در داخل اتحادیه عرب مانند بسیاری از اتحادیهها و سازمانهای بینالمللی، صفبندی و جناحبندیهایی را شاهد هستیم. در واقع برخی از کشورهای عربی اتحادیه عرب موضع واحد دارند و برخی دیگر هم در مقابل آن قرار دارند و این از گذشته رایج بوده است. این بدان معناست که از گذشته در اتحادیه عرب مواضع همسو و یکسانی درباره مسائل مربوط به جهان عرب وجود نداشته است. این نکته بر موضعگیری این اتحادیه درباره سوریه نیز تاثیر داشته است و تاخیر در صدور این بیانیه توسط اتحادیه عرب زمان نیز به همین دلیل بوده است.
اما اکنون به نظر میرسد که کشورهای عضو اتحادیه عرب در این مورد به اجماع رسیدهاند. با این وجود کشورهای دیگری در این اتحادیه حضور دارند که خواهان موضع تندتر اتحادیه عرب درباره سوریه هستند. اما در کل اتحادیه عرب بسیار ضعیف شده است و درباره تحولات داخلی کشورهای عربی به گونه جدی تاثیرگذار نیست و میتواند در حد و اندازههای فعلی خود در بین کشورهای عربی نقش ایفا کند. این نقش هم سازنده و هم منفی است.
اتحادیه عرب در صورت فعال بودن میتواند راهحلهایی را برای خروج از بحران کشورهای عربی ارایه دهد اما به شرط آنکه یک راهحل یکپارچه باشد. در گذشته در رابطه با مسائلی مانند فلسطین یا مقاومت وجود اختلافنظرهایی باعث محدود شدن نقش اتحادیه عرب شد. درباره سوریه نیز اگر فشارهای درونی وجود نداشته باشد، اتحادیه عرب میتواند راهحلهایی برای خروج سوریه از بحران موجود را ارایه کند. اگرچه نباید از اتحادیه عرب انتظار معجزه داشت، در عین حال نباید کاملا هم از اقدامات این گروه نا امید باشیم.
با این وجود باید در نظر داشته باشیم که اقدامات منفی اتحادیه عرب بر یکی از اعضای خود ممکن است زمینهساز دخالتهای بینالمللی باشد. اتحادیه عرب اگرچه نسبت به گذشته بسیار ضعیف شده است اما بیانیه اخیر این اتحادیه میتواند نقش سوریه به عنوان کشوری که همواره درباره جهان عرب صاحب نظر بوده است را تخریب کند. نکته مثبت دیگر این بیانیه این است که به نظر میرسد در مقابل فشارهای امریکا و غرب هم مقاومت کرده است. غربیها وارد بحث مشروعیت نظام سوریه شدهاند اما اتحادیه عرب از اظهارنظر در این مورد خودداری کرده است.
لذا اتحادیه عرب تلاش دارد با مواضع میانه خود دو طرف موجود در این اتحادیه را راضی نگه دارد. روی هم رفته بحران سوریه به تدریج پیچیده شده است. طبیعی است که سوریه انتظار ندارد که ازسوی هم پیمانان خود مواضع اینچنینی صادر شود. اما بحران این کشور نباید به سمت بینالمللی شدن پیش رود. این بحران باید به نحوی در راهحلهای منطقهای و داخلی دنبال شود. سوریها فکر میکنند افزایش فشار از سوی اتحادیه عرب به تدریج به سمت دخالت بینالمللی پیش میرود.
منظور از بینالمللی شدن بحران دخالت مستقیم مبنی بر براندازی حکومت بشار اسد است. علت آن هم مقایسه وضع این کشور با لیبی است و از آن جهت که با رفتن قذافی همزمان شده است، میتواند به سمت فشارهای نظامی چه در داخل و چه در خارج سوق پیدا کند. اما باید این نکته را مد نظر داشت که وضع سوریه و لیبی کاملا متفاوت است.
بسیاری از مقدمات برای ورود نهادهای بینالمللی فراهم نیست. در سوریه ارتش و نیروهای امنیتی همچنان منسجم در کنار یکدیگر و تحت فرماندهی واحد بشار اسد هستند، دومین تفاوت آن است که نظام سوریه همچنان بر این کشور سلطه و اشراف کامل دارد. و مهمترین دلیل آن است که گروههای مخالف سوری هنوز خواستار دخالت خارجی نشدهاند.
به نظر میرسد راهحل خروج از بحران کنونی سوریه باید سیاسی باشد و از خلال مذاکرات داخلی و منطقهای فراهم شود. راهحل امنیتی دیگر جوابگوی این مشکلات نیست. راهحل امنیتی چه توسط نظام بشار اسد علیه مردم و چه راهحلهای امنیتی از بیرون، دیگر کارساز نیست. بنابر این همچنان راهحلهای سیاسی باید مدنظر باشد و اگر اینچنین نشود وضعی پیش خواهد آمد که به نفع مردم سوریه و مصالح منطقه نخواهد بود. اما باید این نکته را یادآور شوم که این موضوع سرکوب مردم توسط نظام بشار اسد و نادیده گرفتن حق این مردم را توجیه نمیکند.
بخش مهمی از راهکار خروج از این مشکلات اصلاحات است اما بخش دیگر میتواند گفتوگوهایی باشد که طرفهای بینالملل انجام میدهند. طرفهای بینالملل باید در این زمینه فعال شوند چرا که مصالح منطقه بسیار مهم است و اگر سوریه به آشوب کشیده شود همه کشورهای منطقه را در بر خواهد گرفت.
اگر راهحل سیاسی برای خروج از این بحران پیدا شود مانع دخالت خارجی میشود، از سوی دیگر اگر وضع به سمتی پیش رود که در آینده انتخابات آزاد با مشارکت مردمی برگزار شود و همهچیز به صورت دمکراتیک به پیش رود مانع به هم ریختن صحنه منطقه خواهد شد و به نفع مخالفان نیز خواهد بود و این بهترین راهحل برای کل منطقه و سوریه است.
منبع:سرمقاله روزنامه ملت ما، مورخ سه شنبه 8شهریور1390
نظر شما