شگفتزده پرسیدم: مگر واژههای غیرمادی رنگ و حس و حیات دارند؟
سرش را تکان داد و گفت: اینقدر ظاهربین و سادهاندیش مباش، در عالم هستی همه چیز ژرفایی نادیدنی و جنب و جوشی ناشنیدنی دارد. مگر این سخن مولانا را از یا بردهای:
هیچ اسمی بیمسما دیدهای یا ز گاف و لامِ گل، گل چیدهای؟
هر اسمی علاوه بر این که نشانگر وجودی محسوس است، بر اندیشه و خیال و عاطفه اثر میگذارد و رفتار را به اندازه توان خود دگرگون میسازد.
گفتم بر من ببخشا که هنوز آموزه «اول اندیشه وانگهی گفتار» ملکهام نشده است.... به نظر میرسد واژههایی مانند لجن، مرداب، زخم،... خاصیتی انقباضی دارند یعنی اگر آنها را بشنویم تنیده و درهم میشویم و صفاتی همچون زیبا، آرام و مهربان انبساط خاطر میآورند و گرفتگی را از چهره و درونمان میزدایند.
دوست فرزانهام خرسند از این گفتوگو پرسید: خوب، حالا بگو کدام واژه، سیاهتر و دردناکتر و شومتر از دیگر واژههاست؟
گفتم: به شمار و نام موجودات ظلمانی، رنجآور و نفرتبرانگیز که دردناکانه به فراوانی در همهجا پراکنده و مرگآفرینند، کلمه داریم. واژههایی از قبیلة پستی و پلیدی و نیروهایی از سپاه نادانی و پلشتی!
با لبخندی تلخ گفت: زبانآوری مکن و از پیچ و خم فضلفروشی بیرون آی. به دور و برت بنگر و به من بگو از میان زشتی، آلودگی، فرومایگی، فقر و مرگ کدام یک بدتر و کریهترند؟
بیدرنگ گفتم: فقر. که هم زشت است و ناخواستنی و هم آلودگی و فرومایگی میآورد.
- با مرگ مقایسه نکردی؟
- نه، مرگ نجیب و صادق است. میآید و رشته حیات را میگسلد و به همه تلخیها و خواریها در این دنیا پایان میدهد. و دور نیست که راهی باشد برای رسیدن به رستگاری جاودان. اما فقر، دژخیمی است که رهایت نمیکند. شکنجهات میدهد، حقیرت میسازد، آبرویت را میبرد و زخمهای عمیقی بر جسم و روحت مینشاند و چون به نقطه پایانی حیات نزدیک شدی مزورانه تیمارت میکند و بر خونابههای چرکینت مرهم میگذارد تا دوباره بمانی و شکنجه ببینی. نشنیدهای که پیشوای پارسایان روزگار که به چرب و شیرین و زرد و سرخ دنیا پشت کرده بود، فقر را هراسناکتر از مرگ معرفی کرده و آن را عامل کفر و پستی شمرده است؟
کار بزرگترین نیروی مقابله کننده با فقر و کارگر نماینده همه مبارزان، علیه بیدادگری و فساد است. علی (ع) در سخنی پرمغز و شیوا ناداری را فرزند کسالت و ناتوانی میداند. اِن الاشیاء لما ازدوجت الکسل و العجز فتنجا بینهما الفقر. (وسایلالشیعه ج 2)
کسالت ضد نشاط است. فرد بانشاط؛ چالاک و پرشور. بدون خستگی و سستی کار میکند و با لذت در آن فرو میرود. همان حالتی که «سنتمیهای» روانشناس برجسته معاصر در تجربه غرقهشدن (flow) توصیف کرده است آنچنان با شادی، آرامش و تعهد به فعالیت میپردازد که زمان و مکان را فراموش میکند، بیآن که هشیاری و آگاهی و دقت خود را از دست بدهد. انجام کار را به عقب نمیاندازد و با مدیریتی که بر زمان و هیجانهایش دارد، وظیفه و تکلیف خود را به هنگام و استوار به انجام میرساند.
روانشناسان جنبش مثبتگرا، به مدد بررسیهای علمی و تجربی، روشهای زیادی را برای افزایش شادی و نشاط به دست آوردهاند و در آثار پربار خود به علاقهمندان معرفی کردهاند. در منابع اسلامی نیز به بحث نشاط بسیار توجه شده است. امام صادق (ع) به نقل صدوق در کتاب خصال، گفتوگو با دوستان خوب، قدم زدن، خوردن، آشامیدن، شنا کردن، نگاه کردن به سبزه و آب روان، شوخی و خنده بجا و مناسب و روابط زناشویی با همسر را سرورانگیز و رخوتزدا میداند. عواملی که به آسانی در دسترس همه قرار دارند، اما بیشتر مردم در به کار بردن آنها ناآگاه و بیانگیزهاند.
ناتوانی یعنی همسر نامبارک کسالت و والد دیگر فقر، با آنکه آشنای همه ماست اما آن را جدی نمیگیریم و به آزارش خو کردهایم چهقدر روشن است که پرداختن به کاری که توان آن را نداریم، محصول کار را خراب میکند و به سلامت و عزت ما آسیب میرساند و چهقدر نابخردانه و غیرمسئولانه است که بسیاری از امور را که توان انجامش را نداریم میپذیریم!
به گواهی آمارهای مراکز رسمی کشور، بسیاری از مردم خوب و پاکسرشت ایران، که خداوند به آنها سرزمینی وسیع با اقلیمهای گوناگون آب و هوایی را ارزانی داشته، زیر خط فقر زندگی میکنند. همین آمار نشان میدهد: نرخ بیکاری به ویژه در بین جمعیت جوان 15 تا 29 سال بالاست. دوره بیکاری برای بیشتر بیکاران طولانی است، عده زنان بیکار در تمام سنین بالاترین میزان را دارد. بیش از 40 درصد گروه شاغلان، بیسواد و یا کم سواد هستند و نزدیک سه چهارم بیکارها، افرادی غیرماهر طبقهبندی شدهاند. این در حالی است که با وجود 5/2 برابر شدن تعداد دانشجویان مقطع کارشناسی و بیش از دو برابرشدن شمار دانشجویان کارشناسی ارشد از سال 82 تاکنون، بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاهی توانایی انجام کارهای مورد نیاز جامعه را که با رشد تحصیلی آنها همخوانی دارد، ندارند.
آیا با این همه تورم، سرمایه انسانی بیکار و گروه زیادی از شاغلان ناتوان و بینشاط، نباید نگران باشیم که بلای خانمانسوز فقر بدتر و هراسانگیزتر از بلاهای طبیعی از طریق افزایش آسیبهای اجتماعی سلامت جسم، روان، اخلاق، دینداری و معنویت مردم ما را از بین ببرد و امنیت، فرهنگ و وجهه خوب و والایمان را در سطح جهانی خدشهدار سازد.
انتظار داریم مدیران دلسوز جامعه، با واقعبینی و دوراندیشی، ارزیابی درستی از مشکلات آشکار و نهان مردم داشته باشند و تلاش کنند که با کاهش نرخ بیکاری از سویی و با افزایش توانایی شاغلان (چه در دوران تحصیل و چه بعد از ورود به بازار کار) و نیز به کار بردن روشهای کارآمد برای ازدیاد نشاط و سرزندگی کارگران و کارمندان، جلوی گسترش معضلات اجتماعی را بگیرند.






نظر شما