۰ نفر
۳ مهر ۱۳۹۰ - ۱۵:۲۲

غلامعلی رجایی

"من برای نیروهای ایرانی احترام قائل بودم. خوب یادم می‌آید که بارها هنگامی که آمبولانسهای‌ ما برای تخلیه کشته شدگان و زخمی‌های عملیات وارد عمل می‌شدند، نیروهای ایرانی تیر باران را متوقف می‌کردند. این یک اتفاق نادر نبود. من به عنوان بهیار  بارها و بارها این حرکت ایرانی‌ها را تجربه کردم. ولی ارتش عراق به سمت آمبولانس‌های ایرانی شلیک می کرد."

 این عبارات سید عارف اهل ناصریه عراق که در حال حاضر ساکن هلند است و در دوران  جنگ در ارتش عراق  بهیار بوده مرا به یاد این بیت خواجه رند شیراز می‌اندازد:

خوش تر آن باشد که سرّ دلبران    گفته آید در حدیث دیگران!

حال که سالهاست صدام به قبری  پر از آتش  قهر الهی ورود کرده است، و مانع‌ها برداشته شده، فرصت خوبی است تا دستگاه‌هایی که در امر ثبت و ضبط تاریخ جنگ فعال هستند نیمه پنهان این رویداد مهم منطقه را در کشور عراق جستجو کنند.

تا آنجا که من از دور دستی بر آتش دارم گاه خاطرات بسیار زیبایی از ارتش عراق در بیان عظمت نیروهای رزمنده ایرانی وجود دارد که نسل جوان ما باید آنها را بداند و به گذشتگان خود افتخارکند. این خاطرات مشحون از عبرتهاست.

سیدعارف در ادامه خاطراتش از نقش پشتیبانی تبلیغی کشورهای عرب منطقه در حمایت از ارتش عراق  وحماسه سرایی دختر امیر کویت درجهت تعظیم نیروهای عراقی - که صدام با اشغال  کویت به  محبت آنان پاسخ داد!- گفته است:

 مجلاتی از کشورهای عربی وارد عراق می‌شد. این مجلات که به صورت رایگان در میان نیروهای عراقی توزیع می‌شد پر از تمجید از صدام و نیرو های عراقی بود.

 به خوبی به یاد دارم که دختر امیر کویت در ستایش سربازان عراقی قصیده‌ای سروده بود. این شاهزاده خانم در قصیده‌اش آورده بود که یک کلاه خود سرباز عراقی، به صد هزار مرد خلیجی می‌ارزد.

کد مطلب 175150

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =

آخرین اخبار