به کهکشان بلندی ستاره می ریزد
به باغ آینه الماس ژاله می ریزد
*
میان قدرِ تو قربان و تا محرم چند
ز سوز فاجعه خون از کلاله می ریزد
*
میان چشمه ی سبز غدیر تا خون فرات
گلاب سرخ ز چشمان لاله می ریزد
*
چنان به شط شفق، خون کیش ما پیداست
که لخته لخته ی آن از پیاله می ریزد
*
کسی که به خمّ غدیر مست تو شد
سرشک کرب و بلایی به لاله می ریزد
*
به کیش مهر درآ و به می غزل خوان شو
که عطر جبرئیل زین قباله می ریزد
غزل تازه ای که عید غدیر امسال سروده ام.
کد مطلب 186388






نظر شما