.

سرمقاله از سر درد و دلشکستگی روز پنجشنبه دبیر محترم  سیاسی روزنامه ایران را خواندم و متاثر شدم. تاثر از این باب که قلمها و قدمهایی که این روزها باید  در پاسداری از کیان ملی باشند ، چگونه ره ترکستان گرفته اند.

 وقتی هفته گذشته پس از اعلام حکم دادگاه، شماری از دوستان در تماس تلفنی از گرفتاری جوانفکر خوشنود بودند، به آنان گفتم حتی در مرگ دشمنان خود هم شادی نکنید، که این رسم اصحاب قلم نیست.

 حکایت جوانفکر ، حکایت "ایران" و "ایرنا" نیست. او ره گم کرده است اما همچنان در این بیراهه ، گذشته خود را علم می کند. گذشته ای که چراغ راه آینده نباشد، پس به چه کار آید؟

 براستی چه کسانی را باید در بیکاری دهها جوان قلم بدست روزنامه اعتماد مقصر دانست؟ چه کسانی با چه اهدافی انشقاق در لایه های  اجتماعی را دنبال می کنند؟ عبور از چراغ قرمز قانون، جریمه دارد و اعتماد باید جریمه بپردازد اما  باز هم این سووال باقی است که چه کسانی و با چه اهدافی پوست خربزه ها را پای مطبوعات کشور پهن می کنند؟

 سکوت الان روزنامه ایران، مصداق " آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت" است. قبول ندارید بروید رسانه های خارجی را بخوانید. این سکوت باید دوشنبه روزی اتخاذ می شد که فردای آن روز،  آقای مدیرمسئول هوس وزن کشی به سرش زده بود.

 اما حکایت جوانفکر و ایران و ایرنا ، تا انتخابات ادامه خواهد داشت ، چرا که او ماموریت دارد .   

کد مطلب 186432

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار