آش بپزید برای دیگران. ویژگی‌ آش این است که همه چیز در آن مخلوط است. بنابراین دیگران به سختی می‌توانند تشخیص دهند که چه به خوردشان می‌دهید. فرمول‌تان هم لو نمی‌رود.

- مهم نیست که چه پخته‌اید. مهم آن است که چطور آن را تزئین کرده‌اید و در چه ظرفی سر سفره مردم گذاشته‌اید.

- هیچ‌وقت غذایتان را شور نکنید. کم‌نمک بپزید. دیگران اگر بخواهند، خودشان به اندازه لازم نمک می‌زنند. مردم اساساً به همین میزان دموکراسی راضی‌اند. به وقتش هم می‌توانید بگویید: «من همان کسی هستم که حتی میزان نمک غذا را هم به عهده شما گذاشته‌ام.» در چنین شرایطی امکان ندارد کسی یادش بیاید که شما اساساً نوع غذا را نپرسیده‌اید و با تصمیم شخصی‌تان آن را پخته‌اید.

- اصلاً اهمیتی ندارد که غذایتان خوشمزه است یا بدمزه. مهم این است که خیلی به مهمان‌تان تعارف کنید.

- بد‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین غذا، با یک دسر خوب ختم به خیر می‌شود؛ ضمن اینکه دسر معمولاً خیلی ارزان‌تر از غذای اصلی برایتان تمام می‌شود.

- حتماً ته‌دیگ را سر سفره بیاورید. این‌طوری به مهمان‌تان حالی کرده‌اید که همه غذا را آورده‌اید. پس انتظارش بی‌خودی بالا نمی‌رود.

- برای خودتان دست‌کم یک‌سوم مهمان غذا بکشید. مسلماً مهمان شرمنده از مهمان‌نوازی‌تان از میزان غذایی که در آشپزخانه روانه معده‌تان کرده‌اید، بی‌خبر است. کسی که معده صاحبخانه را سونوگرافی نمی‌کند.

- حتماً زرده و سفیده نیمرو را قاطی کنید. این‌طوری هرگز معلوم نمی‌شود چند تخم‌مرغ هزینه کرده‌اید. اگر خاگینه باشد که چه بهتر، باد می‌کند و اساساً بیشتر به نظر می‌آید.

- هرگز حین آشپزی تصویر صورت خودتان را پشت ملاقه نگاه نکنید. چون زشت به نظر می‌رسید و از میزان عشق و علاقه‌تان به خودتان کاسته می‌شود.

- همیشه پرسروصدا آشپزی کنید و الکی ظرف‌ها را به هم بزنید و گاهی بی‌خودی بگویید: «آخ سوختم» این‌طوری دیگران بیشتر شرمنده می‌شوند و هرقدر غذایتان بدمزه باشد، بی‌خود خودشان را موظف می‌بینند که به پاس تلاش‌های طاقت‌فرسا و بی‌وقفه‌تان، از غذا تعریف و از شما تشکر و تمجید بیشتری بکنند.

- یک کمی غذا ته یک ظرف ارزان‌قیمت بریزید و دور از چشم دیگران آن را وسط آشپزخانه به زمین بکوبید. بعد بگویید: «ای وای شرمنده نصف بیشتر غذا ریخت!»

- جلوی مهمان‌ها با فرزندتان که قصد کشیدن غذا دارد، دعوا کنید و به او بگویید کمتر غذا بکشد. کارکرد این شیوه در احساس گناه و خجالت مهمان و ایمانش به مهمان‌نوازی شما، فوق‌العاده است.

28/242

کد مطلب 174909

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 23
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۴:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    3 0
    واي من دلم مي خواد بخندم اما سر كارم نمي شه !
  • حقیقت گو IR ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    2 6
    جناب آقای شکیبا و خبرآنلاین عزیز!! بنده طرفدار پر و پا قرص بخش طنزتان هستم "خصوصا سیاسی اش". با اینکه طنز این دفعه متعادل بود، اما ای کاش روز شهادت امام صادق دست از کار می کشیدید!
  • بدون نام IR ۱۴:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    2 0
    جونم شهرام که آپ دیته! یعنی شلوغ بازی و خود خور یو دیگران را سرکار گذاشتن! مثل ماجرای آشپزی 3000000000000 تومانی. بخش اعظم دست پخت را خودتان واطرافیانتان بخورید کمی هم به میهمان ناخونده بدهید و وانمود کنید که خودتان میلی به آن ندارید!!
  • شیراز US ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    4 0
    جناب حقیقتگو این کجاش طنز بود؟؟؟؟ اولین پاراگراف که بحث نمک بود رسما اشک منو در آورد. واقعا که وضع ما رو بخوبی بیان میکنه. آقای شکیبا واقعا این مطلبتون مثال زدنی بود
  • پیمان CH ۱۶:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    2 3
    آقای حقیقت گو... دست از این خرافات بردارید...؛ چه ربطی داشت طنز به توهین به عقایدتون!!؟؟؟
  • بدون نام TJ ۱۶:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    1 0
    کم پیدایید آقای شکیبا نکنه گرفتار 3000 میلیار تومان شدی
  • بدون نام IR ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    1 3
    آقا شکیبا ببخشین. این دفعه بی مزه بید.
  • ا ب پ ت ... IR ۱۸:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    4 0
    حقیقت گو عزیز شما اگه دوست ندارید بهتره روز وفات نیایید بخش طنز.
  • مريم IR ۱۸:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    5 0
    نبودي شهرام خان كجا بودي؟ گفتيم نكنه با كاريكاتوري ها همخونه شدين مكدر شدي. ولي عيب نداره حالا هم كه اومدي خيلي خوب اومدي!مخصوصا تيكه به پشت ملاقه نگا نكنيد چون تجربشو دارم. هوش زيادي تو طنزت هست!
  • fame CH ۱۹:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    3 0
    مرسی ولی چرا زدین تو کار آشپزی؟!
  • بدون نام US ۲۰:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    3 0
    Ye kam deghat koni.Mibini tanz nabod.Gerye dar bod
  • حسین GB ۲۰:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    0 0
    شهرام جان... باور کن که فکر کردم برایت اتفاقی رخ داده...خداروشکر که به خیر گذشت... ولی اگه بلای قبلی دور شد..ایندفعه دیگه بخاطر این طنز نیش دارت سرتو میکنن زیرآب..!!!!
  • بدون نام IR ۲۱:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    3 0
    درباره نفت سرسفره آوردن چيزي ننوشتي.لطفاتخم مرغ هم حذف كن چون من امشب خريدم دونه اي300تومن باورم نميشد.مثل اينكه بايدهمه چي عدد300يا30000000000000توش باشه
  • آرما IR ۲۱:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۲
    1 0
    همچین طنز هم نبود .بیشتر ادم میخواد گریه کنه وقتی میری تو بر این آش
  • رفیق IR ۰۴:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    1 0
    کجایی بابا نیستی بیشتر بیا شاید با رئیس جمهور تو امریکایی و یاد ما نیستی
  • کاوه IR ۰۴:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    3 0
    عمو شهرام چشم ما روشن رسیدن بخیر کجا بودی آقا جون نکنه دوستان برات آش پخته بودن که اینهمه وقت غیبت داشتی حالام که بعد از اینهمه وقت اومدی زدی تو کار آش و آشپزی چه خبره داستان چیه ؟ در هر صورت بی نمک و بانمک ما خودتو و آش هاتو دوس داریم عمو جون دست از این غیبتهای صغری کبری بردار و ایتقدر هم ما رو اذیت نکن ما تحمل نداریم
  • بدون نام IR ۰۴:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    2 0
    توو روحه هرچي سياست و سياست بازي و سياست بازه!
  • بدون نام IR ۰۵:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    1 0
    کجا بودی شهرام خان داشتیم نگران می شدیم
  • بدون نام IR ۰۶:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    3 0
    خوب بود، خيلي خوب جناب حقيقت گو، كجاي اين مطلب انقدر خنده داره كه شما رو تو روز شهادت خندوند. به نظر من نه تنها خنده نداره بلكه اشك بايد ريخت...
  • فردعادی IR ۰۶:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    2 0
    دلم برات یه ذره شده بود دیروز سایتا رو دنبال یه خبر از تو می گشتم نگرانت شده بودم گل کاشتی دمت گرم مهربون
  • حميد رضا IR ۰۸:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    2 0
    اولش قبل از هرچيز بگم از دستت نارحتيم كه در اين مرحله مهم كار و بار را تعطيل كردي و رفتي دد/كه مملكت را بردن و شما قرص خواب خوردي و ننوشتي
  • بدون نام CA ۱۳:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    1 0
    چه عجب عمو شهرام پيدا شد
  • آرش IR ۲۱:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۳
    3 0
    بهترین طنزی "مطلبی" که تابحال ازتون خوندم. واقعا هنوز موندم! توش. که اینچنین افکار را از کجای خویش در می آوری؟ دمت گرم. تو کفشم. عالی بود

آخرین اخبار