روابطي كه بسيار ناشفاف و حتي گاه غيرمحترمانه است. نگارنده به دليلآنكه سالهاست در پي اسناد و مدارك و گفتهها درباره اخلاق حرفهاي روزنامهنگاري است و در انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران هم پيشنهاد تدوين مرامنامهاي اخلاقي وحرفهاي را به هئيت مديره داده بود، هر گاه با موردي در اين زمينهها روبرو شود،سعي ميكند آن را بر روزن افكند تا شايد درسي باشد و تجربهاي براي عدم تكرار در آينده.
نمونهاي از اين برخوردهاي غيرحرفهاي را دوستان ما در نشريه تجربه صورت دادند. آنها به نگارنده مطلبي را سفارش دادند و بعد آن مطلب را چاپ نكردند. مطلب زندگينامهاي تحليلي بود درباره استاد شهرام ناظري. پيش از اين هم گفت وگويي را سفارش داده بودند( در نشريه نافه) كه آن را هم منتشر نكردند. تا اينجاي كار هيچ ايرادي بر كار آنان نيست. يعني عدم انتشار يك مطلب. اما قاعده و اخلاق در يك كار حرفهاي اقتضاء ميكند كه به فرد سفارشدهنده توضيح داده شود كه چرا مطلبش كار نشده است.نه آنكه وقتي از روي كيوسك نشريه را بر ميدارد و تورق ميكند، تنها چيزي كه نمييابد همان مطلب خويش است. نگارنده بر محظوريتهاي عدم كار شدن يك مطلب واقف است كه از جمله آنها ميتواند كمبود فضا باشد. يعني يك بندهخدايي از آن رسانه محترم با نگارنده تماسي بگيرد و بگويد. آقاي فلان! جا نداشتيم و مطلبتان كار نشد. آن زمان آدمي تكليفش را ميداند و به مقايسه ديگر مطالب نشريه و وزن و اعتبار نويسنده يا مطلب با مطلب منتشرنشده خود ميپردازد و به اين جمعبندي ميرسد كه سخن گفته شده از روي واقعيت بود يا از روي معده! و تصميم ميگيرد كه ادامه همكاري بدهد يا نه؟
اما وقتي هيچگونه اطلاعي داده نميشود و شما با چنين پديدهاي روبرو ميشويد،طبيعي است كه دو چيز به ذهنتان خطور كند.اول:آشنانبودن با قواعد حرفهاي كار رسانه و به خصوص در نحوه ارتباط با نويسندگان و همكاران تحريري و دوم قصد ونيت سوء.
چون نگارنده بر حسننيت كسانيكه از آن مجموعه با نگارنده تماس ميگيرند، ترديدي ندارم،ميماند نكته نخست كه بيش از آنكه به خود خبرنگاران راجع باشد،به سامانه مديريتي مجموعه بازميگردد. نگارنده چند سال قبل هم در يادداشتي به سردبير وقت نشريه شهروند،نوشت كه رسانهها نيازمند تعاريفي از چارچوبهاي كاري خود هستند يعني هم روابط درونسازماني و هم روابط برونسازماني بايد شفاف و روشن باشد. كاري كه در ايران (تا آنجايي كه نگارنده جستو جو كردهاست)تنها در خبر و خبرآنلاين آييننامهاش نوشته و عمدتا اجرا ميشود. نگارنده يادداشتي درباره شوراي عالي انقلاب فرهنگي نوشته بود و از قرار اندكي تند و صريح بود. بلافاصله از دستاندركاران نشريه تماس گرفتند و با احترام و پوزشخواهي گفتند به رغم آنكه سخن حقي را نوشتهايد،اما به دليل تبعاتي كه اين نوشته دارد بهتر است از روي سايت برداشته شود و آخر ماه هم حقالزحمه آن را به حساب واريز كردند. پرسيدم چرا حقالزحمه مطلبي كه كار نشده بود را پرداخت كرديد؟ گفتند سفارش از طرف ما بود و نوشته شما هم خوب و نه ايراد حقوقي داشت و نه ايراد قانوني و تنها به مصلحت حذف شد.
قصد اطاله كلام ندارم اما به يادداشته باشيم همه اين كارها، به خصوص در عرصه رسانه،براي آن صورت ميگيرد كه ما آدمهاي خوبي باشيم. آدم خوب هم يعني كار خود را به گونهاي انجام دهد كه در روابط خود با ديگران اسباب آزردگي خاطر آنان را فراهم نسازد. يعني نه خود را فريب دهد و نه ديگران را و در كار خود صادق و جدي باشد.
توضيح: اين يادداشت در شماره مهرماه 90 ماهنامه تجربه كار شده است.






نظر شما