در ایران، ورود به رشته های علوم انسانی آسان، و پذیرش دانشجو چه در سطح کارشناسی و چه برای تحصیلات تکمیلی بسیار بالاست، و متقاضیانش، با وجود عدم امکانات شغلی مناسب در جامعه و میزان درآمد مکفی، بناچار این رشته ها را انتخاب می کنند. نتیجه آن شده که هر روز بر انبوه فارغ التحصیلان بیکارش افزوده می شود، بروز چنین وضعی، موجب بی اعتباری و تضعیف علوم انسانی شده است.

یکی از مشکلات علوم اجتماعی در کشورهای اسلامی تحلیل و مطالعه وضعیت موجود با استفاده از ابزارهای علوم انسانی و اجتماعی است. در مطلب قبلی با عنوان "چرا به علوم انسانی نیاز داریم" بر اهمیت جایگاه علوم انسانی و اجتماعی در پیشرفت علمی و صنعتی به اختصار اشاره شد . اینک در باره برخی ابعاد دیگر آن سخن می گویم. 

  یکی از گرفتاریهای رایج در علوم انسانی، عدم آگاهی از کارهای تحقیقی و پژوهشی انجام شده، مشکل دستیابی محققین به آنها، مشکل آگاهی از کارهای در دست انجام است، یا عدم بهاء دادن به کارهای دیگران است. گاهی در یک دانشگاه و در یک حوزه مطالعاتی افراد از کارهای صورت گرفته یا در دست انجام یکدیگر بی خبرند و آگاهی از کارهای یکدیگر عمدتا از روی رابطه شخصی و آشنایی است تا یک ارتباط نهادینه و مستمر، تا چه برسد در حوزه وسیعتر و در میان مراکز علمی و دانشگاههای یک کشور.

 نتیجه چنین وضعی آن می شود  که در حوزه وسیع و متنوع علوم انسانی از جمله در کشور ما،  کتابهای  تکراری به وفور وجود دارد و کمتر کسی رغبت و دغدغه انجام کارهای جدید را دارد. علم و پژوهش بسختی حرکتی قابل توجه، جدید  و جذاب ارائه می دهد ارجاعات علمی به کارهای یکدیگر وجود ندارد و یا بسیار اندک است و اصولا کاری رو به جلو اگر نگویم هیچ، بندرت  میسور و مشهود  است. -  البته همان کارهای شاذ، اثر علمی خود را بر جای می گذارد.

 حال علل این وضع چیست؟ در واقع زنجیره ای از علل وجود دارد که هریک بنوعی با هم در ارتباط هستند. یکی می تواند نوع نگاه به علوم انسانی باشد.  برخی که علوم انسانی و اجتماعی را علم نمی دانند طبعا برای تولیدات آنهم،  بهاء و اعتباری قائل نیستند. در این نگاه، هر کس که علاقه ای به علوم انسانی دارد ولو غیر متخصص و درس ناخوانده، می تواند دستی در مسائل علوم انسانی داشته باشد و حتی در باره تخصصی ترین مسائل چه در تاریخ، چه در سیاست، چه در اقتصاد و.... نظر کارشناسی ارائه کند. بسیاری از کتابها و منشورات تکراری، ترجمه های غربی و نوشته های بدون نقد و تحلیل در علوم انسانی و حتی برخی رساله های دانشگاهی-  که مشکل و مجهولی را حل نمی کند - از سوی این گروه از علاقمندان است. این وضع، یکی از مشکلات جدی بوده و هست و موجب تضعیف وجهه و اعتبارعلوم انسانی در نزد خواص و عوام شده و علاوه بر آن، برای مراکزی که مسئول تامین اعتبارات مالی برای امر پژوهش در علوم انسانی هستند نوعی بی رغبتی ایجاد کرده است.

اینکه چرا چنین وضعی است، موجب می شود که بدنبال علتها برویم. در این میان برخی علت را در عدم استفاده از روشهای ریاضی در علوم انسانی می دانند. گفته می شود که پیشرفت در علوم انسانی، مستلزم استفاده از ریاضیات و ریاضی دانان و ریاضی خوانده هاست. در این میان، یکی از دلایل ارائه شده، اینکه فلان فیلسوف و دانشمند، صاحب فلان کتاب تاریخی و...، در چند صد سال پیش، ریاضیات می دانسته است. امروزه، با تخصصی شدن علوم، این دیدگاه راه حل همه مشکلات در علوم انسانی نبوده و تایید علمی هم برای آن در دست نیست. باید گفت که این موضوع،  خود مناقشه طولانی میان دانشمندان علوم انسانی بوده و سالها در غرب  بحثهایی را برانگیخته است که همچنان ادامه دارد.

نکته دیگر، اینکه فراگیری علوم انسانی و تحصیل آن، آسان و سهل الوصول پنداشته می شود، چون دروس آن شامل ریاضی، فیزیک و هندسه و... نیست.  متاسفانه این برداشت به یک اشتباه رایج تبدیل شده است، ما در غرب با چنین نگاهی نسبت به علوم انسانی مواجه نیستیم.

  نکته دیگر آنکه، در غرب کمترین متقاضیان ورود به دانشگاه برای رشته های علوم انسانی است، البته بدلایلی، از جمله آنکه تحصیل و فارغ التحصیل شدن در این رشته ها مشکل است و لازمه اش داشتن تواناییها و شایستگیهای است و بطور نسبی،  بازار کار کمتر و درآمد پایین تری برای فارغ التحصیلان آنها وجود دارد. هر جوانی بدنبال درس و رشته ای است که بتواند بعد از آن، بلافاصله و براحتی کار و شغلی، در بهینه ترین زمان ممکن با بیشترین درآمد، پیدا نماید و وارد بازار کار شود.  در حالی که در ایران، ورود به رشته های علوم انسانی آسان، و پذیرش دانشجو چه در سطح کارشناسی و چه برای تحصیلات تکمیلی بسیار بالاست،  و متقاضیانش، با وجود عدم امکانات شغلی مناسب در جامعه و میزان درآمد مکفی، بناچار این رشته ها را انتخاب می کنند.  نتیجه آن شده که هر روز بر انبوه فارغ التحصیلان بیکارش افزوده می شود، بروز چنین وضعی، موجب بی اعتباری و تضعیف علوم انسانی شده است. 

  بنابراین ملاحظه می شود که مشکلات علوم انسانی بسیار گسترده و پیچیده است. اما بزرگی و بهم پیوستگی این مشکلات، نبایستی ناامیدی در پیشرفت و اعتلای آن ایجاد کند.

 * دکتر حسام الدین واعظ زاده - دانشگاه تهران

کد مطلب 170586

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 14 =