این روند در حالی است که هوشیارانی در غرب هستند که میدانند آتشافروزی در ایران، فاجعهای ایجاد خواهد کرد که دامن مسببان آن را بیش از دیگران خواهد گرفت و راهحل مسائل، گفتوگو است. امیدواریم در فرصتهای پیشرو بتوانیم در رویکردی جدید با اروپا، بیش از دیگران آنها را متوجه کنیم که با اقتصادهای رو به صعود در آسیا، رابطه قویتری داشته باشند و دیپلماسی ما باید این باشد که از فرصتهای کنار تهدیدها، استفاده کرده و بتوانیم به یک رویکرد جدید بینالمللی دست یابیم.
در همین راستا بحران اقتصادی در کشورهای غربی را همچنان بایدمورد توجه قرار داد. این مسائل با مشکل در سیستم بانکی ایجاد شد و به بسیاری کشورها سرایت کرد، آمریکا با سیاستهای حمایتی توانست گامهایی برای خروج از آن بر دارد، اما اکنون در اروپا رابطه نظام پولی – مالی با بخش واقعی اقتصاد در حال بررسی است و اقتصاددانان باید در تحلیل این مشکلات، کار علمی جدی انجام دهند.
نکته جدی در تحلیلها این است که هر جا سیستم اعتباری، رابطه خود را با بخش واقعی کم کرده و از این بخش فاصله گرفته، مشکل ایجاد شده است، زیرا معرفی ابزارهای جدید، اگر در رابطه با بخش واقعی و معرف فعالیت آنها نباشد، بحرانزا خواهد بود.
ما در اقتصاد اسلامی محور درخشان ارتباط نزدیک بین بخش پولی و بخش واقعی را داریم. اکنون همه به این نتیجه رسیده اند که در نظام بانکی باید بازنگری شود و تأکید بر نظام اعتباری باشد و وقتی بخش تولید به مشکل بر میخورد، بخش بانکی باید به کمک آن بشتابد و به این بخش کمک کند، زیرا رونق نظام بانکی، در رونق بخش تولید است.
در این رابطه مجلس پیشبینی کمک به بخش تولید را در بند 28 قانون بودجه امسال دید تا اگر بخش تولید به دلیل مسائل خارج از اراده خود، دچار مشکل شده و نتواند بدهی خود را بپردازد به کمک آنها شتافته، بدهیها را تقسیط کرده، جریمهها را بخشیده و به تولید کمک شود. اما اکنون در ماه های پایانی سال هستیم و با وجود پیگیری های جدی در شورای گفت وگوی دولت و بخش خصوصی، پیشرفتی در این امر مشاهده نکردهایم و به همین علت دومین بخش نامه بانک مرکزی هفته گذشته صادر شد و در گزارش ارائه شده مشخص شد، بعد از این بخشنامه، همکاری بانکها در اجرای این ماده دو برابر شده است.






نظر شما