۰ نفر
۱۷ مهر ۱۳۸۸ - ۱۵:۴۸

بر اساس گزارش‌های سازمان آتش‌نشانی، منطقه بازار با افزایش سالانه 30درصدی در آتش‌سوزی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

وقوع دومین آتش‌سوزی مهیب در بازار تهران در کمتر از 10 روز بار دیگر از حافظه مسئولان شهر تهران برای حل مشکلات این پیر سالخورده شهر غبارروبی کرد. بازار تهران که در چند سال گذشته به مدد طرح‌های بزرگ و کوچک شهرداری لباس نو بر تن خود ‌می‌دید هنوز نتواسته برای مشکل قدیمی خود یعنی خطر آتش‌سوزی و مشکل اطفای آن چاره‌ای بیندیشد. این در حالی‌است که بر اساس گزارش‌های سازمان آتش‌نشانی، منطقه بازار با افزایش سالانه 30درصدی در آتش‌سوزی‌ها دست و پنجه نرم می‌کند.

آتش‌سوزی 8 مغازه در سرای حاج حسن بازار تهران در شامگاه روز دوشنبه هفته گذشته آخرین داغی بود که بر دل این بازار پیر تهران نشست. داغی که در آن 10 ایستگاه آتش‌نشانی و امداد و نجات حضور یافتند و پس از عملیاتی نزدیک به 3 ساعت و با به جا گذاشتن 9 آتش‌نشان مصدوم سرانجام در ساعات پایانی شب موفق به اطفای آن شدند. در فاصله کمتر از یک هفته این دومین آتش‌سوزی در محدوده بازار بود و نگرانی‌ها از ادامه روند چنین اتفاقاتی ادامه دارد.

بازار و بضاعت ناچیزش
با گسترش فعالیت‌های شهرداری تهران برای احداث ایستگاه‌های آتش‌نشانی در سال‌های اخیر به نظر می‌رسید بازار تهران از این بابت یکی از مستحق‌ترین بافت‌های شهر باشد که افزایش اقدامات ایمنی در آن به وضوح احساس می‌شد اما نه تنها بازار صاحب ایستگاه جدیدی نشد بلکه تنها ایستگاه آتش‌نشانی در بازار نیز در آستانه تعطیلی قرار گرفت. بازار بزرگ تهران که به واسطه مساحت زیاد و دالان‌های تنگ و باریکش امکان امدادرسانی را در مواقع بروز سانحه تقریباً ناممکن می‌کند، تنها از یک ایستگاه آتش‌نشانی در مرکز خود، مجاور امامزاده زید، بهره می‌برد. یکی از مهمترین مشکلات برای توسعه با افزایش ایستگاه‌های آتش‌نشانی در بازار پرحادثه تهران، سازمان میراث فرهنگی است. میراثی‌ها به کوچکترین ساخت و سازها در بازار واکنش نشان می‌دهند؛ چنان‌که در یکی از آخرین موارد، میراث فرهنگی به دلیل آنچه او تجاوز به محدوده امامزاده زید و گودبرداری‌های غیرمجاز دانسته مانع از توسعه تنها ایستگاه آتش‌نشانی این محدوده شده است.

مدیر روابط عمومی سازمان آتش‌نشانی تهران در این باره گفته است با توجه به این که بازار تهران جزو مناطق پرخطر محسوب می‌شود، نیازمند بیش از 2 ایستگاه آتش‌نشانی است، اما در حال حاضر بهترین مکان برای تنها ایستگاه آتش‌نشانی این منطقه همین مکانی است که 40 سال است، به ایستگاه آتش‌نشانی اختصاص داده شده است.

بهروز هاشمی تشکر، گزارشگر سابق واحد مرکزی خبر و روابط عمومی فعلی سازمان درباره ممانعت میراث فرهنگی از توسعه این ایستگاه گفت: اگر میراث فرهنگی به دنبال طرح شکایت و متوقف کردن تنها ایستگاه آتش‌نشانی در بازار تهران است، یک تعهد به سازمان بدهد که ایمنی بازار را بر عهده خواهد گرفت. در این صورت آتش‌نشانی نیز با وجدانی راحت بازار را ترک خواهد کرد.

بسیاری از کارشناسان بازار تهران را به آتش زیر خاکستر تشبیه کرده‌اند. وجود کالاهای سریع الاشتعال مانند کاغذ، ‌چرم، پتو، پارچه، کارتن، تینر، چوب و چسب و از همه مهم‌تر سیم‌کشی‌های فرسوده برق هر آن امکان یک فاجعه بزرگ را در بازار گوشزد می‌کند. کوچه‌ها و معابر تنگ و باریک و ازدحام جمعیت در بازار باعث می‌شود که در صورت بروز حادثه آتش‌نشانان نتوانند به موقع خدمت‌رسانی کنند. میراث خبر در گزارش خود از حادثه هفته گذشته بازار از زبان رئیس آتش‌نشانی تهران اینگونه نقل می‌کند: زمانی که شهردار تهران و مهدی چمران چندین بار حین حادثه با من تماس گرفتند به آنها گفتم فقط برای جلوگیری از یک فاجعه دعا کنید! «محمدرضا حاجی‌بیگی» از تأسیسات قدیمی و فرسوده برق در بازار و نیز بافت فرسوده این منطقه به عنوان معضلی نگران‌کننده یاد کرده: «شهرداری تهران طرح و برنامه‌ای برای ایمن‌سازی بازار آغاز کرده اما با توجه به مشکلات متعدد این محدوده باید تمهیدات جدی‌تری اندیشیده شود.»

بمبی در همسایگی بازار
درست زیر گوش بازار، در خیابان ناصرخسرو یک بمب ساعتی کار گذاشته شده است؛ انبار مواد شیمیایی! سولفات منگنز، سولفات روی، سولفات آلومینیوم، اسیدفلوئیدریک، اسیدبوریک و صدها اسید و ترکیب و سولفات و کربنات و هیدرات دیگر را می‌توانید درفروشگاه‌هایی بیابید که بر اساس آمارهای رسمی 250 تای آنها در خیابان ناصرخسرو است. تصور این حجم از مواد شیمیایی آن هم در خیابانی درست در قلب پایتخت، آن هم جایی که 5/1 تا 2 میلیون جمعیت شناور تهران در آن راسته تردد دارد، درست مثل رد شدن از کنار موشکی است که به زمین خورده اما هنوز عمل نکرده، کوچکترین خطا و اشتباهی می‌تواند چاشنی این بمب را آزاد کند.

 شهرداری در ادامه انتقال اصناف مزاحم و خطرناک در تهران پس از انتقال انبار چوب‌فروشان زیر پل چوبی، ساماندهی مرغ‌فروشان و پرنده بازان خیابان مولوی و یکی دو جای دیگر تصمیم گرفت انبارهای مواد شیمیایی را از محدوده بازار و ناصرخسرو خارج کند. اقدامی که با مخالفت‌های گسترده اعضای اتحادیه تهیه‌کنندگان و فروشندگان مواد شیمیایی همراه شد. چنان‌که در آن طرحی که شهرداری برای انتقال این صنف از خیابان ناصرخسرو در نظر داشت، مغازه‌های این فروشندگان خریداری نمی‌شود بلکه کسبه در مکان جدیدی که اتحادیه آن را در نظر می‌گیرد، واحدهای جدید تجاری خریداری می‌کنند و مغازه‌های خیابان ناصرخسروی آنها بدون کاربری، بسته خواهد شد. طرحی که به نظر غیر عملی می‌آید و تاکنون نیز توفیقی در اجرا حاصل نکرده است و کماکان ناصرخسرو نقش یک بمب ساعتی را بازی می‌کند.

نگرانی‌ از تکرار
آخرین خبرها از آتش‌سوزی بازار احتمال عمدی بودن آن را تأیید می‌کند. گفته می‌شود 2 مغازه‌ای پتوفروشی که آتش‌سوزی از آنجا آغاز شده در آستانه ورشکستگی قرار داشته‌اند. به این ترتیب با اوضاع نابسامان اقتصادی کشور و به ویژه قلب تپنده آن یعنی بازار تهران، نگرانی‌ها از احتمال افزایش آتش‌سوزی‌ها و حوادثی از این دست افزایش یافته است. مأموران بیمه می‌گویند بازاری‌ها یکی پس از دیگری، با ترس از احتمال وقوع مجدد چنین حوادثی، مغازه‌های خود را بیمه می‌کنند.

 در عین حال مقاومت‌های سیاسی- اجتماعی برای چاره‌اندیشی باعث شده بازار همچنان یک کلاف سردرگم باشد. بازار تهران در حال فروپاشى است و این هشدارى است که از چندین دهه قبل به گوش مى‌رسد. آنچنان که در اولین طرح جامع شهر تهران مصوب سال ۱۳۴۷ نیز براى آن برنامه‌هایى اندیشیده شد؛ برنامه‌هایى که هرگز اجرا نشد. دومین اقدام به اصلاحات در بازار نیز در فضایى دیگر به همین سرنوشت دچار شد و برنامه‌هاى غلامحسین کرباسچى شهردار اواخر دهه ۶۰ تهران براى این منطقه درگیر و دار جریان سیاسى به شکست انجامید و پس از آن انتقال بازار تهران که قرار بود در قالب یک طرح جامع به اجرا درآید فراموش شد. سال‌ها پیش محمود احمدی‌نژاد، شهردار وقت تهران درباره طرح جابه‌جایی بازار به محل نمایشگاه‌های دائمی تهران گفته بود: «انتقال بازار تهران امری نشدنی است چرا که بازار پدیده‌ای اقتصادی و اجتماعی است که با کل زندگی شهری پیوند دارد.» و اکنون بازاریان پیروزتر و البته نگران‌تر از همیشه به نفوذ در دل مناطق حاشیه‌اى و پیچیده‌تر کردن بازار می‌پردازند. پاساژ‌ها چپ و راست از هر نقطه‌ای در دل بازار سر برمی‌آورند و بازار هر روز خسته‌تر و مستأصل‌تر به نظر می‌رسد؛ هرچند هر روز سر و شکل آن را با پیاده‌راه و کالسکه و درشکه بزک کنند!

کد مطلب 19669

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین