صنعت هواپیمایی دوران سختی را پشت سر میگذارد و مردم ایران شاهد تلاشهای خلبانهای توانمند و گروههای پروازی را که در چنین شرایطی که به دلیل دشمنی آمریکا با ایران ، کشور دچار مشکلات عمده ائی در تامین حداقل نیازی حق اساسی مردم ایران برای تامین سلامت جان آنان هستند.
نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که خلبان هوشنگ شهبازی با مهارت، دقت عمل و کمک همکاران پروازی خود و مخصوصا" اقایان رستگارفر و عقدایی معلم خلبان و خلبان قربانپور در یک کار گروهی که متاسفانه کمتر در میان ما ایرانیان دیده میشود در یک مدت زمان محدود با طی دورانی تنش زا توانسته اند به خلق یک افتخار ملی بپردازد و این عمل نیاز به قدردانی شایسته ائی دارد که مردم فرهنگ مسئولیت پذیری و تشکر را بیاموزند که در این مدت ده روزه هنوز مشاهده نشده است.
متاسفانه این حادثه که میتوانست به یک فاجعه ملی تبدیل شود به خوبی در ایران با این خبر در سطح ملی برخورد نشده و هم به ریشه اصلی چنین مسائلی پرداخته نشده است که به نظر من در هر دو قسمت مسئولین سیاسی تبلیغی مملکت میتواند سیاست صحیحی را طراحی نمایند:
1- عدم انعکاس صحیح و عدم بهره برداری از تبعات آن احتمالا" به این دلیل است که مسئولین تبلیغی دولت نمی خواهند مسئله انعکاس تحریمها بر مردم خیلی عمده شود. این سیات به نظر من درست نیست و اگر مسئولین سیاسی و مخصوصا" وزارت امور خارجه به دنبال طراحی اجرای دیپلماسی عمومی هستندبا این روش عدم شفاف مسائل نمی خواند. به نظر میرسد باید چنین مسائل انسانی که اثرات مستقیمی بر سطح سلامت مردم دارد آنقدر عمده شود که حتی بر جنبه های فنی و حقوقی آنها نیز بچربد. ایجاد جو علیه آمریکا در پرتو رخداد چنین مسائلی میتواند اثرات مثبتی به همراه داشته و از مظلوم نمائی عوامفریبانه مقامات آمریکائی نیز جلوگیری کند.
2- این حادثه باید مبنای کار حقوقی و سیاسی وزارت امور خارجه در نزد سازمان ملل و نیز کمیسیونهای مختلف تخصصی که به اینگونه امور و یا مسائل انسانی توجه دارند و مبنایش اقدامات یکجانبه و خارج از مصوبات سازمان ملل از سوی آمریکا است واقع شود. این واقعه که میتوانست خانواده های بیشماری را داغدار نماید حتی میتواند به عنوان اقدام بارزی از سوی آمریکا در دشمنی آمریکا علیه مردم ایران مورد یک فعالیت وسیع سیاسی و دو جانبه با سایر کشورها قرار گیرد.
این اقدامات فقط نباید در پشت دربهای بسته باشد بلکه باید علاوه بر طراحی و اجرای یک سیاست تهاجمی و فعال اخبار و نتایج این اقدامات نیز در دسترس عموم قرار گیرد تا آمریکا را ملزم به تغییر سیاستهای یکجانبه گرائی و مخصوصا" آنچه که باعث به خطر انداختن جان انسانهای بی گناه میشود به عقب براند. در حالی که همه مردم دنیا میتوانند به راحتی از دست آوردهای فن آوریهای مختلف استفاده کنند این امر برای مردم ایران روشن نیست چرا نباید برای هواپیماهای مسافر بری خود که بعضی از آنها همچون همین هواپیمای موصوف سانحه دیده به مدت سی و پنج سال در ناوبری هوایی بدون حق استفاده از تامین قطعات یدکی آنها برخوردار باشند؟ سئوالی که حتی وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با بی بی سی نتوانست از عهده پاسخگوئی آن بر آید. وی مجددا" به جوابهای کلی که دال دشمنی این کشور با دولت و مردم ایران دارد پرداخت ولی نهایتا" در پرتو این سیاستهای خصمانه دولت آمریکا این مردم ایران هستند که در مضیقه قرار می گیرند و باید بهای این دشمنی را بپردازند که تناقضی وسیع با این حرف دولت امریکا که خود را دوست مردم ایران می پندارد دارد.
متاسفانه سیاست کنونی باعث برخورد منفعل دولت ایران در مقابل آمریکا در صحنه جهانی خواهد شد. در حالیکه آمریکا برای منفعل کردن ایران از هیچ، سناریو سازی می کند ولی ما با داشتن چنین اهرمی قوی به دلیل انتخاب سیاست عدم انعکاس وسیع چنین مسائلی نمی توانیم از اثرات یک فعالیت سیاسی تبلیغی که از طریق آن نیز به مردم خود اطمینان بدهیم که جانشان برای ما مهم است و از این طریق چسبندگی اجتماعی بین آحاد مردم و آنها با دولت را تقویت کنیم نتوانسته ایم استفاده کنیم.
در این راه علاوه بر مسئولین دولتی نمایندگان مجلس نیز می توانند با شروع حرکتی مبدا خیر برای شکلگیری چنین حرکتهایی شوند. هم مردم و هم افراد مسئولیت پذیری نظیر این خلبانان جان برکف باید بدانند که در برابر این روحیه مورد تکریم و احترام قرار گرفته و راههائی برای تامین سلامت جانی آنان را دنبال میکنند و نسبت به سرنوشت و سلامتی آنان بی تفاوت نیستند.






نظر شما