. ایشان در سخنرانی مورخه 28/6/1361 در این باره فرمودند: «وقتی کشورهای اسلامی مینشینند با هم و از شورای امنیت میخواهند که بیایند و امنیت را در همه کشورهای منطقه، امنیت را در اینجاها تأمین بکند، اسرائیل از کشورهای منطقه نیست؟ اگر هست، استثنا شد در این کنفرانس فاس یا استثنا نشد؟
خوب استثنا که نشده، از کشورهای منطقه هم که هست... این معنایش این است که اگر یکی بخواهد به این اسرائیل صدمهای بزند... شورای امنیت باید به حکم همه این آقایانی که در فاس جمع شدند باید جلویش را بگیرد. این بیمه کردن اسرائیل است زاید بر شناسایی... آقایان بیمه کردن این کشوری را که اعتنا به او نکرده و من یک کلمه میخواهم بگویم که اگر اسرائیل در تمام عمرش یک راست گفته باشد همین است که این قرارداد ارزش نگاه کردن ندارد39.
«بعضی ازکشورهای عربی از این زمان به بعد، علاوه بر کمکهای فراوان مالی بلاعوض، وامهای سخاوتمندانهای را نیز در جهت توسعه توان جنگی عراق در اختیار آن کشور قرار دادند و عملاً خود را در حمایت از عراق وارد جنگ اعلام نشده با ایران کردند. علاوه بر آن، این کشورها فشار بر ایران را نیز افزایش دادند ازجمله کویت تعدادی از دانشجویان ایرانی را از آن کشور اخراج کرد40.
نتیجهگیری
انجام عملیات رمضان نتوانست موفقیت بزرگی را برای جمهوری اسلامی به ارمغان بیاورد. گرچه فداکاریهای بزرگی در جریان عملیات رمضان صورت گرفت و رزمندگان اسلام در گرمای طاقت فرسای خوزستان به نبرد با قوای دشمن پرداختند ولی نتایج لازم از این عملیات حاصل نشد.
پس از عملیات رمضان، جنگ حالت فرسایشی به خود گرفت و سیل کمکهای نظامی و مالی به عراق روانه شد. از نظر سیاسی هم ایران تحت فشار بیشتری قرار گرفت زیرا عراق پرچم صلح به دست گرفت و ایران نتوانست در جامعة بین المللی ترفند عراق را خنثی کند در حالی که خود قربانی جنگ تحمیلی عراق بود. وضع پیش آمده در عملیات رمضان باید موجب تصحیح سیاست دفاعی ایران میشد و یک بار دیگر مسئولین به نظر ابتدایی امام خمینی مبنی بر ادامة جنگ بدون عبور از مرز میاندیشیدند.
شب 19 رمضان برابر با 28/5/1390
منابع و مراجع
1. لطفاللهزادگان علی رضا، عبور از مرز، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، 1381، ص /229
2. سند شورای امنیت قطعنامة 12، 514 ژولای 1982.
3. نگین ایران، فصلنامه تخصصی مطالعات دفاع مقدس، شماره 28، بهار 1388، ص/114
4. یکی از این افراد سرهنگ مسعود بختیاری افسر عملیات قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش در جنوب بود.
5. پارسا دوست منوچهر، نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ایران، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1371، ص/ 305
6. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص/ 124
7. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص/ 130
8. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/ 375 و 376
9. وفیق السامرایی میگوید: عملیات ایران تنها منجر به تصرف بخش کوچکی از قلمرو عراق در منطقهای به عرض حدود 4 کیلومتر و طول تقریبی 10 کیلومتر گردید. (ویرانی دروازة شرقی، ص/101)
10. مجله تخصصی نگین ایران، شماره 25، ص /120
11. فصلنامه تخصصی نگین ایران، شماره 25، ص /68
12. وفیق السامرایی، ویرانی دروازة شرقی، مترجم عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، چاپ سوم 1388 ص/100
13. درودیان محمد، خرمشهر تا فاو،تهران، مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه،چاپ ششم،1379، ص/21
14. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /129
15. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/142
16. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/123 و 127
17. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /129 و 132
18. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/127، 157 و 159
19. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/165 و 167
20. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/519
21. هاشمی رفسنجانی اکبر،خطبههای جمعه 1361، تهران دفتر نشر معارف انقلاب، 1380، خطبه نماز جمعه تهران12/6/1361ص/508
22. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /170
23. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/241
24. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /298
25. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/381
26. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/170
27. ماکس پری، کسوف، اسناد دخالت مستقیم آمریکا به نفع صدام در جنگ عراق با ایران، ترجمه غلامحسین صالحیار، تهران، انتشارات اطلاعات، 1373، فصل 15
28. وفیق السامرایی،ویرانی دروازه شرقی، مترجم عدنان قارونی، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس،چاپ سوم 1388ص /101
29. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/390 تا 393
30. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/405
31. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /135
32. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/415
33. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/482
34. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/489
35. سرعت این هواپیماها در ارتفاع بالا حدود 2000 کیلومتر در ساعت است و در این ارتفاع برد موشکهای ایران به آنها نمیرسید و هواپیماهای ایرانی قادر به تعقیب آنها نبودند.
36. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /165
37. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386، ص/247
38. هاشمی رفسنجانی اکبر، پس از بحران، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب، چاپ سوم، 1386 ص /176
39. صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، جلد 16، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378، ص/503
40. درودیان محمد، خرمشهر تا فاو، تهران، مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ سپاه، چاپ ششم، 1379، ص/210
منبع: روزنامه اطلاعات






نظر شما