سید مرتضی رضوی کشمیری را اولین بار با کتاب مع رجال الفکر فی القاهره شناختم. کتابی که ضمن آن مصاحبه های متعددی با دانشمندان دهه شصت تا هشتاد قاهره کرده بود و از آنان مطالب زیادی در باره روش پژوهش و دیدگاه ها و اختلاف مذاهب و تشیع پرسیده بود. کتابی بود بسیار عالی و نفیس. همان زمان دریافتم که نشری در قاهره دارد با عنوان مکتبه النجاح و کتابهای شیعی معتدل را چاپ می کند. او از دانشمندان مصری که آن زمان هنوز گرفتار سلفی گری افراطی وهابی و ابن تیمیه ای نشده بودند می خواست تا بر آن کتابها مقدمه بزنند و آنها را چاپ می کرد. رضوی الحق یکی از پیشگامان وحدت اسلامی بوده و هست و کتابش با عنوان فی سبیل الوحدة الاسلامیه یکی از منابع قابل توجه در این موضوع است. بارها ایشان را در قم دیدم. اما دیگر خبری از ایشان نداشتم تا این که اکنون کتاب حاضر را با عنوان مذکرات حول الدوله العربیه و الاسلامیه (تهران، 1390، 516ثث) دیدم. خاطرات و زندگی نامه وی.
این کتاب سرشار از اطلاعات مهمی است که از اوضاع فرهنگی مصر دهه شصت و هفتاد در اختیار ما مینهد. نامه های فراوانی که عالمان آن دیار نوشته اند و اکنون همه آنها در این کتاب آمده است. وی شرح دیدار های خود را با بسیاری از آن استادان نوشته و نامه های خصوصی که برای وی نوشته اند آورده است. نخستین سفرهای وی به مصر در سال 1957 و دور بعدی سفر وی در دهه هفتاد میلادی بوده است.
شرح چاپ کتابهایی که او در مصر عرضه کرده حاوی نکات جالبی است. این مرد یک تنه کار چندین موسسه را انجام داده است. وی کتاب مصادر نهج البلاغه و اسانیده را با مقدمه استاد دکتر تفتازانی منتشر کرد و این استاد متنی در باره وسائل الشیعه نوشته که خواندنی است (ص 71).
اعتراف به وجود معارف اهل بیت در متون شیعی به ویژه وسائل الشیعه در نامه ها و اسناد دیگری که وی در این کتاب آورده وجود دارد. مع الاسف آن دوره از دست رفت و ما از ارتباط با نسل بعدی علمای مصری به دلیل دور شدن از ایران محروم ماندیم چنان که آنان.
در این کتاب نامه هایی از مرحوم شرف الدین هست که در سال 1375 ق برای وی نوشته است و ضمن آن از جد آقای رضوی یعنی مرحوم سید مرتضی کشمیری ستایش کرده است. (254) نامه ای از باقوری وزیر اوقاف مصر، شهید صدر، بنت الشاطی، حفنی داود، سلیمان دنیا، عبدالکریم خطیب، عبدالفتاح مقصود و بسیاری دیگر در این کتاب آمده است.
به هر روی ما در این کتاب با یک روحانی سروکار داریم که تهران و نجف و قاهره را به هم پیوند زده و سالها در این زمینه فعالیت کرده است. (رسول جعفریان ـ 12 بهمن 90)
نظر شما