۰ نفر
۴ مهر ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۴

سیدعلی‌میرفتاح


مطبوعات به چه دردی می‌خورند؟ این همه روزنامه و مجله و هفته‌نامه به چه کارمان می‌آیند؟ جدا عرض می‌کنم. این‌ها جز کاشتن تخم کینه و روشن نگه داشتن آتش نزاع و داغ کردن تنور مشاجرات و مناقشات سیاسی، چه کاری کردی دارند؟ حقیقتاً خوب فکر کنیم که داریم چه می‌کنیم؟ آیا واقعاً داریم به تبادل آزاد اطلاعات کمک می‌کنیم؟ آیا واقعاً داریم حرفی می‌زنیم و چیزی می‌گوییم که به نفع مردم و جامعه و دنیا و آخرتمان باشد؟ ما داریم چه می‌کنیم و چه می‌گوییم؟ قاتق نان این مردم هستیم، یا قاتل جانشان؟ اگر یک روز صبح مردم بلند شوند و به جای دستپخت روزنامه نگاران، همین سیگار و بیسکویت و پفک و کارت تلفن را ببینند که سراسر دکه را پر کرده‌، چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر دیگر ما را -یعنی این نوشته‌های اضطراب آور و متشنج ما را- نخوانند چه اتفاقی می‌افتد؟ خودم لااقل از ده نفر شنیده‌ام که می‌گویند از وقتی عادت روزنامه خری و روزنامه‌خوانی را کنار گذاشته‌اند، اعصابشان آرام‌تر شده و راحت‌تر و شاداب‌تر روزشان را آغاز می‌کنند. خودم شنیده‌ام که می‌گویند کاش از این رادیو و تلویزیون هم می‌توانستیم، کنده شویم و خیالمان را از هر خبر و تصویر رعب آوری راحت می‌کردیم. راست می‌گویند؛ به خدا راست می‌گویند؛ اینها به جز ترس و لرز و دلهره چه چیزی به مخاطبین خود می‌دهند؟ این همه خبر به درد نخور و اعصاب خرد کن و جانکاه، اگر دیرتر به مخاطبین برسند، یا اصلاً نرسند، مگر چه اتفاقی می‌افتد؟ این همه تلاش و به موقع رساندن خبر، آیا جز انتقال ترس و لرز، فایده دیگری هم دارد؟ می‌گویند که کی‌یرکه‌گارد، «ترس و لرز» را موقعی نوشت که تازه تلگراف اختراع شده بود و تازه بنا بود اطلاعات، در چند دقیقه به کل جهان مخابره شود. این اطلاعات جز ترس و لرز، آیا چیز دیگری را منتقل می‌کردند؟ این بحث کلی را بگذاریم زمین و بیاییم سر روزنامه‌های خودمان؛ سر همین مناقشات تمام نشدنی‌ خودمان. همین روزنامه‌هایی را می‌گویم که از پس انتخابات بره‌کشانشان شروع شده و یک‌دم دارند خبر و تحلیل و نقطه‌نظر منتشر می‌کنند. اما به قول سعدی خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی. در بطن این اخبار، آتشی نهفته‌است که -برای گرم نگه داشتن معرکه‌ای که معلوم نیست برای چه به پا شده- دامن همه را دارد می‌گیرد. «آتش بیار معرکه» که می‌گویند، همین روزنامه‌ها را می‌گویند. روزنامه‌هایی که حیات آنها و تداوم موقعیتشان در همین آتش بیاری است.

روز عید فطر تازه داشت نسیمی وزیدن می‌گرفت که با خود آشتی و صلح و دوستی را به ضمیمه داشت. داشتیم دلخوش می‌شدیم که به زودی این مناقشات تمام می‌شود و همه به سر کار واقعی خود برمی‌گردند. . . اما از همان موقع هم می‌شد فهمید که زهی خیال باطل. مگر می‌گذارند؟ همین مطبوعات را می‌گویم؛ مگر می‌گذارند؟ به اخبار مربوط به سیدبزرگوار، سیدحسن خمینی، دقت بفرمایید. این چه دعوای بی‌حاصلی است که توی مطبوعات حریمی برای آن نمی‌شناسند و به راحتی، پای هر بزرگواری را بدان باز می‌کنند؟ سؤالم را درست‌تر طرح کنم: این چه اراده جنگی است که هیچ خط قرمزی نمی‌شناسد و هیچ حریمی را محترم نمی‌شمارد و به راحتی آب خوردن به هر کسی که در برابر خود ببینند، تهمت و افترا می‌زند؟ اگر بنای تبادل آزاد اطلاعات همین بی‌بند و باری رسانه‌ای و هتک حرمت افراد و نادیده گرفتن حقوق مسلم مردم است، کاش اصلاً تبادلی در کار نبود. . .

البته که تبادلی در کار نیست، هر چه هست نزاعی است که هر از چندگاه از میان سطور روزنامه بیرون می‌آید و یقه مردم کوچه و خیابان را می‌گیرد و برایشان دردسر ساز می‌شود. . . بیاییم وقایع اخیر را بازخوانی کنیم و ببینیم که گناه هر جریان و گروه و هر آدمی در این میان چقدر بوده است. بیاییم سهم تشکل‌ها و آدم‌ها را معلوم کنیم. اما یقین بدانید که از روز اول بیشترین سهم را روزنامه‌هایی داشتند که گویی از قبل آتش تهیه خود را آماده کرده بودند. هنوز هم اگر بنا باشد روی صلح و دوستی را ببینیم، باید در روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون، و به طور کلی در مفهوم عام ژورنالیسم تجدید نظر کنیم. کاش قبل از گفتن و نوشتن هر خبری، کمی فکر می‌کردیم که این ما را به جنگ می‌کشاند، یا به صلح؟ صلحی که متأسفانه زیادی دور از دسترس ما قرار گرفته است.

کد مطلب 18006

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام GB ۰۹:۵۲ - ۱۳۸۸/۰۷/۰۴
    0 0
    منظور شما کدام اخبار و کدام روزنامه ها است. لطفا شفاف بگویید.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین